آن روز که برقراری نظام ارجاع با محوریت پزشک خانواده به عنوان راهبرد محوری اصلاح نظام سلامت کشور مورد وفاق و انتخاب اندیشمندان و سیاستگذاران بخش بهداشت و درمان قرار گرفت، حتی خوشبینترین افراد هم گمان نمیکردند استقرار چنینبرنامه بزرگی از محاق قانونی و پیچ و خمهای اجرایی کشوری با سطح توسعه یافتگی کشور ما موفق خارج شود، اما این اندیشه به دیدمان غالب گروهی از کارشناسان بخش سلامت کشور تبدیل شد که دل در گروی ارتقای کارایی نظام سلامت برای بهرهمندی عزتمند و عدالتمدار مردم شریفمان از خدمات و مراقبتهای سلامتی داشته و دارند. دیدمانی که چه در تدوین قوانین و احکام برنامهای این چند ساله و چه در تنظیم برنامههای عملیاتی بخشهای سلامت و رفاه اجتماعی رخ نمود و راه خود را در میان منتقدان و مخالفان در شرایطی باز کرد که برخی بر این باور بوده و هستند که انتخاب این راهبرد از ابتدا سنگ بزرگی بود که برداشتن آن بر نزدن دلالت داشت. واقعیت این است که نهتنها در کشور ما بلکه در بسیاری از کشورها، فراهم کردن و توزیع عادلانه خدمات سلامت با استفاده از منابع موجود مهمترین چالش نظامهای سلامتی محسوب میشود.
معمولا در همه نظامهای سلامتی برای اتخاذ این تصمیمها و انتخابهای راهبردی، مبانی و اصول بنیادین عدالت، کیفیت و کارایی نظام سلامت به منظور پاسخگویی به نیازهای سلامت افراد و جامعه مورد توجه و ملاک عمل قرار میگیرد. در این سامانه آحاد مردم برای دریافت خدمات سلامتی به پزشک خانواده به عنوان واحد اصلی ارائه و ثبت خدمات و مراقبتهای بهداشتی و درمانی در همه ابعاد سلامتی مراجعه میکنند و در صورت نیاز به خدماتی که امکان انجام آن توسط واحد پزشکی خانواده نباشد، پس از معرفی و هدایت او، به مراجع تخصصی سلامتی مراجعه خواهند کرد.
کسانی که همچون نگارنده به نوعی درگیر طراحی و رفع موانع و مقاومتهای فراسوی استقرار نظام ارجاع و پزشک خانواده بودهاند بر این باورند که این راهبرد انتخاب شد تا زمینه دسترسی عادلانه همگان به خدمات سلامت را برای حفظ، اعاده وارتقای سلامت آحاد جامعه، فراهم کند. از نظر عملیاتی، تقارن ارائه آن با تدوین پیشنهاد ارتقای بیمه روستاییان و ابلاغ قوانین برنامه چهارم توسعه و ساختار نظام جامع رفاه و تامین اجتماعی، فرصت مناسبی بود تا با ادغام این دوبرنامه مترقی، ابتدا روستاییان و عشایر کشور از خدمات یکپارچه سلامت بهرهمند شوند. این مهم هرچند در عمل با کاستیهایی مواجه شد، اما صرف نظر از مشکلات آن که به زعم اینجانب برگرفته از وجود محدودیتهای قانونی و معلول توسعه نیافتگی زیرساختهای اجرایی است، میتوان آن را سنگ بزرگ اصلاح نظام سلامت دانست که با تلاش، مداومت و صبوری همه ما شایسته به هدف نشستن باشد.
دکتر حمیدرضا صفیخانی
عضو تیم اولیه طراحان برنامه پزشک خانواده