البته ابتدا باید از شفافیت این حضرات عالیقدر سپاسگزاری شود که حرف دلشان را زدند و بدون کمترین لاپوشانی و ملاحظه، متفقالقول گفتهاند حالا که همه مکانهای برگزاری کنسرت پولهای آنچنانی میگیرند و بلیتهای آنچنانیتر میفروشند، ما چرا نگیریم؟ مدیر تازه منصوب تالار وحدت اظهار کرده: تالار وحدت استانداردترین تالار جمهوری اسلامی ایران است و کسانی که میخواهند بهترین برنامهها را گوش کنند، باید بیشترین هزینه را پرداخت کنند.
اول این که ایشان به بهترین برنامه اشاره داشتهاند، نه بهترین مکان و دوم این که معنی بیشترین هزینه در اینجا نامعلوم است. جالب آن که در ادامه ایشان فرمود: «برنامههای تالار وحدت فاخر است و ما باید برای هنر فاخر، پول بیشتری از مخاطب بگیریم.» جدا این هنر فاخر هم عجب داستانی پیدا کرده است!
مگر ما معیار و ملاک فاخر بودن یا نبودن را در دست داریم که به قول مختاباد باید برایش خرج فاخر بکنیم؟ ثانیا به مصداق آن ضربالمثل، کدام بقالی میگوید که کالایش فاخر نیست؟ گذشته از همه اینها نقش وزارت ارشاد در این بین چیست؟ درست است که بنیاد رودکی باید خودکفا باشد و تالار وحدت هزینههای بالایی دارد؛ درست است که این تالار استاندارد باید درآمد کسب کند و... همه اینها درست اما مگر این تالار زیرمجموعه ارشاد نیست؟ پس نقش حمایتی ارشاد چه میشود؟ پس توصیه جناب وزارت بر حمایت از تولید موسیقی فاخر چه فرجامی پیدا میکند؟ گذشته از همه اینها مدیر محترم تالار وحدت مگر در بخشنامه اخیرشان نفرمودند که در 3 ردیف اول تالار، زوجهها باید از زوج خود جدا باشند و از ردیف 4 به بعد بنشینند؟ مگر محدودیتهای جدی برای عکاسهای رسانهها ایجاد نشده است؟ مگر کنسرت در تالار وحدت پس از بلیتفروشی و 2 ساعت مانده به اجرا لغو نشد؟ آیا اینها هم از ویژگیهای استاندارد شدن است یا افزایش 500 درصدی قیمت بلیت، ملاک ما برای استاندارد است؟
مدیرعامل بنیاد رودکی، یکی دیگر از علل افزایش قیمت بلیت در تالار وحدت را چنین عنوان کرده است: افزایش قیمت شاید به این دلیل باشد که گروههای دیگری از جمله شجریان، لطفی و دیگران برای اجرا در تالار وحدت نیز راغب شوند.
به هر حال همه اذعان دارند، هزینههای برگزاری کنسرت بسیار بالاست اما متاسفانه بار همه این هزینهها بر دوش مخاطبان و علاقهمندان هنر موسیقی است و طبیعتا در چنین شرایطی قشر عظیمی از مخاطبان واقعی موسیقی که اهالی فرهنگ و بویژه دانشجویان و هنرجویان هستند نمیتوانند از عهده خرید بلیتهای گران برآیند و در این شرایط، به جای اینکه مکانهایی چون سعدآباد، نیاوران، میلاد، تالار کشور و.. تحت فشار افکار عمومی و مدیریت دولتی از هزینهها و اجاره محل بکاهند، وزارت ارشاد نیز در قفای این اجحافات روان شده و قصد رسیدن به آنها را دارد و این جفایی است که بر اهل فرهنگ میرود...
حمیدرضا عاطفی