با دکتر مهدی غضنفری ، رئیس سازمان توسعه تجارت‌

فرصت اشتباه نداریم‌

افزایش بی‌سابقه صادرات غیرنفتی از نقاط مثبتی است که دولت نهم با تبلیغات و از تریبون‌های مختلف آن را اعلام می‌کند.از حق هم نگذریم، باید اذعان کرد حجم و ارزش آنچه که تحت عنوان صادرات غیرنفتی قید می‌شود، در 3 سال اخیر رشد قابل ملاحظه‌ای را به خود دیده است و از این منظر باید به دولت تبریک گفت، اما آنچه بیشتر محل مناقشه قرار می‌گیرد ، ترکیب صادرات غیرنفتی است ؛ در واقع مساله اصلی همان دعوای قدیمی نفتی بودن صادرات غیرنفتی است ؛ به طوری که اگر آمار محصولاتی که منشا نفتی دارند از صادرات غیرنفتی کم‌ کنیم، رقم باقی مانده چندان قابل اعتنا نیست.
کد خبر: ۱۹۶۸۱۶
برای بررسی بیشتر این مساله با مهدی غضنفری، معاون وزیر بازرگانی و رئیس سازمان توسعه تجارت کشور گفتگو کرده‌ایم.

در سند چشم‌انداز 20 ساله کشور قرار است ما کشور اول منطقه باشیم از نظر اقتصادی با توجه به این که چند سالی از زمان ابلاغ این سند می‌گذرد، سهم ایران از صادرات غیرنفتی منطقه چقدر است و ما در چه رتبه‌ای قرار داریم؟

در بین کشورهای منطقه ترکیه، عربستان و امارات جلوتر از ما هستند.

آیا این رتبه با احتساب صادرات نفتی است یا غیرنفتی؟

شامل هر دو است.

آیا رقمی از میزان صادرات غیرنفتی این کشورها و مقایسه آن با صادرات کشورمان دارید؟

باید استخراج کنیم، اما آنچه مسلم است، اگر آهنگ شتابان صادرات غیرنفتی را دنبال نکنیم، قاعدتا در چشم‌انداز 1404 جایگاه مناسبی نخواهیم داشت.

از حدود 21 میلیارد دلار صادرات غیرنفتی سال گذشته سهم صادرات محصولات پتروشیمی و میعانات گازی چقدر بوده است؟

از 21 میلیارد دلار صادرات غیرنفتی سال گذشته، 8/5 میلیارد دلار آن میعانات گازی بوده و باقی آن یعنی حدود 15 میلیارد دلار دیگر محصولات صادر شده بود.

از 15 میلیارد دلار صادرات غیرنفتی انجام شده بدون احتساب میعانات گازی، سهم ارزشی صادرات محصولات پتروشیمی چقدر بوده است؟

فکر کنم حدود 4 میلیارد دلار.

بنابراین حدود 10 میلیارد دلار از صادرات غیرنفتی به صدور میعانات گازی و محصولات پتروشیمی برمی‌گردد.

بله.

با توجه به نظر برخی کارشناسان و همچنین بررسی‌های انجام شده از سوی مرکز پژوهش‌های مجلس، میعانات گازی و محصولات پتروشیمی نباید جزو صادرات غیرنفتی محسوب شود و می‌توان گفت رشد صادرات غیرنفتی که بخش قابل‌توجهی از آن میعانات گازی و محصولات پتروشیمی است، نمی‌تواند افتخارآمیز باشد البته ناگفته نماند وقتی ما میعانات گازی را از صادرات غیرنفتی کم و رشد را محاسبه می‌کنیم، در 3 ماه نخست امسال 36 درصد رشد نشان می‌دهد.

البته ممکن است بخشی از این رشد نیز ناشی از افزایش قیمت‌های جهانی باشد.

بله درست است. بخشی ناشی از افزایش قیمت‌های جهانی است، به طوری که هر کیلو کالا را در 4 ماه نخست سال گذشته 43 سنت و امسال 55 سنت فروختیم اما همه افزایش صادرات غیرنفتی ناشی از افزایش رشد قیمت ‌های جهانی نیست ؛ چون وزن کالاهای صادراتی نیز افزایش یافته و نمی‌توانیم بگوییم ناشی از رشد قیمت کالاهاست ، چون کالای بیشتری از کشور خارج شده است و در 4 ماهه نخست امسال 11 هزار تن کالا صادر شده، در حالی که در سال گذشته در همین مدت 10 هزار تن کالا صادر شده که در حجم صادرات 6/8 درصد رشد نشان می‌دهد.

بیشتر در چه نوع محصولاتی حجم صادرات افزایش یافته است؟

نمی‌توان دقیق گفت. چون در گروه‌های مختلف ازجمله محصولات صنعتی، کشاورزی و پتروشیمی متفاوت است. برخی کالاها وزنشان افزایش و ارزششان کاهش یافته است یا بالعکس و یکی از مشکلات ما در این باره کدهای کالایی است، درباره برخی کدهای کالا کارشناسان ما و دستگاه‌های مختلف اختلاف‌نظر دارند.

به عنوان مثال، ممکن است دستگاهی بگوید کالایی جزو پتروشیمی است و دستگاهی بگوید معدنی است یا در مورد صنایع تبدیلی، ممکن است بخش صنعت و بخش کشاورزی با هم اختلاف‌نظر داشته باشند و هر بخش بگوید کدش را به ما بدهید. مثلا در کمپوت، هم کشاورزی نقش دارد و هم صنعت و یک نوع اختلاف‌نظر وجود دارد و گاه این کدها با هم اختلاط پیدا می‌کند ابتدا باید این اختلاف‌نظرها را رفع کنیم تا مقایسه‌ها با سال قبل معنا پیدا کند.

اگر اشخاص هر سال کدها را به دلخواه جابه‌جا کنند، مقایسه معنا ندارد؛ چراکه ممکن است دستگاهی وقتی می‌بیند کدی با کاهش صادرات مواجه است آن را حذف کند و کدی را که با افزایش مواجه بوده در مجموعه بگذارد و بگوید صادراتم افزایش یافته است.

ما برای حل این مشکل جزوه‌ای تهیه کرده‌ایم و تمامی کدهایی را که تردید داشتیم که جزو پتروشیمی هستند یا معدن یا صنعت ، آماده و به جمعی از متخصصان دستگاه‌های مختلف ارائه کرده‌ایم و یک هفته فرصت دادیم تا هر کدی را که فکر می‌کنند مثلا مربوط به پتروشیمی است ، نگه دارند و هر کدی را که فکر می‌کنند مربوط به معدن و صنعت است ، خط بزنند. در صورت نهایی شدن این کدها آن را به گمرکات خواهیم داد تا براساس آن عمل کنند تا اختلاطی به وجود نیاید.

برگردیم به انتقاد کارشناسان و نظر مرکز پژوهش‌های بازرگانی... .

در جلسه‌ای که سال 80 یا 81 در دولت هشتم برگزار شد، تصمیم گرفته شد که چه کدهایی را صادرات غیرنفتی بدانند و چه کدهایی را صادرات نفتی. در همان جلسه میعانات گازی که به وسیله شرکت ملی نفت صادر می‌شد جزو نفت به حساب آمد و باقی صادرات آن را جزو صادرات غیرنفتی لحاظ کردند.

این توافقی بود که براساس آن آمارها منتشر شده است؛ اما به دلیل تردیدهایی که درخصوص میعانات گازی وجود داشت که آیا جزو صادرات غیرنفتی محسوب شود یا خیر، شروع کردیم به ارائه آمار به 2 شکل؛ با احتساب میعانات گازی و بدون احتساب آن تا مردم و محققانی که می‌خواهند آمار شفاف پیش رویشان باشد، بتوانند به آن دسترسی داشته باشند.

اما در خبرها وقتی شما رقم صادرات غیرنفتی را اعلام می‌کنید، یک رقم کلی می‌دهید که میعانات گازی و محصولات پتروشیمی نیز درون آن است.

از سال گذشته طبق مصوبه‌ای که داشتیم، آمار به 2 شکل ارائه می‌شود؛ هم با میعانات گازی و هم بدون میعانات گازی. بنابراین اولین تردید را ایجاد کردیم و گفتیم عده‌ای میعانات گازی را جزو صادرات غیرنفتی نمی‌دانند، آمار تفکیکی نیز بدهیم.

به دنبال آن هستیم که پس از روشن شدن تکلیف کد برخی محصولات که در آن جزوه آمده است، تکلیف میعانات گازی نیز مشخص شود؛ چراکه در این مورد نیز مشکل وجود دارد. ما با تعدادی محصولات پالایشگاهی مواجهیم و این تردید وجود دارد که آیا جزو صادرات غیرنفتی است یا خیر. به هر حال، میعانات گازی نیز از پالایشگاه بیرون می‌آیند و کار روی آنها انجام می‌شود.

شما چه فکر می‌کنید. آیا باید جزو صادرات غیرنفتی باشد یا خیر؟

معتقدم باید آمارها را به صورت خانواده بدهیم، یعنی بگوییم خانواده صنعت، خانواده کشاورزی و خانواده محصولات پالایشگاهی. برای این که معتقدم ما از فضای نفت یکباره به فضای غیرنفتی نمی‌آییم و با یک طیف سر و کار داریم و باید این انعطاف وجود داشته باشد و مخاطب بداند با یک طیف سر و کار دارد. درست است که محصولات پتروشیمی و میعانات گازی پایه‌اش نفتی است، اما اینها واقعا صادرات غیرنفتی است و مستقیم از چاه بیرون نمی‌کشیم که بفروشیم.

درست است که روی آن کار می‌شود، اما باز به نوعی خام‌فروشی است؟

به نظر شما کجا باید ایستاد، بعد از 2 تا کار، 3 تا کار یا 4 تا کار؟

به نظر من باید ارزش افزوده بیشتری ایجاد کند.

بنابراین سنگی که به صورت کوپه صادر می‌کنیم چه؟ آیا صادرات غیرنفتی است؟

غیرنفتی است، اما به هر حال آن هم اشتباه است و می‌توان ارزش افزوده بیشتر از این ایجاد کرد.

من هم موافقم میعانات گازی کار کمتری رویش انجام و ارزش افزوده کمتری ایجاد شده، اما مشکل این است که تا اسم میعانات گازی یا محصولات پتروشیمی به میان می‌آید، می‌گویند پایه نفتی است. می‌خواهم بگویم پایه نفتی و صادرات غیرنفتی در ذهن‌ها به هم آمیخته است؛ در حالی که اینها با هم فرق دارند.

مطلبی که شما می‌گویید درست است. هر قدر تعداد فرآیندها روی این محصولات بیشتر باشد، از نفت بیشتر دور می‌شویم، اما ممکن است باز هم پایه نفتی باشد و 10 تا فرآیند هم رویش انجام شود. ما درباره صادرات غیرنفتی می‌گوییم هر چیزی که نفت و گاز نباشد، غیرنفتی است. اما با این تعریف نمی‌خواهم آمار صادرات غیرنفتی خودم را بالا ببرم، اما روی خیلی از محصولات غیرنفتی که الان صادر می‌شود، فرآیند کمی صورت می‌گیرد. بنابراین از اینجا به بعد باید بگوییم با ارزش افزوده و بدون ارزش افزوده.

برای طبقه‌بندی آمار صادرات آیا مدل خاصی را پیشنهاد می‌کنید؟

می‌توانیم 3 تقسیم‌بندی داشته باشیم. محصولات نفتی (نفت خام، گاز)‌، محصولاتی که فرآورده‌های پالایشگاهی هستند (مثل میعانات گازی)‌ و محصولات غیرنفتی. تقسیم‌بندی دیگری نیز هست که داریم رویش کار می‌کنیم؛ محصولات نفتی که شامل نفت خام و گاز هستند و محصولات غیرنفتی که غیر از این دو هستند.

در بخش محصولات غیرنفتی می‌توانیم 3 تقسیم‌بندی داشته باشیم؛ ارزش افزوده کم، ارزش افزوده متوسط و ارزش افزوده زیاد. در این زمینه می‌‌توانیم 3 گونه آمار به جامعه ارائه کنیم تا مردم درباره کالاهایی که با ارزش افزوده کم صادر کردیم از ما طلبکار شوند؛ مثل میعانات گازی، سنگ معدن، محصولات کشاورزی و... .

در واقع نگرانی شما، مجلس و مردم این نیست که چرا اسم این محصولات را گذاشتیم غیرنفتی، بلکه بحث ارزش افزوده است و نباید با واژه‌ها دعوا کنیم.

تعاریف و تقسیم‌بندی جهانی از محصولات صادراتی چیست؟

تعاریف جهانی را خیلی دنبال کردیم. در کشورهای دنیا نفتی و غیرنفتی ندارند و آمار صادرات را با هم اعلام می‌کنند. کشورهایی هستند که اصلا نفت ندارند، اما باید بگویم سازمان توسعه تجارت در مقابل انتقادهایی که در روزنامه‌ها و مرکز پژوهش‌های مجلس مطرح می‌شود، بی‌تفاوت نیست و اگر درصدد پاسخگویی برنیامدیم به این علت است که نمی‌خواهیم یک بحث غیرآماده را مطرح کنیم و آنچه در آمار اعلام می‌شود، براساس صورتجلسه سال‌های 80 و 81 است که به آن اشاره شد.

از سال گذشته شروع به ارائه آمار تفکیکی کردیم و در حال حاضر نیز دنبال صورتجلسه جدیدی هستیم که اگر موافقت دستگاه‌ها را بگیریم، این مشکل را به گونه‌‌‌ای که معقول باشد حل خواهیم کرد که البته فقط میعانات گازی نیست بلکه شانزده هفده محصول است که خروجی پالایشگاهی هستند که طیفشان به نفت نزدیک است مثل قیر و یک بحث جدی در این زمینه وجود دارد که اگر جزو محصولات غیرنفتی محسوب نشوند، باید مالیات بدهند و با کار کارشناسی که آغاز شده این محصولات در حال بررسی‌‌اند تا مشخص شود آیا نفتی هستند یا غیرنفتی.

سال‌هاست که مسوولان در هر دوره‌ای از لزوم رشد صادرات غیر نفتی، توسعه بازارهای صادراتی، بهبود کیفیت بسته‌بندی و... صحبت می‌کنند و وعده‌های بسیاری می‌دهند، ولی وقتی روند صادرات غیرنفتی را بررسی می‌کنیم حرکت بسیار کند است و در جاهایی احساس می‌شود که در جا می‌زنیم. به عقیده شما دلیل این کندی چیست؟

من هم مثل شما سختگیرانه صحبت می‌کنم،‌ اما لازم است که مقداری امید هم در آن ببینیم. نکته‌ای که باید به آن توجه داشته باشیم این است که وقتی هدفی را تعیین و به سمت آن حرکت می‌کنیم، رقیبانی نیز وجود دارند. وقتی رقیب می‌دود شما هم باید بدوی. شاید یک زمانی شما هدفت این بوده که محصولت را با بسته‌بندی صادر کنی.

وقتی با بسته‌بندی صادر کردی، می‌گویی به هدفم رسیدم، اما در صادرات غیر نفتی این طور نیست. وقتی شما با بسته‌بندی صادر می‌کنی، رقیب شما با بسته‌بندی بهتری صادر می‌‌کند، پس ممکن است شما بازار را از دست بدهی.

چرا نگاهمان بلند‌مدت نیست که با پیش‌بینی حرکت رقیب گام برداریم؟

یکی‌یکی باید مسائل را باز کنیم و نگوییم کاری نشده است و همه آمدند و گفتند و رفتند.

به هر حال وقتی 3 قلم مهم کالاهای غیرنفتی مثل فرش، پسته و زعفران را بررسی می‌کنیم، می‌بینیم شرایط خوبی نداریم و بسیاری از این محصولات به صورت فله صادر می‌شوند؟

یک نقطه وجود ندارد که بگوییم سازمان توسعه تجارت به آن نقطه و هدفش رسیده است. به عبارتی قله دماوندی وجود ندارد که اگر به قله رسیدیم بگوییم برنده شدیم. در واقع یک جاده است که ما و رقبا در آن در حال حرکتیم و هر کس سرعتش بیشتر باشد، جلوتر است.

ممکن است ما یکی دو ماه جلو بزنیم و بازار را به دست بگیریم و آنها یک تکنیک به خرج دهند و بازار را از دست ما خارج کنند و باید به این نکته توجه کنیم که همیشه یک رقابت مستمر وجود دارد. حالا یکی‌یکی می‌آییم سراغ روش‌‌ها.

یکی از روش‌هایی که سازمان توسعه تجارت به کار می‌گیرد سیاست‌های تشویقی است و می‌گوییم اگر صادرات شما ارزش افزوده بیشتری داشته باشد 3 درصد جایزه می‌گیرید و اگر ارزش افزوده نداشته باشد، جایزه نمی‌گیرید یا اگر محصولی را با بسته‌بندی کوچک صادر کردید جایزه می‌گیرید و اگر محصولی را به صورت فله فروختید. اصلا جایزه نمی‌گیرید.

در حال حاضر به دنبال مصوبه‌ای در کمیسیون اقتصاد هستیم که براساس آن اگر زعفران از 30 گرم بالاتر صادر شود باید عوارض بدهد و جریمه شود. برای آن که ما در سال‌‌های گذشته ظرفیت خوبی در بسته‌بندی ایجاد کردیم و این گام‌ها برداشته شده و الان باید با اصلاح سیاست‌ها صادر‌کنندگان را تشویق کنیم که از این ظرفیت‌ها استفاده کنند تا ارزش افزوده بیشتری در محصولات صادراتی ایجاد شود.

بحث اخذ عوارض و جریمه، یک سیاستگذاری است که در کمیسیون اقتصاد از آن دفاع کردیم و آنها نیز پذیرفتند و در صورت تصویب آن،‌ هر کس با بسته بالاتر از 30 گرم زعفران صادر کند جریمه و هر کس با بسته‌های کوچک‌تر از 30 گرم صادر کند، جایزه صادراتی می‌گیرد و اگر با یک گرم بسته‌بندی صادر کند 10 درصد جایزه صادراتی می‌‌دهیم.

ممکن است افرادی دست به قاچاق بزنند و از مجاری غیررسمی محصول را خارج کنند؟

در مورد مواد غذایی قاچاق آن دردسر دارد برای آن که کشورهای اروپایی باید از مبدا و منشاء کالا مطمئن باشند و سوپرمارکتی که می‌خواهد آن را استفاده کند اگر از مرجع آن مطمئن نباشد آن محصول را در قفسه قرار نمی‌دهد.

بنابراین محصولاتی که درحال حاضر به صورت فله خارج می‌شوند، خروجشان قانونمند است؟

بله. الان قانونمند خارج می‌شود، ولی در آینده صدور فله‌ای عوارض دارد که در کنار سیاست‌های تشویقی برای صدور بسته‌بندی شده به اجرا در خواهد آمد.

چرا گرایش به خرید و صدور فله‌ای وجود دارد؟

یک مثال می‌زنم. وقتی عده‌ای از اسپانیا با جیب‌های پرپول وارد می‌شوند و هنوز هم فصل برداشت نشده موفق می‌شوند از کشاورزان ما که نیازمند پول هستند سلف خری کنند بنابراین کشاورز هم به صورت فله محصولش را به این افراد می‌فروشد.

چرا حمایت‌ها ضعیف است که کشاورز به فروش محصول خود به این‌گونه افراد علاقه نشان می‌دهد؟

تسهیلات بانکی با کارمزد پایین باید به کمک سیاست‌های ما بیاید، اما ما نمی‌توانیم بانک‌ها را مقید کنیم که وام بدهند. به هر حال برای توسعه صادرات یک مجموعه از سیستم‌های خدماتی مثل سیستم حمل و نقل، سردخانه، حمل بار هوایی، بسته‌بندی و... باید وجود داشته باشد تا صادرات توسعه پیدا کند و اگر در هر یک از این بخش‌ها ضعیف باشیم حرکتمان با مشکل روبه‌رو می‌شود.

برای همین کارهایی را طی دو سه سال در سازمان توسعه تجارت آغاز کردیم و کمک می‌کنیم پایانه‌ها ساخته شود و پایانه‌ها جاهایی هستند که تجهیزات لازم در آن جمع است تا صادرکننده بتواند کالایش را صادر کند. من می‌خواهم نگاه شما را از نگاه نقطه‌ای به سیستمی متوجه کنم تا ببینید چه تعداد از سیستم‌ها باید در کنار هم خوب کار کنند تا بتوانیم صادرات داشته باشیم.

در مورد نگاه سیستمی این مسوولان و تصمیم‌گیران هستند که باید چنین نگاهی داشته باشند،‌ اما با وجود تاکیدی که در هر دوره بر این نگاه سیستمی شده، هنوز کار زیادی انجام نشده است؟

کارهای نقطه‌ای بسیاری انجام شده، مثلا ما در سازمان توسعه تجارت یک نمایشگاه دائمی بسته‌بندی افتتاح کردیم. وقتی شما وارد این نمایشگاه می‌شوید تمام نمونه‌های بسته‌بندی کالاهای داخلی و خارجی را مشاهده می‌کنید.

این کار را ما انجام دادیم و قبلا نبوده است و این‌گونه نیست که هیچ کاری انجام نشده باشد. به هر حال هر یک از اربابان صنعت و صادرکنندگان اگر طرحی بخواهند و نیاز به بسته‌بندی مناسب برای محصولات خود داشته باشند می‌‌توانند از متخصصان بسته‌بندی کمک بگیرند؛ بنابراین شروع کردیم سوراخ‌هایی را که در این سیستم و مجموعه وجود داشت، پر کنیم.

چقدر موفق شدید صادرات فله را به سمت بسته‌بندی گرایش بدهید؟

تعیین درصد خیلی سخت است.

به هر حال خروجی را دارید که چقدر فله صادر شده است؟

بخشی از صادرات باید به صورت فله هم باشد، چرا که بسیاری از کارخانه‌های مواد غذایی که در محصولات خود از پسته استفاده می‌کنند خریدشان به صورت فله است.

اما همان‌طور که می‌دانیم بخشی از زعفران ما به صورت فله صادر و با بسته‌بندی اسپانیا در قفسه‌ها قرار می‌گیرد؟

می‌‌خواهم همین الان خبر خوشی را اعلام کنم که در حال حاضر در بسیاری از قفسه‌های سوپرمارکت‌های اسپانیا زعفران بسته‌بندی شده ایران هم در کنار زعفران بسته‌بندی شده اسپانیا وجود دارد و ما توانستیم با همت بخش‌خصوصی این کار را انجام دهیم و این رخدادی است که اگر 2 سال پیش از من می‌پرسیدید می‌گفتم نه این کار را نکردیم.

در مورد فرش چه‌طور؟‌ به نظر می‌رسد هنوز در مورد ثبت مالکیت خصوصی طرح‌ها اقدامی صورت نگرفته است؟

برای اطلاع دقیق‌تر باید با مسوولان شرکت سهامی فرش و سازمان‌های متولی صحبت کنید.

به هر حال شما رئیس سازمان توسعه تجارت هستید و باید در این زمینه نیز تلاش‌هایی کرده باشید؟

ما به دوستان گفتیم در هر تلاشی که برای ثبت مالکیت معنوی طرح‌های ایرانی انجام دهند کمکشان می‌کنیم، حتی در هزینه‌هایش.

ولی به نظر می‌رسد در این سال‌ها فقط حرف زده شده و کاری نشده است؟

دوستان ما در شرکت‌ سهامی فرش اعلام می‌کنند که اگر طرح‌های ایرانی را ثبت هم بکنیم بالاخره چین، ترکیه، پاکستان هر یک می‌‌توانند با تغییر جهت یکی از گل‌‌ها آن را کپی و به نام خود ثبت کنند و از آنجا که تنوع رنگ، گل و طرح در فرش‌های ایرانی بسیار است، ثبت آنها کار مشکلی به نظر می‌رسد.

بنابراین با این صحبت‌ها به نظر می‌رسد کار را منتفی شده می‌دانید؟

نه اصلا. به هر حال باید یک ابتکاری به خرج بدهیم.

وقتی همه رفتند و بازار را گرفتند چه سودی دارد؟

من متوجه هستم که شما سرعت عمل می‌خواهید. به هر حال به سازمان‌های متولی فرش پیشنهاد کرده‌ایم که با سازمان‌های بین‌المللی ثبت‌کننده مشورت کنند تا برای ثبت میراث فرهنگی و ملی‌مان راهکاری پیشنهاد شود. ظاهرا‌ آنها نیز شروع کرده‌‌اند.

پس تازه بعد از این همه سال دارند تماس می‌گیرند؟

نه. تماس که از قبل بوده و این اطلاعاتی را که من داده‌ام نیز ناشی از همین تماس‌ها بوده. بالاخره کار سختی است.

در این چند سالی که بحث تحریم‌ها شدت گرفته، این محدودیت‌‌ها تا چه حد روی بازارهای هدف ما تاثیر داشته است؟

فشار تحریم‌ها و نوک پیکان حمله روی مسائل بانکی است. وقتی مسائل بانکی تحت فشار قرار می‌گیرد، نظر تحریم‌کنندگان این است که ما در تجارت آسیب خواهیم دید و اگر نتوانیم نقل و انتقال پولی انجام دهیم کالا نیز نمی‌‌تواند جابه‌جا شود؛ اما باید به این نکته توجه کرد که آیا در شرایط فعلی دنیا می‌شود جلوی انتقال پول را گرفت؟ پاسخ این است که بسیاری از بانک‌ها ریسک‌پذیر نیستند و به‌گونه‌ای وابستگی‌‌های سیاسی دارند و به اعمال تحریم‌ها پاسخ مثبت داده‌اند و تلاش می‌کنند با ما وارد تعامل نشوند یا اگر تعامل می‌کنند، خیلی راحت از آن چشم‌پوشی می‌کنند.

اما نکته اینجاست که بسیاری از بانک‌ها در دنیا در نقطه‌ای نیستند که این سیاست‌ها را قبول داشته باشند و بپذیرند و اصولا ریسک پذیرند و دنبال فرصت‌هایی می‌گردند تا مسائل کشوری را که دچار مشکل انتقال پول می‌شود حل کنند؟

بیشتر در چه کشورهایی هستند؟

بهتر است اسمی از آنها نبریم. به هر حال در همه کشورها هستند. اما به نوعی هزینه را بالا می‌برند و درآمد خوبی نیز کسب می‌کنند. همچنین در کنار این بانک‌ها صرافی‌ها نیز هستند که می‌توانند نقل و انتقال پولی انجام دهند که آنها نیز هزینه‌ها را بالا می‌برند. به عبارتی با وجود تحریم‌ها ما همواره برخی روش‌ها را پیش‌رو داریم و علی‌رغم این‌که یک مقدار ریسک و هزینه‌اش بالاست، اما با استفاده از این روش‌ها می‌توانیم نقل و انتقال پولی داشته باشیم.

همچنین برخی فروشندگان در همه کشورها، واردکننده ایرانی را خوب می‌شناسند و حاضرند محصول را مدت‌دار در اختیارمان بگذارند و بعدا پولش را بگیرند یا به صورت تهاتری معامله کنند و به جای پرداخت پول نفتی که از ما خریداری کرده‌اند، کالاهای مورد نیازمان را تامین می‌کنند بدون آن‌که پولی جابه‌جا شود.

همچنین شکل دیگری نیز وجود دارد و آن این است که بانک‌ها در این کشورها پولی را به عنوان سپرده می‌گیرند و به نسبت کالایی که از کشور آنها خریداری می‌شود از سپرده کم می‌کنند و در این روش نیز پولی جابه‌جا نمی شود، پس بنابراین می‌بینید که خیلی روش‌ها وجود دارد که این تحریم‌ها دور زده شود.

برای همین است که تحریم‌کنندگان بحث تشدید تحریم‌ها را مطرح می‌کنند، چون تحریم‌های اعمال شده کارساز نبوده است. در واقع تحریم‌کننده می‌خواسته ما را فلج کند و نقل و انتقال پولی و تبادلات کالای ما را به صفر برساند که موفق نبوده است. اگر نگاهی به آمار صادرات و واردات داشته باشیم، می‌بینیم مبادلات ما رشد کرده و کالا دارد جابه‌جا می‌شود.

به هر حال بخش اعظمی از واردات ما مواد اولیه، کالاهای واسطه‌ای و سرمایه‌ای است که برای تولید استفاده می‌شود که با بالا رفتن این هزینه‌ها، هزینه تولید نیز افزایش و قدرت رقابت ما در بازارهای صادراتی کاهش می‌یابد.

آنها نتوانستند اقتصاد ما را فلج کنند، اما تحریم‌ها روی افزایش هزینه‌ها اثر داشته است و دولت می‌‌تواند از محل منابع مالی‌اش به بخش تولید کمک کند تا اثرات تحریم به صفر برسد. این مساله خیلی مهم است، چون تحریم‌کنندگان درصدد بودند ما را به نقطه‌ای برسانند که سیستم قفل شود.

آنها به دنبال افزایش هزینه‌ها نبودند، آنها فکر می‌کردند آنقدر کالا وارد ایران نمی‌شود که مردم می‌ریزند در خیابان‌ها ولی دیدند که چنین اتفاقی نیفتاد، اما در کنار مسائل تحریم مسائل دیگری مثل سرمازدگی زمستان، خشکسالی بهار و تابستان، قطع گاز زمستان بعلاوه قطع برق تابستان نیز برای تولید مشکل ایجاد کرده است و اگر فردا کسی پرسید که چرا صادرات ما کم شده، می‌گویم این مشکلات را در نظر داشته باشید.

وقتی تولید نباشد، من چه چیزی را می‌توانم صادر کنم؟ به عبارتی این پدیده‌ها دیگر ارتباط به تحریم‌ها ندارد. البته موضوع دیگر تاثیرگذار بر بخش تولید سه قفله شدن بانک‌ها و عدم ارائه تسهیلات به بخش تولید است که آن نیز تاثیر گذاشته است.

همان‌طور که خودتان هم اشاره کردید، رقبا و کشورهای منطقه ننشسته‌اند که ما پیشرفت کنیم و با سیاست‌هایی که در پیش می‌گیرند درصدد افزایش سطح مبادلات خود با سایر کشورها هستند و در این زمینه نیز بسیاری از کشورهای منطقه با همدیگر موافقتنامه‌های تعرفه‌های ترجیحی و صفر امضا کرده‌اند. اما به نظر می‌رسد ما سیاست مشخصی را دنبال نمی‌کنیم و گاهی نیز دیوارهای تعرفه‌ای می‌بندیم.

چه کسی می‌گوید ما دیوار تعرفه‌ای داریم؟

به‌هر حال یک زمان تعرفه واردات موبایل را بدون حساب و کتاب افزایش ناگهانی می‌دهیم، گاهی صادرات یک محصول را آزاد می‌کنیم و زمانی عوارض می‌بندیم. به هر حال اگر می‌خواهیم تعرفه‌های ترجیحی و صفر با کشورهای دیگر داشته باشیم، آنها در مقابل واردات کالا از کشور ما تمایل به صدور کالاهایشان با تعرفه‌های پایین دارند؟

وارد یک بحث دقیق، کارشناسی و حساس شدید و نمی‌دانم در این مدت کوتاه تا چه حد می‌توانم مساله را باز کنم. ما در این چند سال تقریبا نرخ تعرفه موثر را بالا نبردیم. البته در سال 85 یک ردیف حدود هزار و 100 قلم کالا تعرفه‌هایشان بالا رفت و یک تعداد دیگری پایین آمد، اما نرخ تعرفه موثر ما 10 درصد است. نکته بعدی این‌که وقتی روی کالایی برای صادرات عوارض می‌بندیم، یک دلیلش بحث تنظیم بازار است که دولت به صورت موقت برای تنظیم بازار عوارضی را می‌بندد و رویه نیست.

این‌گونه تصمیمات سیگنال‌های خوبی را به یک صادرکننده و واردکننده نمی‌دهد و آنها به دلیل بی‌ثباتی تصمیمات از آینده کاری خود مطمئن نیستند.

این موضوع فقط شامل ایران نمی‌شود و امسال در خیلی از کشورها تصمیم به ممنوعیت صادراتی و عوارض صادراتی گرفتند. البته ما در سازمان توسعه تجارت علاقه‌مندیم که هیچ‌گونه محدودیت و عوارض صادراتی نداشته باشیم.

در وزارت بازرگانی دفتر بازرگانی داخلی مسوول تنظیم بازار است و ما هم مسوولیت صادرات را داریم. وقتی آنها در تنظیم بازار دچار مشکل می‌شوند، چنین مصوباتی را از دولت درخواست می‌کنند و دولت هم تصویب می‌کند؛ اما ما در سازمان توسعه تجارت سعی می‌کنیم تا آنجا که ممکن است چنین مصوباتی نداشته باشیم و دنبالش هم نیستیم.

درخصوص تعرفه‌ها نیز که بحث پیوستن به WTO مطرح است، عده‌ای از کارشناسان معتقدند نباید تعرفه‌ها پایین بیاید تا در زمان مذاکرات اگر می‌خواهیم امتیازی بگیریم، آن موقع نرخ تعرفه‌ها را کاهش دهیم. اما برخی معتقدند باید این تعرفه‌ها پایین بیاید تا صنعت و تولید ما با تعرفه‌های پایین قدرت رقابت پیدا کند تا زمانی که عضو WTO شدیم دچار مشکل نشویم.

اما این موضوع مسلم است که تعرفه‌های بالا فضای گلخانه‌ای ایجاد می‌کند و صنعت و تولید ما در فضای گلخانه‌ای نمی‌تواند تجربه رقابت پیدا کند و موفق هم نخواهد شد. ما در سازمان توسعه تجارت و وزارت بازرگانی با بالا رفتن تعرفه‌ها مقابله می‌کنیم و نظرمان این است که تعرفه‌ها بالا نرود ولی آنقدر هم پایین نیاید که تولید نابود شود.

در مورد انعقاد موافقتنامه‌های تعرفه‌های ترجیحی و صفر با کشورهای همجوار چه اقداماتی انجام دادید؟

این‌که با برخی کشورها درخصوص تعرفه‌های ترجیحی و صفر موافقتنامه امضا کنیم، کار را آغاز کردیم و تقریبا در همه کشورها که وزارت بازرگانی کمیسیون مشترک بازرگانی دارد یکی از پیشنهادهای ما روی میز طرف مقابل امضای تعرفه ترجیحی است.

آیا عملا هم کاری صورت گرفته است؟

کشورهایی که معروف به CIS هستند می‌گویند ما بین خودمان و روسیه یک تعرفه ترجیحی امضا کرده‌ایم و تک‌تکمان نمی‌توانیم با شما موافقتنامه امضا کنیم چون ممکن است روسیه از این اقدام ناخشنود شود و از امضای موافقتنامه با ما طفره می‌روند.

کشورهای حوزه خلیج‌فارس نیز دور خودشان جمع شده‌اند و تعرفه‌هایشان را کاهش داده‌اند. وقتی پیشنهاد امضای موافقتنامه را می‌دهیم می‌گویند ما چند کشور هستیم، حالا ببینیم چه می‌شود و فعلا صبر کنید. کشورهای WTO نیز تردید دارند و برخی می‌ترسند.

به‌ هر حال ما با سوریه، تونس و پاکستان موافقتنامه امضا کردیم و با ارمنستان، بلاروس و نیجریه نیز در حال مذاکره هستیم. در کل با هر کشوری که راضی به مذاکره شده است در حال مذاکره هستیم. با ازبکستان نیز موافقتنامه امضا شده است و در حال توسعه فهرست کالاها هستیم تا کار را عملیاتی کنیم.

به امتناع کشورهای CIS  و کشورهای حوزه خلیج‌فارس از امضای موافقتنامه‌های تعرفه ترجیحی اشاره کردید؛ آیا مسائل بین‌المللی و بحث تحریم‌ها در آن دخیل است؟

به‌هر حال اقتصاد هیچ کشوری از سیاستش جدا نیست و فکر نکنید کشوری که با ما گفتگوی اقتصادی دارد، مسائل سیاسی‌اش را فراموش می‌کند. مسائل سیاسی بشدت با مسائل اقتصادی آمیخته شده است. خوب یا بد، این اوضاع دنیاست.

کشور ما منافع سیاسی، ملی و اقتصادی را با هم درآمیخته است. اگر روابط سیاسی را خیلی خوب کنی، روابط تجاری هم خوب می‌شود و اگر روابط تجاری را خوب کنی، روابط سیاسی هم بهبود می‌یابد. همه به گونه‌ای به هم متصل هستند.

سیما رادمنش‌

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها