در باغ بزرگ باران می‌بارید

نوشته: احمدرضا احمدی‌ (داستان)/ناشر: افق/سال انتشار: 87 /شمارگان: 300 نسخه / 36 صفحه، مصور (رنگی) احمدرضا احمدی را همه می‌شناسیم از شعرهای کودکانه تا شعرهای بزرگسال او که کام ما را تاکنون شیرینی بخشیده است.
کد خبر: ۱۹۶۷۳۰

این بار کتابی پیش روی ‌ماست که شاعرانه‌های این شاعر خوب را در داستانی به ما عرضه می‌کند. احمدی در این داستان هم مثل همه داستان‌های کودکانه‌اش، شاعرانه می‌نویسد و از داوری می‌پرهیزد. او دوست دارد بیشتر به تماشای زیبایی‌ها بنشیند «پسرک شنید که پیرمرد گفت: فردا صبح به باغ بزرگ برو. در انتهای باغ بزرگ، کنار یک درخت سپیدار، جعبه‌ای در خاک دفن است، جعبه را از خاک بیرون بیاور، به خانه ببر و درونش را باز کن، پسرک صبح که بیدار شد، آرام به انتهای باغ رفت... در جعبه چوبی هفت کلید فلزی قدیمی و عتیقه یافت.»

احمدی هفت‌خوان پیش روی می‌گذارد و با گذر از هر خوانی که پیرمرد می‌گشاید، بچه‌های همراه او و همه بچه‌های خواننده چیزهایی می‌بینند و اتفاقاتی را شاهد می‌شوند و در خوان هفتم پیرمرد می‌رود و باغ را به بچه‌ها می‌سپارد.

گذری برادبیات مدرن ایران (دهه 70 به بعد)

نوشته: زیبا فلاحی /ناشر: صبا گستر (فسا) /سال انتشار: 87/ شمارگان: 1000 نسخه / 127 صفحه‌
این کتاب که شامل 3 فصل کلی باز پرداخت ابعاد تئوریزه شعر پیشروی ایران (بویژه هسته‌شناسی)، شعر فرامدرن ایران با مسخ کافکایی معاصر است، و نیمه نیلوفری ابن عربی در خلسه‌های احمد عزیزی می‌شود، می‌کوشد گوشمالی از «پیچیدگی‌های گفتمان ادبیات» پس از انقلاب را با آورده‌های غرب بگشاید. نویسنده که کارشناس ارشد ادبیات فارسی است، اعتقاد دارد «تاکنون نتواسته‌ایم نقدهای جاری را به طور قاطع به شکل یک فرآوری جامع و قابل اعتماد و بدون نقص بپذیریم و از طرفی هرگاه صحبت از ادبیات پیشرو به میان می‌آید، ادبیات دهه 70 (به عنوان برکه خشکیده براثر نبارش باران‌های رعدآسا و حتی وزش سموم زرد از ناحیه منجمد غربی) به عنوان پل نه چندان فلزی پشت سر گذاشته است.» این کتاب با وجود عنوان دهه 70 برپیشانی‌ آن، روی جلدش هیچ نشانه‌ای از دهه 70 دیده نمی‌شود.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها