احسان حدادی، قهرمان و رکورددار پرتاب دیسک آسیا با هزار امید و آرزو به المپیک پکن رفت، اما افسوس و هزار افسوس که نه تنها دستش به مدال نرسید، بلکه حتی نتوانست در جمع 12مرد مسابقه نهایی قرار گیرد. احسان بارها گفته بود که از جو ورزشگاه پرتماشاگر نمیترسد و برایش مهم نیست که رقیبش قهرمان جهان باشد یا المپیک، اواخر بهار او هم قهرمان جهان و هم قهرمان المپیک را برده بود؛ آنها از احسان ترسیده بودند.
الکنا، قهرمان پرتاب دیسک 2 دوره المپیک سیدنی و آتن حدود 5/1 ماه پیش در مصاحبه رویترز نکتههایی را درباره خودش و احسان حدادی گفته بود که دقیق و هوشمندانه بود. حالا میبینیم حرفهای الکنا درست از آب درآمده و مسوولان دوومیدانی ایران به حرفهای الکنا توجه نکرده یا آنها را نخوانده بودند. الکنا گفته بود، برای کسب سومین طلا به المپیک میروم. اما اعتراف میکنم رقیب سرسختی به نام احسان حدادی پیشرو دارم. من به تجربه خود در المپیک متکی هستم و حدادی تجربه مسابقه دادن در ورزشگاه المپیک در برابر دهها هزار تماشاگر را ندارد و کارش دشوار است. البته اگر حدادی همین طور به پیشرفت خود ادامه دهد، در المپیک شکست ناپذیر خواهد بود.
بله، الکنا به نکته مهمی اشاره کرده بود: <اگر حدادی به پیشرفت خود ادامه دهد...> اما حدادی پس از پرتاب خود در استونی که 69 متر و 32 سانتیمتر بود، در مسیر نزول افتاد و حد نصابهایش پایین آمد تا اینکه در المپیک پکن، بسیار ضعیف و پرانتقاد پرتاب کرد. او تمام مرکز خود را روی مسابقات جایزه بزرگ قرار داده بود و به اوج زود هنگام رسید. همان زمان گفتیم کهای کاش اوج او در المپیک بود. هم خودش هم مربیاش و هم مسوولان فدراسیون دوومیدانی آگاهی چندانی از وضعیت حاکم برالمپیک نداشتند. شاید بهانه بیاورند که حدادی مصدوم بود. اما دیدیم که پرتاب دومش در المپیک حدود 65 متر بود و با آن میتوانست صعود کند، اما دیسک بیرون از محوطه قانونی فرود آمد و پرتابش مردود شد. نکته دیگر اینکه هر قهرمانی، در دوران ورزشی خود با آسیبدیدگی روبهرو میشود. الکنا هم با مصدومیت قدم به پکن گذاشت. او از مسابقات جهانی سال پیش مصدوم بود. با این حال، در پکن میدانست چگونه پرتاب کند. او خیلی راحت صعود کرد. دیگر نامداران هم وضعی مشابه الکنا داشتند.
حالا ما ماندهایم و هزار افسوس و حسرت. المپیک پکن، واقعیتهای دوومیدانی ما را نشان داد. این آینه زلال به ما گفت با سطح اول دوومیدانی آنقدر فاصله داریم که با این برنامهریزیهای دست و پا شکسته و دانش اندک خود در این ورزش به جایی نمیرسیم. اگر احسان حدادی قهرمان میشد یا دستکم مدال میگرفت، چه بسا مسوولان دوومیدانی ورزش ما، ضعفهای کار خود را در پس موفقیت حدادی پنهان میکردند. حدادی، خودش این را خوب میدانست. حالا باید 4سال دیگر صبر کنیم تا شاید حدادی دوومیدانی ایران را به اولین مدال المپیکیاش برساند.
هیچچیز معلوم نیست. شاید او دیگر انگیزه سابق را نداشته باشد. وقتی چند سهمیه المپیک گرفتیم، روزهای خوش دوومیدانی ما بود. اما همین المپیک روزهای ناخوش دوومیدانی ما را هم شکل داد که برخلاف روزهای خوش، طولانی است.
جهانگیر چراتی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم