بعد از مجموعه زیر آسمان شهر و دنیای شیرین، در چه کارهایی بازی کردی؟
در کارهای الفبای دو هزار ساله، خاتون و فیلم چپدست بازی کردم.
ولی من فکر میکنم یک جورایی حال بازی کردن نداری؟
نه، این طور نیست. فقط دوست ندارم زیاد کار کنم. ترجیح میدهم کم کار کنم، اما در یک کار خوب بازی کنم.
طعم شهرت خوشمزه است یا... ؟
آره، بد هم نیست. البته به شرطی که نه خیلی شور بشه و نه خیلی شیرین.
بعضی وقتها هم ترش میشه، نه؟
بدجوری هم ترش میشه. آنقدر که دیگه حتی نمی تونی نفس بکشی.
در چه صورتی حاضری بیخیال بازیگری بشی؟
وقتی کاری پیشنهاد نشه. مجبورم بیخیالش بشم.
بعدش چی کار میکنی؟
قطعا معتاد نمیشم. آب حوض میکشم، مسافرت میروم و... (میخندد)
بریم سراغ سه در چهار. از طرف چه کسی برای این کار دعوت شدی؟
از طرف علیرضا مسعودی (نویسنده) و مجید صالحی (کارگردان).
لابد جزو اولین بازیگران انتخاب شده هم بودی؟
بله، من و علی صادقی جزو اولین کاندیدها بودیم.
چرا این نقش را قبول کردی؟
چون هم نقش خوبی بود و هم نویسنده و کارگردان این مجموعه از دوستان نزدیک من بودند و از این نظر میتوانستم براحتی با آنها کار کنم.
با بازی در این نقش، میخواستی چه چیزی را به خودت ثابت کنی؟
چیزی رو نمیخواستم ثابت کنم و فقط به عنوان یک تجربه تازه به آن نگاه کردم.
میشود گفت بازی در نقش کیوان، به نوعی یک تولد هنری برای توست؟
بله. به واسطه این نقش با دنیای جدیدی از طنز آشنا شدم.
چه نوع طنزی را خودت میپسندی؟
طنز موقعیت را بیشتر میپسندم. اصولا طنز موقعیت، جالبتر و جذابتر است.
از چه نظر؟
در طنز موقعیت مخاطب یک جورهایی خودش را در آن فضا میبیند و از این جهت مخاطب طنز موقعیت را راحت تر میپذیرد و دوست دارد. برای بازیگران هم اینگونه طنزها، شیرینتر است؛ چون یک زندگی در آنها جریان دارد.
با علی صادقی، چقدر حس رقابت داشتی؟
واقعا رقابتی بین ما وجود نداشت. بازی او را خیلی دوست دارم. حتی زمانهایی که علی بازی داشت، میرفتم و نگاه میکردم. چون شیوه بازی کردنش را میپسندم و ضمنا او در طول کار خیلی به من کمک کرد.
میدانستی که بیژن بیشتر از کیوان دیده خواهد شد؟
به این مساله این طور فکر نکردم. سعی میکردم به نوبه خودم یک بازی قابل قبولی را به معرض نمایش بگذارم.
تکه کلام، شاید باورتون نشه، از کجا اومد؟
پیشنهاد خودم بود. دیالوگی داشتم که از من سوال میشد به بابات گفتی؟ و من هم در جواب میگفتم: شاید باورتون نشه ولی گفتم. بعد از این دیالوگ من به مجید صالحی پیشنهاد دادم و او هم قبول کرد و شاید باورتون نشه! شد دیالوگ من.
این شیوه از زندگیرو، خودت چقدر تجربه کردی؟
همه ما به یک نوعی اینگونه زندگی را تجربه کردهایم که من هم از این مساله مستثنی نیستم. بخصوص با ارائه نقشهای مختلف بیشتردر این فضاها بودهام.
کتک خورتم، در این کار یه جورهایی ملس بود. قبول داری؟
بله، بیژن یه حس بزرگتری نسبت به کیوان داره برای همین میخواد کاری کنه که کیوان درست وارد جامعه بشه!
کدوم سکانس بازی خودت رو، بیشتر دوست داشتی؟
چون این کار بهمن سال گذشته تمام شد، همه سکانسها را بهخوبی بهخاطر ندارم. اما سرمای آن دوران رو به خوبی به یاد دارم. هوا خیلی خیلی سرد بود و امکانات ما هم محدود بود.
حالا توی دانشگاه واقعا دنبال جزوه بودی یا... ؟
خیر. بیشتر دنبال علافی بودم.
سه ضربدر چار مساوی با... ؟
12.
توانایی خاص اشکان اشتیاق از نگاه خودش؟
حرکات موزون که در قسمتهای بعدی سه در چهار بیشتر میشود.
کدام ویژگی کیوان را بیشتر دوست داشتی؟
خنگ بودنش را دوست داشتم و اینکه بعضی مواقع جوگیر میشود.
اشکان اشتیاق چقدر شبیه کیوان است؟
او هم گاهی جوگیر میشود.
از بازی خودت راضی هستی؟
نه بهطور صددرصد. میشد بهتر از این هم بازی کنم. ولی خب نشد.
چرا نشد؟
کمبود وقت، جوگیر شدن خودم! (میخندد)
معمولا این روزها، در خیابان با چه عکسالعملهایی روبهرو میشوی؟
خدا را شکر، اکثرا این کار را پسندیدهاند و وقتی من را میبینند، میگویند: چقدر بزرگ شدی!
تو این مدت چقدر امضا دادی؟
نمیدونم، نشمردم.
جزیره تنهایی اشکان اشتیاق کجاست؟
بیشتر مواقع تو اتاقم هستم. گاهی ممکنه که پدر و مادرم رو موقع شام و ناهار ببینم. بیشتر دوست دارم تو اتاقم باشم.
پس به پدر و مادرت وقت میدادی که ببیننت؟
نه، این جورها هم نیست. فقط این که تنهاییرا دوست دارم.
شاید باور نکنید... .
شاید باور نکنید، اما اشکمو درآوردید، از بس که سوال پرسیدید.
به نظرت این سوالها زیاد بود؟
آره. خیلی.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم