در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
جدایی روزولت باعث شد این حزب طی 2 دهه 1930 -1940 در سراسر آمریکا در اقلیت قرار بگیرد؛ اما با رهبری آیزنهاور، این حزب اصلاحات اجتماعی و اقتصادی را پذیرفت و موفق شد برای 2 دوره پیدرپی پست ریاستجمهوری را به خود اختصاص دهد.
اگر به تاریخ فعالیت دموکراتها و جمهوریخواهان بنگریم، میبینیم تغییر روسای جمهور این کشور و اینکه از کدام حزب باشند هیچ نفعی برای ایران و جهان نداشته است، اما تفاوتهای موجود میان آنان نیز در اتخاذ نوع رفتار سیاسی غیرقابل انکار است.
جنگطلبی، سلطهگری، کودتا و خشونت
فرانکلین دلانو روزولت (1945 - 1882) سیودومین رئیسجمهور آمریکا بود. روزولت سال 1932 توانست به نامزدی دموکراتها برای حضور در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا دست یابد و با اختلافی فراوان، هربرت هوور را شکست دهد. وی سال 1944 برای چهارمین بار رئیسجمهور آمریکا شد.
علت آن، درگیر بودن آمریکا در جنگ جهانی دوم بود که به وی این فرصت را داد تا بار دیگر به ریاستجمهوری انتخاب شود؛ امری که در تاریخ آمریکا یک استثناست. وی سال 1945 در دومین سال خدمت از چهارمین دوره ریاستجمهوریاش تنها 3 هفته به پایان جنگ جهانی دوم در اروپا درگذشت.
سلسله جلسات وی با وینستون چرچیل و جوزف استالین، مبانی جهان پس از جنگ جهانی دوم را بنیان نهاد. روزولت تنها راه ورود به جنگ را حمله ژاپنیها به یکی از سرزمینهای آمریکا مییابد و به تحریک غیرمستقیم ژاپن برای حمله به هاوایی و پایگاه نظامی پرل هاربر میپردازد. روزولت در این فکر بود که از طریق حمله ژاپنیها پرل هاربر دست به تبلیغات مظلومنمایانه و بشردوستانه بزند و سوار بر موج خشم آمریکاییها، به نفع متفقین وارد جنگ شود. نکته دیگر این که جنگ میتوانست باعث نجات اقتصاد بحرانزده آمریکا شود. کلود ژولین در کتاب «آمریکا در دو قرن» مینویسد: جنگ جهانی خیلی به داد سرمایهداری آمریکا رسید.
ترومن،عامل جنایت هیروشیما
هری اس. ترومن (8 می 1884، 26 دسامبر 1972) سی و سومین رئیسجمهور آمریکا بود. ترومن که سال 1944 به عنوان معاون فرانکلین روزولت کار در دستگاه اجرایی آمریکا را آغاز کرده بود، پس از مرگ ناگهانی وی ریاست این دستگاه را به عهده گرفت.
ترومن برای پایان دادن به جنگ آمریکا و ژاپن دستور پرتاب بمبهای اتم به شهرهای هیروشیما و ناکازاکی را صادر کرد. او در سخنرانی 9 آگوست 1945 میگوید: بمب اتم اختراع ماست و از آن هم استفاده کردیم. باز هم از آنها (بمب اتم) استفاده بیشتری خواهیم کرد. ترومن در سخنرانی خود در دانشگاه کلمبیا (آوریل 1959) میگوید: هر زمانی که دولت کارآمدی داشته باشیم در اصل حرف از دیکتاتوری در میان است.
تردیدی نیست که این یک جنایت جنگی علیه بشریت بود، بویژه که بزودی معلوم شد ژاپن در حال تسلیم شدن بود و بمبارانها از نظر نظامی لازم نبود. برجستهترین فرماندهان نظامی؛ ژنرال آیزنهاور، ژنرال مکآرتور فرمانده کل نیروها در اقیانوس آرام، فرماندهان نیروهای دریایی و هوایی وقت و بسیاری دیگر از فرماندهان ازجمله آدمیرال چستر نیمیتس این واقعیت را تایید کردهاند. اقدامات سلطهگرانه ترومن به منظور سلطه بر اروپا و آسیا با عنوان دکترین ترومن ادامه یافت.
آیزنهاور ، بانی پیمان ناتو
دوایت دیوید آیزنهاور معروف به آیک (14 اکتبر 1880 - 28 مارس 1969) از 1953 تا 1961 سی و چهارمین رئیسجمهور آمریکا بود. ژنرال آیزنهاور رئیس ستاد ارتش آمریکا در جنگ دوم جهانی و فرمانده نیروهای متفقین در این جنگ و پس از آن فرمانده نیروهای سازمان آتلانتیک شمالی (ناتو) بود. او از حزب جمهوریخواه و درصدد بود تا اتحاد آمریکا را با کشورهای همپیمان تقویت کند و واشنگتن را برای مقاومت در برابر تهاجم سرخ به اروپا، آسیا و آمریکای لاتین مهیا نگه دارد. دکترین آیزنهاور در سال 1957 سطح تعهدات کشورش را به خاورمیانه افزایشداد.
در 14 مرداد 1332 آیزنهاور در یک سخنرانی تصریح کرد: آمریکا مصمم است راه پیشروی کمونیسم در ایران و دیگر کشورهای آسیایی را مسدود کند. پیروزی نخستوزیر بر اقلیت ناراضی مجلس و انحلال آن ثمره همکاری مصدق و حزب توده بوده است. سپس طرح کودتای 25 و 28 مرداد 1332 و عملیات کودتا با همکاری مشترک انگلیس و آمریکا در زمان آیزنهاور عملی شد.
در 18 مرداد، شاه در ملاقات شبانه با کرمیت روزولت (عامل آمریکایی کودتا) پس از بررسی عملیات کودتا فرمانها را امضا کرد و خود به نوشهر پرواز کرد و منتظر نتایج ماند تا در صورت شکست کودتا از کشور خارج شود.
در پی شکست کودتای 25 مرداد در شب 25 مرداد، محمدرضا پهلوی از نوشهر به بغداد و از آنجا به رم (ایتالیا) فرار کرد.
با ورود برنامهریزیشده لوی هندرسن، سفیر آمریکا از پاکستان به تهران در 25 مرداد، وی به ملاقات دکتر مصدق رفت و به دکتر مصدق اطلاع داد که: «دولت آمریکا دیگر نمیتواند حکومت وی را به رسمیت بشناسد و با او همچون نخستوزیری قانونی رفتار کند.»
انعقاد پیمانهای نظامی و هجومی از جمله ناتو و سنتو از دیگر دستاوردهای زمان آیزنهاور است.
کندی و تلاش برای براندازی دولت کوبا
جان فیتزجرالد کندی (29 می 1917 تا 22 نوامبر 1963) سی و پنجمین رئیس جمهور آمریکاست. او از 1961 تا زمان به قتل رسیدنش در 1963 ریاستجمهوری را به عهده داشت. کندی در دوران ریاستجمهوری خود بارها آزادیهای فردی را نادیده گرفت و نقض کرد. مثلا وی در اقدام مزورانه با تحریک تبعیدیهای کوبا برای براندازی دولت فیدل کاسترو، چهره خود و آمریکا را نزد جهانیان مخدوش کرد. اما خطرناکترین اقدام کندی در طول بحران موشکی کوبا صورت گرفت. اقدام کندی در آن زمان باعث شد خروشچف، رهبر شوروی سابق، موشکهای هستهای خود را از کوبا خارج کند.
تصمیم سرنگونی دولت کاسترو به این دلیل بود که کوبا در حال پیمودن یک مسیر مستقل بود که مورد قبول منافع قدرتمندان در ایالات متحده نبود. عملیات خرابکاری از اکتبر 1959 آغاز شد. کندی پس از مراسم آغاز کار دولت خود در 1961 پس از بحران خلیج خوکها، عملیات منگوز (یک مبارزه تروریستی علیه کوبا) را آغاز کرد. در عملیات منگوز سالانه حدود 50 میلیارد دلار هزینه میشد و حدود 2500 نفر در آن عملیات مشغول بودند. این عملیات شامل انفجار هتلها، غرق کردن قایقهای ماهیگیری، انهدام تاسیسات صنعتی، بمباران هواپیماها و تلاشهای متعدد برای ترور کاسترو بود. آمریکا برنامههایی برای حمله در اکتبر 1962 تدارک دیده بود که بحران موشکی کوبا رخ داد.
لیندون بینز جانسون متولد 1908، جانسون پس از کسب افتخاراتی چند در زمینه دفاع از کشور آمریکا در برابر دشمنان این کشور و ارتقا در مجلس سنای آمریکا در سال 1960 تلاش برای دریافت عنوان نامزدی دموکراتها را برای شرکت در انتخابات ریاستجمهوری همین سال آغاز کرد.
لیندون جانسون به عنوان نامزد دموکراتها، گوی سبقت را از باری گلدواتر، رقیب اصلیاش ربود. تراژدی جنگ جنوب شرق آسیا و شورشهای خیابانی در داخل از جمله وقایع مهم تاریخی 2 سال پایانی دوران تصدی جانسون هستند.
جانسون با وجودی که مطمئن بود در ویتنام شکست خواهد خورد (زیرا فرانسه اندکی پیش در این کشور شکست خورده بود)، یکی از نامشروعترین جنگهای تاریخ آمریکا را رقم زد. در این جنگ 58 هزار سرباز آمریکایی و تعداد بیشماری از مردم ویتنام کشته شدند. جانسون به بهانهای واهی یعنی آزادی ویتنام از چنگال کمونیسم این کشور را به انحطاط کشاند.
نیروهای آمریکایی در ویتنام به صورت آزمایشگاه، بمبهای ناپالم و فسفر، سلاحهای بیولوژیک و شیمیایی و بمبهای هزار قطعه خود را آزمایش میکردند!
ریچارد نیکسون (1994-1913) سیوهفتمین رئیس جمهور آمریکا بود. او از سال 1963 تا 1974 این سمت را در اختیار داشت و تا امروز نخستین و تنها رئیس جمهور این کشور است که از مقام خود کنارهگیری کرده است. شنبه 9 اوت سالروز استعفای ریچارد نیکسون، رئیس جمهور آمریکا در سال 1974 به دلیل رسوایی واترگیت است. این رسوایی از آنجا آغاز شد که 5 نفر از کارمندان ستاد انتخاباتی نیکسون در حین سرقت و کار گذاشتن دستگاههای شنود در ستاد انتخاباتی حزب دموکرات در هتل واترگیت واشنگتن، دستگیر شدند. نیکسون از حمله به لائوس حمایت و ویتنام را بمباران کرد. که همه این اعمال جنایت جنگی محسوب میشوند. فساد گسترده در دولت ریچارد نیکسون و سوءاستفاده از اف.بی.آی و سیا از سوی مقامات این دولت باعث شد در تاریخ آمریکا از نیکسون به عنوان رئیس جمهوری نالایق یاد شود. وی پیش از پایان جنگ هند و چین به کلمبیا، حمله کرد.
جرالد رادولف فورد جونیور (نام اصلی: لزلی ینچ کینگ جونیور) (14 جولای 191326 دسامبر 2006) از 1974 تا 1977 سیوهشتمین رئیس جمهور آمریکا بود. فورد اولین کسی بود که طبق متمم 25 قانون اساسی به نیابت ریاست جمهوری انتخاب شد. فورد اولین (و تا امروز تنها) کسی است که بدون شرکت در انتخابات به عنوان رئیس جمهور یا نایب رئیس جمهور به این مقام رسیده است. تا پیش از سال 1973 او بیش از 8 سال، رهبر اقلیت جمهوریخواه در مجلس نمایندگان بود. در سال 1976 فورد با کمی برتری رونالد ریگان را برای نامزدی حزب جمهوریخواه شکست داد؛ اما در انتخابات به نامزد دموکراتها، جیمی کارتر باخت.
حمایتهای کارتر از محمدرضا پهلوی
جیمز ارل کارتر معروف به جیمی کارتر در سال 1976 به عنوان نامزد حزب دموکرات ایالات متحده آمریکا در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا شرکت کرد و جرالد رودولف فورد، رئیس جمهور این کشور را از ادامه راه و دومین حضور در کاخ سفید بازداشت.
میانجیگری در اولین تلاش برای برقراری صلح میان فلسطینیها و اسرائیلیها که به پیمان کمپدیوید میان مصر و اسرائیل منتهی شد، از جمله دستاوردهای سیاست خارجی کارتر به حساب میآید. انعقاد قرارداد با چین و امضای توافقنامههای مربوط به کانال پاناما نیز از جمله دیگر موفقیتهای وی در این عرصه به حساب میآیند.
در حالی که کارکنان کاخ سفید، شاه ایران را یک دیکتاتور مخالف حقوق بشر میدانستند؛ به نوشته جیمز بیل، نویسنده کتاب شیر و عقاب [روابط بدفرجام ایران و آمریکا]، شاه و کارتر در اولین دیدارشان در واشنگتن چنان بر هم اثر گذاشتند که سخنرانی شاه در کاخ سفید را هامیلتون جردن فراتر از یک سخنرانی و یک نمایش عالی توصیف کرد و کارتر تمام موانعی را که برای فروش اسلحه به کشورهایی مانند ایران ایجاد و تبلیغ کرده بود، برداشت و با کنگره بر سر پیشنهاد فروش آواکس به شاه درگیر شد.
دکترین کارتر، گسترش نفوذ و حضور مستقیم نظامی ایالات متحده در جهان را مورد تاکید قرار میداد و بر 3 پایه استوار بود: افزایش پایگاههای نظامی و امکانات تسلیحاتی آمریکا در مناطق حساس جهان، ایجاد نیروهای نظامی واکنش سریع و آمادگی آمریکا برای مداخله نظامی گسترده در مناطق مورد تهدید. در این دوره، سیاست آمریکا تهاجمیتر و به خلیجفارس توجه ویژهای شد، وضعیتی که حتی پس از روی کار آمدن ریگان نیز تداوم یافت.
شرکت ریگان در جنایات صدام علیه ایران
رونالد ریگان متولد 1911 رئیسجمهور آمریکا در دهه 80 میلادی بود. ریگان با اتکا به اوجگیری احساسات راستگرایانه در آمریکا در انتخابات ریاستجمهوری این کشور از حزب جمهوریخواه در سال 1980 به پیروزی رسید و در سال 1989 کاخ سفید را ترک کرد.
ریگان دستور حملات مختلفی را به برخی از کشورها از جمله جزایر کارائیب، لبنان و لیبی صادر کرد. محبوبیت ریگان پس از رسوایی ایران کنترا در سال 1986 تنزل یافت.
مذاکرات 4 روزه وی با میخاییل گورباچف، رئیسجمهور وقت شوروی را باید نقطه عطفی در دوران زندگانی وی و تاریخ آمریکا نامید. وی در سال 1994 دچار بیماری آلزایمر شد و 10 سال بعد بر اثر همین بیماری مرد.
رونالد ریگان که با شعار «خرسی در جنگل است باید آن را شکار کنیم» به قدرت رسید، خود را بانی اصلی تنشزدایی میدانست.
ریگان جنگ سرد را به جنگ ستارهها ارتقا داد و جنگ با تروریسم را جایگزین جنگ با کمونیسم و جنگ سرد تبلیغاتی را به تبلیغات ضداسلامی تبدیل کرد.
حمایت از رژیم صدام در جنگ تحمیلی علیه ایران و ارسال اسلحه و مواد شیمیایی به بغداد، سکوت درباره استفاده عراق از تسلیحات شیمیایی علیه ایران و کردها در حلبچه و سایر نقاط، همکاری و حمایت از رژیم دست راستی و فاشیستی آرژانتین، حمایت از رژیمهای السالوادور و گواتمالا در جریان کشتار جمعی غیرنظامیان توسط آن دو دولت، همکاری و حمایت از رژیم پینوشه دیکتاتور شیلی، پشتیبانی از حمل و نقل موادمخدر برای کمک به شورشیان، اعزام جورج بوش پدر معاون ریاست جمهوری آمریکا به فیلیپین و پشتیبانی او از دیکتاتور آن کشور، فردیناند مارکوس، اعزام دونالد رامسفلد به عنوان نماینده آمریکا در مذاکره با صدام برای قرارداد نفت، خروج از یونسکو و مخالفت با طرح «نظام جدید، جهانی اطلاعاتی و ارتباطی» دنیای سوم، حمایت از اسرائیل در اشغال لبنان و اعزام نیروهای آمریکا به لبنان، اینها فقط سیاستگذاریهای دوران ریگان است. ریگان اسرائیل را تنها همپیمان منطقهای متحد آمریکا میدانست.
جورج هربرت واکر بوش (1924) چهل و یکمین رئیسجمهور آمریکا از حزب جمهوریخواه بود. بوش اول در دوران زمامداری ریگان در سمت معاون وی مشغول به فعالیت بود. وی مدیر سازمان سیا در سالهای 76 و 77 بود.دوره یکجانبهگرایی با دوران نظم نوین بوش پدر، مقارن بود و بر نظم قدیم با طرح دفاع استراتژیک و مداخلات یکجانبه ایالات متحده و فعال کردن پایگاههای جنگی و نیروهای واکنش سریع (دوره کارتر) همانند لشکرکشی به پاناما و دستگیری نوریگا و اعزام تفنگداران آمریکایی به سومالی متکی بود که در نهایت، با لشکرکشی به عراق در جنگ خلیجفارس خودنمایی کرد. پنتاگون در سندی سری از طرح بوش با نام رهنمودی برای برنامهریزی دفاعی خبر داد که در آن آمده بود: در جهان تکقطبی آینده، آمریکا باید از چنان توان نظامی برخوردار باشد که بتواند تمامی رقبا را از ایفای نقش فعال منطقهای بازدارد.
بوش پدر در پی حمله عراق به کویت، عملیات طوفان صحرا را به راه انداخت. القای مرجعیت انحصاری ایالات متحده در حل و فصل بحرانهای بینالمللی و اخذ و اجرای تصمیمهای جهانی از سوی آمریکا، بینالمللیکردن اهداف و منویات ایالات متحده و تامین سلطه طولانیمدت و بلامنازع ایالات متحده بر خلیجفارس را میتوان از سیاستهای بوش پدر خواند.
رسواییهای اخلاقی کلینتون
ویلیام جفرسون بیل کلینتون (زاده شده به نام ویلیام جفرسون بلایت سوم 19 اوت 1946) چهل و دومین رئیسجمهوری ایالات متحده آمریکا از سال 1993 تا 2001 بوده است. او عضو حزب دموکرات آمریکاست.
مهمترین رسوایی کلینتون که جنجال زیادی بپا کرد، مربوط به رسوایی اخلاقی و روابط نامشروع وی با مونیکا لوینسکی از کارآموزان کاخ سفید بود. در 17 اوت 1998 پس از اخبار گستردهای که مطبوعات آمریکا درخصوص اعتراف لوینسکی درباره رابطه با کلینتون درج کردند، کلینتون در مقابل هیات منصفه فدرال حاضر شد و به رابطه غیراخلاقی خود با لوینسکی اعتراف کرد. بیل کلینتون به همجنسگرایان مرد و زن اجازه داد بتوانند در نیروهای نظامی آمریکا خدمت کنند.
در دوران ریاستجمهوری کلینتون، رویکرد به اصطلاح «کمک به دموکراسی، توسعه بازار آزاد، گسترش دموکراسی و ارزشهای آمریکایی» در قالب استراتژی گسترش آنتونیلیک و مداخلهگرایی آمریکا در بحرانهای بینالمللی تبدیل به اصول سیاست خارجی این کشور شد.
در این دوره سیاست خارجی کلینتون در راستای مهار و نفوذ ایران و منزوی کردن تهران در عرصه بینالمللی و منطقهای تدوین شد. مهمترین این سیاستها، جلوگیری از شرکت ایران در ترتیبات امنیت منطقهای (پیمان 2+6) تقویت دوستان منطقهای و در نهایت مهار دوگانه ایران و عراق است که هدف از آن حمایت و تقویت اسرائیل و کشورهای محافظهکار عرب بود. همزمان با قانون مهار دوگانه، قانون داماتو یا تحریم ایران و لیبی نیز به تصویب مقامات آمریکا رسید.
علاوه براین دو قانون آمریکا در دوران کلینتون اقداماتی را برای منزوی کردن و مهار انقلاب اسلامی ایران انجام داده است. از جمله میتوان به مخالفت با احداث خط لوله انتقال نفت آسیای مرکزی از ایران، مخالفت با مشارکت ایران در کنسرسیوم بینالمللی استخراج نفت جمهوری آذربایجان و واگذاری سهم ایران به ترکیه، محدود کردن اعطای وام موسسات بینالمللی از جمله بانک جهانی به ایران، فشار به کشورهای اروپایی برای ممانعت از سرمایهگذاری در ایران، اختصاص مبلغ 20 میلیون دلار برای براندازی جمهوری اسلامی ایران در دسامبر 1995 توسط بنوت گینگر بچ رئیس مجلس نمایندگان آمریکا و... اشاره کرد.
جورج دبلیو بوش (متولد 6 ژوئیه 1946) چهلوسومین رئیسجمهور آمریکا به نمایندگی از حزب جمهوریخواهان در سال 2000 انتخاب شد. حمله به افغانستان، حمله و اشغال یکجانبه عراق، تهدید، تحریم و فشار به کشورهای مستقل پس از حادثه 11 سپتامبر از جمله رفتار یکجانبه آمریکا در دوران بوش است. زبیگنیو برژینسکی، نویسنده و مشاور سابق امنیت ملی آمریکا میگوید: من عملکرد بوش پسر را در جنگ عراق تقبیح و محکوم میکنم، اما در حقیقت مشکل بوش فراتر از مسائلی است که در عراق اتفاق افتاده است. سیاستهای وی در خاورمیانه موجب شد ملتهای خاورمیانه، این جنگ را جنگی استعمالی به شمار آورند. ما در دوره پسااستعماری زندگی میکنیم، دیگر آن دوره سپری شده که یک قدرت واحد بتواند استانداردها و ارزشهای خود را به جهان دیکته کند. عملکرد وی سبب شد تا فرهنگ ترس در میان مردم آمریکا گسترش یابد.
بوش، ایران را به همراه عراق و کرهشمالی در فهرست محور شرارت قرار داد؛ نومحافظهکاران دستگاه دیپلماسی بوش در پی تغییر حکومت در ایران، حمایت از عناصر و نیروهای سلطنتطلب خارج از کشور و مخالفان داخلی را اولویت کاری خود قرار دادند، برای این منظور فقط در یک نمونه 50 میلیون دلار برای براندازی یا کمک به ایستگاههای رادیو و تلویزیون فارسی زبان در آمریکا اختصاص داده شد.
از آنجا که اقدامات آشکار و پنهان بوش در 8 سال گذشته بر هیچ کس پوشیده نیست، به اختصار گذر کردیم.
به طور مختصر میتوان گفت فرانکلین روزولت (دموکرات)، هری ترومن (دموکرات)، دیوید آیزنهاور (جمهوریخواه)، جان اف کندی (دموکرات)، لیندون جانسون (دموکرات)، ریچارد نیکسون (جمهوریخواه)، جرالد فورد (جمهوریخواه)، جیمی کارتر (دموکرات)، رونالد ریگان (جمهوریخواه)، جورج بوش پدر (جمهوریخواه)، بیل کلینتون (دموکرات) و جورج بوش پسر (جمهوریخواه) همگی روسای جمهور کشوری هستند که به منظور رهبری و سلطه بر جهان به هر ابزاری از جمله جنگ، بمباران اتمی، کودتا و خشونت، تهدید و تحریم متوسل شدهاند.
اگرچه باید میان روسای جمهور دموکرات و جمهوریخواه آمریکا در رفتار سیاسی و اقتصادی با توجه به خاستگاه آنان تمایز قائل شد، اما در یک نگاه کلی به نظر میرسد روسای جمهور آمریکا از هر دو حزب به منظور سلطه بر جهان از همه ابزارهای نرم تا سخت (دموکراسی تا جنگ) و از هر شیوهای استفاده میکنند. پس این دیدگاه که رئیسجمهور آمریکا از حزب جمهوریخواه یا دموکرات به نفع کشور ما یا دیگر کشورها خواهد بود، قابل تامل است.
از طرف دیگر هرکسی هم که رئیس جمهور آمریکا باشد، باید بداند که در قرن 21 ملتها از آگاهی سیاسی بالایی برخوردارند و هیچگونه بیاحترامی به خود و تضییع حقوقشان را نمیپذیرند.
ابزارهای متفاوت دموکراتها و جمهوریخواهان
در آمریکا کلید هزینهها در دست کنگره و شیوه هزینه کردن آن در دست رئیسجمهور است. هزینههای نظامی و کمکهای خارجی، اهرمهایی هستند که رئیسجمهور آمریکا به کمک آنها سیاست خارجی را سامان میدهد و با توجه به شیوه مدیریت هزینههای نظامی و کمکهای خارجی، بر جهتگیری سیاسی خارجی اثر میگذارد.
ابزاری که دموکراتها و جمهوریخواهان آمریکا برای پیشبرد سیاست خارجی دارند، تفاوت میکند. جمهوریخواهان از ساز و کارهای پرستیژ مبتنی بر عنصر زور و اعمال اراده آمریکایی بهره میگیرند، اما دموکراتها بر ساز و کارهای پرستیژ مبتنی بر اقتدار و اعمال اراده بینالمللی استفاده میکنند. دولت دموکرات آمریکا در زمان جیمی کارتر اصرار داشت موضوع گروگانها را با ابزار دیپلماتیک و اعمال فشار بینالمللی بر ایران حل کند، اما پس از ناکامی در این زمینه، ابتکار عمل را از دست داد و شورای سیاست خارجی که قدرت جمهوریخواهان در آن بیشتر بود، رئیسجمهور را به اتخاذ اعمال اراده آمریکایی وادار کرد که ناکام ماند. میتوان گفت تحریمهای مقطعی و پس از آن تحریمهای بینالمللی فراگیر، هر دو ناشی از همان راهبرد اعمال اراده بینالمللی دموکراتهاست.نکته دیگر اینکه، پایگاه اجتماعی و منشاء قدرت جمهوریخواهان و دموکراتهای آمریکا تفاوت دارد و این مهم در اتخاذ سیاست خارجی تاثیرگذار است. به عنوان نمونه دموکراتها معتقدند رئیسجمهور منتخب آنان باید برخی ملاحظات چپگرایانه در سیاست جهانی را در نظر بگیرد و به مباحث حقوق بشر، اقلیتها، آزادی بیان و محیط زیست توجه کند.
همچنین میتوان گفت، تفاوت اساسی روسای جمهور آمریکا به تفاوت سلیقهها در مدیریت نظام و جایگاه آمریکا و جهان مربوط میشود.اما مهمتر از همه و به صورت کلان برتری آمریکا و منافع ملی آن است که روسای جمهور آمریکا از هر حزبی به طور جدی آن را پیگیری میکنند و به منظور دستیابی و تقویت آن ممکن است از هر راهبرد و ابزاری استفاده کنند. این که ایران صلاحیت دستیابی به فناوری هستهای را ندارد و باید مهار شود نیز مهمترین نقطه مشترک جمهوریخواهان و دموکراتهای آمریکا در خصوص ایران محسوب میشود. درهمینخصوص، جمهوریخواهان استدلال میکنند ایران به علت ایدئولوژی ضدغربی و ضداسرائیلی صلاحیت دستیابی به فناوری هستهای را ندارد، اما دموکراتها با تاکید بر ناکارآمدی فنی معتقدند ایران هستهای، محیط زیست را به خطر میاندازد؛ بنابراین در یک نمونه ساده مشاهده میکنیم تقریبا نتیجه تصمیمات سیاسی روسای جمهور آمریکا از هر حزبی، یکی است و تفاوت چندانی با هم ندارد.
عباس بشیری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: