برره ای ها زیرآسمان شهر

ماها هر وقت به روی همدیگر می خندیم ، نباید احتیاط را هم از دست بدهیم ؛ چون به عنوان یک ملت در چنین حالاتی بسادگی دچار سوئتفاهم شده و توی گوش یکدیگر می خوابانیم .
کد خبر: ۱۹۴۷۱
شاید به همین علت هم هست که عمل خندیدن به روی همدیگر در میان ماها به مرور دچار دگردیسی شده و تبدیل به خندیدن به همدیگر شده است ، هر چند که این فعل را هم زمانی انجام می دهیم که اطمینان حاصل کرده باشیم دست طرف چهار صد، پانصد کیلومتر از گوش ما فاصله دارد و عملا قادر به خوابیدن توی آن نیست . با این تفاصیل درک این که چرا هر یک از ما، بسته به این که کجایی هستیم و در چه شهر و دیاری زندگی می کنیم ، یک عالمه لطیفه و مضمون بامزه و بی مزه راجع به فارسها و لرها و گیل ها و یا کردها و بلوچها و کاشی ها و ... در چنته مان انبار کرده ایم ، کار چندان مشکلی به نظر نمی آید. مهران مدیری ، کارگردان و بازیگر سریال تلویزیونی شاد «پاورچین» شخصیت های سریالش را احتمالا با توجه به چنین روحیاتی به برره ؛ ناکجا آبادی که می توانست سیاره ای موهوم در کهکشانی دور دست هم باشد، منتسب کرده است . برره ای ها که به دلیل عادات و رفتار و کردار و آیین ها و سنت ها و همچنین تاویلات و تعبیرات خاصشان از زندگی و رویدادهای روزمره نسبت به ما، دیگران ، به حساب می آیند و به همین دلیل مجازند که تا حد افراط وفادار و سرسپرده ، ساده و بی شیله پیله ، لجوج و عنور و متعصب ، سنت شکن و... باشند، می توانند بیننده های خسته از کار روزمره را به خود و اعمالشان و حتی زمان و فرهنگ و آدابشان بخندانند و در ضمن به وجدان هایی که در هر حال ، خندیدن ، آداب و عادات و زبان مردمان دیگر را برنمی تابند، آزاری نرسانند. چون برره ای ها، فی الواقع در خارج از سریال «پاورچین» وجود ندارند. مقصدمان از افاضات فوق ، تنها نوشابه باز کردن برای دوستان دست اندرکار سریال «پاورچین» نبوده و نیست . چون هر چه باشد، خود ما هم یک جور برره ای هستیم و اگر با یک دانه سنگی که می اندازیم ، چهار پنج تا گنجشک نزنیم ، شب خوابمان نمی برد. لذاست که در ذیل عرایض فوقمان این را هم اضافه می کنیم که به نظر ما، نسخه آرمانشهر برره را می شود برای سریال های تلویزیونی دیگری هم پیچید. مثلا اگر فرض کنیم که اهالی سریال «زیر آسمان شهر» هم برره ای هستند ، حوصله مان از دست شخصیت های نامتوازن شده آن سر نخواهد رفت . یا اگر بنا را بر این بگذاریم که قصه سریال «تفنگ سرپر» در برره می گذرد این سوال مغزمان را سوراخ نخواهد کرد که چرا شخصیت های این داستان به آن روانی ترانه های ترکی می خوانند و به این غلیظی لری و شیرازی و اصفهانی اختلاط می نمایند. بر همین منوال برخی از اصحاب قلم و دیوان و سیاست و مطبوعات را هم می شود به برره منتسب کرد و به جای عصبیت هایی که متاسفانه وجود دارند ، سیر و پر خندید.
بهروز انتظامی ثابت
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها