بدون شانس
این که چرا بعد از ناکامی بزرگ در رقابتهای یورو، دومنک در سمت خود ابقاء شد، بدرستی مشخص نیست، اما این یک فرضیه پرطرفدار است که فرانسویها فرد دیگری را آماده نداشتند تا جانشین دومنک کنند. ترزهگه به محض این که از تصمیم سران فدراسیون فوتبال فرانسه درخصوص ابقای دومنک مطلع شد، با اعلام بازنشستگی در سطح ملی، خیالش را بابت وقایع آینده راحت کرد، زیرا او میدانست با حضور دومنک شانس چندانی برای فراخوانی وی به اردوی ملی در دور مقدماتی و احتمالا نهایی جام جهانی 2010 وجود ندارد.
جلوهای بیشتر
پیشینه ترزهگه همان طور که قبلا نیز آمد، سرشار از موفقیتهای ملی و باشگاهی است. تا قبل از قطع و کوتاه شدن دوران حضور او در تیم ملی فرانسه، وی در 71 دیدار ملی حضور به هم رسانده و در 34مورد گلزنی کرده بود که حدود نیم گل در هر مسابقه میشد و این آمار دلپذیری بود.
در سطح باشگاهی هم ترزهگه پیوسته آمار خوبی برجای نهاده است. او در فصل 98 1997 در هیات یک جوان 20 ساله 22گل برای موناکو به ثمر رساند و از آن زمان در 11فصلی که سپری شده، در مجموع 220 گل در مسابقههای رسمی باشگاهی زده که 160 تای آن در زمان حضور وی در سری A به ثبت رسیده است.
او در 6 فصل از فصول حضورش در این لیگ، حداقل 20 گل دردروازه رقبا جای داده است و هیچگاه اتفاق نیفتاده که کمتر از 10 بار دروازه رقبا را بگشاید. آمار به ما میگوید دستاوردهای شخصی او در کالچو کمتر از یک گل در هر دو مسابقه (و به روایتی دیگر نیمگل در هر بازی) نبوده است و با احتساب حاکمیت بازیهای دفاعی بر ایتالیا این ارقام جلوه بیشتری مییابد. به لحاظ فتح جامها نیز آمار و رکوردهای ترزهگه جالب نشان میدهد.
او با موناکو 2 بار قهرمان لیگ فرانسه شده و 4 بار هم به اسکودتو رسیده است که البته 2 مورد از آن چون به قهرمانیهای مشکوک یوونتوس در سالهای میانی دهه جاری مربوط میشد و بعد در دادگاه لغو و از این تیم ستانده شد، قابل ثبت در پرونده ترزهگه نیست.
در حسرت جامها
بررسی کارنامه دومنک به رغم نایب قهرمانی جام جهانی که یک اعجاز کوچک بود، نشان میدهد او تا به حال هرگز جامی را در رده سنی بزرگسالان و در سطح باشگاه نبرده و در حسرت جامهاست. اگر در این مدت، تیمهایی کوچک و ناتوان در اختیار وی بودند، باز میشد پذیرفت که چرا او به جامهایی دست نیافته است، اما برعکس تیمها و مهرههای خاص و پرتوانی زیرنظر وی کار میکرده و بالقوه در اندازههای قهرمانی بودهاند و لابد شیوه کار و نوع کوچینگ دومنک، آنها را از این افتخار باز داشته است.
او از 1993 تا 2004 تیم ملی زیر 21 سال فرانسه را هدایت میکرد و امثال زیدان، ویهرا، تورام، پیرس، ماکلهله و ترزهگه که در سالهای بعدی غولهای تیم ملی بزرگسالان فرانسه شدند در آن تیمها زیرنظر وی توپ میزدند و این همان نسل طلاییای بود که وقتی قدری قد کشید و بزرگتر شد، توانست جام جهانی 1998 و یورو2000 را با درخشش هر چه بیشتر فتح کند.
روابط مخدوش
11 سال مربیگری دومنک در تیم ملی امید فرانسه در عمل بهره بزرگی را برجای نگذاشت و نفرات این تیم حتی در سالهای 1998 و 2000 به مرحله نهایی مسابقههای قهرمانی اروپا در این رده سنی هم راه نیافتند.
در یکی از این سالها فرانسه با مغلوب شدن در برابر ایتالیا از راهیابی به فینال بازماند و دومنک در سالهای بعدی مدعی شد حریف با رشوهدادن به این و آن و تطمیع مقامهای مربوط درصدد خریداری نتیجه این دیدار برای خود بوده است و این مساله روابط ورزشی و حتی سیاست 2کشور را تا حدی مخدوش کرد.
در بیشتر جاها و موارد، ناکامی یک تیم و ورزشکار به معنای تنزل درجه و گرفتن پستها و مقامها از آنهاست، اما در فرانسه و در مورد شخص دومنک خلاف این عمل شده است و او به رغم ناکامیهایی که بر شمردیم، اواسط سال 2004 و پس از ناکامی خروسها در یورو 2004 به عنوان جانشین ژاک سانتینی و سرمربی جدید تیم ملی بزرگسالان فرانسه منصوب شد.
کار دومنک در این سمت جدیدتر و مهمتر، دشوار و بد آغاز شد، به طوری که آبیها به رده چهارم جدول گروه خود در دور مقدماتی جام جهانی 2006 تنزل کردند و اگر امثال:زیدان، ماکلهله و تورام در عقیده قبلی خود در خصوص پایان دادن به بازیهای ملیشان تجدیدنظر نکرده و به صحنه این مسابقهها بازنمیگشتند، حذف فرانسه در مرحله انتخابی جامجهانی واقعهای کاملا منطقی و قابل فهم و غیرقابل اجتناب میبود.
فرانسویها در مرحله نهایی نیز شروعی کند و آرام و مایوسکننده داشتند، اما ایتالیاوار احیا شده و روز به روز بهتر گشتند و پس از بالا آمدن از گروه مربوط، در مراحل حذفی اسپانیا، برزیل و پرتغال را یکی پس از دیگری کنار زدند و فقط در فینال با ضربات پنالتی تسلیم ایتالیا شدند و آن هم بعد از اخراج شدن زیدان در پی درگیری پر سر و صدایش با مارکو ماته راتزی، مدافع نهچندان منضبط آتزوری.
عدهای معتقدند صعود فرانسه تا بازی نهایی جامجهانی 2006 پس از شروع بدی که در آن رقابتها داشت، بیش از آن که محصول چارهاندیشیهای تاکتیکی دومنک بوده باشد، محصول به حرکت درآمدن تدریجی زیدان و فرم عالی او در مراحل حذفی جام بود و وی بود که با حرکات زیبای فنیاش آبیها را پیش میراند و مشکلاتشان را حل میکرد.
با این حال در یورو 2008 اوضاع از این هم بدتر بود، زیرا فرانسویها حتی یک برد هم نداشتند و همان طور که پیشتر گفتیم به هلند و ایتالیا باختند و فقط یک تساوی از رومانی گرفتند و یک امتیاز از حداکثر 9 امتیاز ممکن را به دست آوردند. زدن یک گل در ازای 6 گل خورده، دستاورد اندک و تاسفآوری بود، اما دومنک 2هفته بعد از آن ناکامی بزرگ، در پست خود ابقا شد و شایعاتی که در مورد بهکارگیری امثال دیدیه دشام و لوران بلان برای این پست شنیده میشد، هیچیک تحقق نیافت.
با این اوصاف، ترزهگه هم فهمید که باید وارد یک کش و قوس تازه با دومنک شود و در نتیجه از خیر قضیه گذشت و اعلام بازنشستگی در سطح ملی کرد، آن هم فقط 2 ماه پس از این که با زدن 20 گل برای یوونتوس یکی از پرثمرترین فصلهای خود را در سری A گذرانده و سرمربی فرانسه با اعتقادات خاص خود به وی بیاعتنایی کرده بود.
تعدیل حرفهای قبلی
آیا این پایان قصه است؟ حرفهای اخیر ترزهگه نشان میدهد او هنوز امیدها و آیندهای را بر این قضیه متصور است، زیرا میگوید شاید هم از بازیهای ملی برای همیشه خداحافظی نکرده باشد و میافزاید که اگر دومنک برود او باز خواهد گشت.
برخی میگویند به دومنک تا پایان دور مقدماتی جامجهانی 2010 که پاییز 2009 است، فرصت داده نشده و او فقط تا پایان امسال (10 دی) فرصت دارد تا صلاحیتش را برای ادامه احراز این پست به اثبات برساند.
لابد ترزهگه هم از آنهاست که چنین باوری دارد و فکر میکند که 6 ماه بعد اوضاع فرق خواهد کرد و در نتیجه از حرفهای قبلیاش درخصوص ترک همیشگی و قطعی اردوهای ملی عدول کرده و همچنان در انتظار خلع دومنک است.
مترجم: وصال روحانی / منبع: herald Tribune
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم