آقای نوروزی! به نظر میرسد در حال حاضر شما یکی از غریبترین ورزشکاران المپیکی کشورمان باشید، این که در کنار ورزشکاران المپیکی سایر رشتهها در آکادمی یا هتل المپیک حضور ندارید، خواست خودتان بود و آیا این تنهایی انگیزههای مثبت شما را تحتتاثیر قرار نمیدهد؟
در این که من کمی غریب واقع شدهام هیچ شکی نیست! اما در این رشته تنها من موفق به کسب سهمیه شدهام و طبیعی است که باید به تنهایی و با جدیت تمریناتم را انجام دهم و با توجه به این که سرمربی من (آقای کاسب) و نیز مربی کرهای در حال حاضر در سنگاپور هستند، در این چند روز برنامههای تمرینی از قبل تعیین شده را دنبال میکنم. البته بودن در میان سایر ورزشکاران طی فرصت باقیمانده به المپیک بسیار خوب و تاثیرگذار است، ولی حرفهای تمرین کردن امکانات حرفهای هم میطلبد. اگر نیاز من فقط یک میز و راکت بود، مشکلی نداشتم؛ ولی کفپوش مناسب؛ نور و تهویه سالن از جمله آیتمهای تاثیرگذار در بازی پینگپنگ است و این امکانات در آکادمی ملی المپیک وجود ندارد. بنابراین ترجیح دادم تا زمان اعزام، تمریناتم را در همین جا ادامه دهم.
آیا اینجا هم از امکاناتی که سایر ورزشکاران در آکادمی یا هتل المپیک به آن دسترسی دارند خبری هست؟
متاسفانه نه! من از داشتن مشاور پزشکی، مشاور تغذیه، روانشناس و یک مربی بدنساز ویژه به کلی محروم هستم و حتی نمیدانم باید مصرف چه مکملهای غذایی را در برنامهام داشته باشم. غذای روزانه من همان غذای معمولی کارمندان اینجاست در حالی که یک ورزشکار المپیکی باید تغذیهای خاص داشته باشد و اینها همه از جمله مواردی است که باعث میشود با حرفهای بودن فاصلهای اساسی داشته باشیم.
روند آمادهسازی و تمرینات شما از زمانی که موفق به کسب سهمیه المپیک شدید به چه صورت بوده است؟
با برنامهریزیهای صورت گرفته در این مدت در مسابقههای کاپ آسیا (ژاپن)، مسابقههای دانشجویان آسیا (مغولستان) و یک اردوی تدارکاتی (آمریکا) به اتفاق تیم ملی بزرگسالان حضور یافتم و با توجه به این که در این بازیها در مقابل حریفان خوب و مطرحی قرار گرفتم، موفق به کسب تجارب با ارزشی شدم که امیدوارم بتوانم آنها را در المپیک به کار بگیرم و نهایت استفاده را از آن بکنم.
در شرایطی که حریفان مطرح و صاحبنامی را در مقابلت داری، چه شانسی برای خودت قائلی؟ آیا فکر میکنی گذشتن از سد پینگپنگبازان حرفهای کشورهایی مانند چین، ژاپن و کره حتی در اولین گام کار سادهای است؟
من تمام تلاشم را بر این متمرکز کردهام که گام اول را با پیروزی آغاز کنم و در جمع 32 نفری قرار بگیرم که به مرحله دوم راه مییابند، اما باید پذیرفت که میدان سخت و بزرگی را پیش رو دارم. چراکه من 63 حریف مطرح دارم که هر کدام در جای خود بهترین هستند و نمیتوان براحتی از سد آنها گذشت. در شرایطی که ما میخواهیم در ظرف چند ماه رفتارمان را حرفهای کنیم و نتیجه بگیریم، آنها سالهاست از هر نظر حرفهای هستند؛ هم خودشان؛ هم مدیران و امکاناتشان وهم شرایطشان. حالا خودتان قضاوت کنید که در مقابل آنها خوب بازی کردن کاری ساده است یا... .
به عنوان یک ورزشکار المپیکی مهمترین دغدغه و مشکلی که در حال حاضر با آن مواجهید، کدام است؟
وقتی ورزشکاری به المپیک راه پیدا میکند همان طور که انتظارات مسوولان، جامعه و خانواده از او بالاتر میرود، او هم این انتظار را دارد که شرایط به گونهای فراهم شود تا در راه دستیابی به هدفش با آرامش بیشتری گام بردارد. در این میان یکی از مسائل غیرقابل انکار، مشکلات معیشتی ورزشکاران است که من هم از این قاعده مستثنی نیستم. شاید جالب باشد بدانید که تا امروز از سوی کمیته ملی المپیک و سازمان تربیت بدنی هیچ گونه حمایت مالی از من به عمل نیامده و از آن 10 میلیون تومان پاداشی هم که قرار بود به ورزشکاران (بابت کسب سهمیه المپیک) بدهند، من تا امروز هیچ اثری ندیدهام. در حالی که اگر قرار بود حمایتی صورت بگیرد، بهترین زمان آن قبل از اعزام بود تا ورزشکاری که تمام وقت و زندگیش را در تمرین به سر میبرد و هیچ منبع درآمد دیگری هم ندارد، دیگر دغدغه مسائل مالی و معیشتی روزمرهاش را نداشته باشد. ضمن این که تاکنون هیچگونه حقوقی بابت عضویت در تیم ملی دریافت نکردهام.
و اما درخصوص مربی کرهای تیم و نیز حریفان تمرینیتان، حضور آنها در این مدت تا چه اندازه در پیشرفت شما اثرگذار بوده است؟
حریفان تمرینی ما که 4 بازیکن کرهای هستند به عنوان یار تمرینی در مقابل جوانان و بزرگسالان بازی میکنند و به لحاظ حرفهای و کیفیت بازی از سطح بالایی برخوردارند، با توجه به این که رنکینگ کشورشان نیز از ما بالاتر است بازی در مقابل آنها بخصوص برای جوانان ما مفید است. اما درخصوص مربی کرهای باید بگویم کارش خوب است ولی بهتر بود فدراسیون پس از مدتی نسبت به آوردن یک مربی بهروزتر از چین یا اروپا اقدام میکرد. چراکه اروپاییها به لحاظ دیدگاهی با ما سازگارترند و سبک تمریناتشان، متنوع و شاداب است، ولی کرهایها آدمهای سختکوشی هستند که میخواهند در زمان کوتاه بهترین نتیجه را به دست بیاورند و این با تفکرات ما ایرانیها سازگار نیست. بنابراین کرهایها فشار تمرینات را بیشتر میکنند و این کار برای ما که به اندازه کافی دغدغه داریم مشکلات روحی، جسمی و فکری مضاعفی را به همراه دارد و تاکنون در صحبتهایی که با دیگر بچهها داشتهام، متوجه شدهام که این مشکل بیشتر آنهاست.
و در پایان برایمان بگو با توجه به این که نخستین حضور خود در المپیک را تجربه میکنی چه احساسی داری؟
زمانی که موفق به کسب سهمیه شدم، به خاطر این افتخار بزرگ شور و شوق فراوانی داشتم. زیرا من چهارمین پینگپنگباز المپیکی در تاریخ کشورمان محسوب میشوم، اما هر چه به زمان بازیها نزدیکتر شدیم، من بیشتر به سختی کار و سنگینی بار مسوولیتم پی بردم و استرسی که گریبانگیر هر ورزشکاری میشود به سراغ من هم آمد. ولی تمام تلاشم بر این است که با ایمان به خدا، تمرکز کامل و انگیزهای قوی به آن آرامشی که یک ورزشکار به آن نیاز دارد، دست یابم تا پس از آن بتوانم در المپیک درخشش خوبی داشته باشم. در این راه قطعا نیازمند دعای خیر مردم خوب کشورمان نیز هستم.
زهره زیدی فرد
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم