نقد و بررسی نمایش «حقه‌های مبارک»

یک ساعت و نیم شادی‌

در دنیای نمایش کلا با دو نوع پرسوناژ روبه‌رو هستیم. پرسوناژهایی که مقطعی هستند و صرفا در یک متن ظاهر می‌شوند. اینها گرچه ممکن است شباهت‌هایی نسبی به پرسوناژهای نمایش‌های دیگر داشته باشند، اما در مجموع وجوه متفارق و متفاوت آنها بیشتر است و همین آنها را مقطعی و فقط به یک متن خاص مربوط می‌سازد، اما پرسوناژهایی هم هستند که دائمی و ماندگارند. آنها در نمایش‌های گوناگون با همان اسم و خصوصیات قبلی خود ظاهر می‌شوند و همه موجودیت متن را به خود اختصاص می‌دهند. این پرسوناژها به نمایش‌هایی با ژانر معین تعلق دارند و هرگز از چارچوب چنین ژانری فراتر نمی‌روند.
کد خبر: ۱۹۳۹۸۳

لازم به یادآوری است که این پرسوناژها در بخش قابل توجهی از نمایش‌های ملل مختلف دنیا هم حضور دارند و هر کدام خصوصیات و اسامی خاصی دارند. در نمایش‌های ایرانی، این پرسوناژ مبارک یا همان سیاه است که در نمایش روحوضی یا تخت‌حوضی یا سیاه‌بازی که هر 3 یکی هستند و نیز در نمایش‌های عروسکی خیمه‌شب‌بازی ظاهر می‌شود. اگر بشود یک ویژگی نسبی برای نمایش سیاه‌بازی قائل شد، باید گفت که گرچه همان نمایش روحوضی است، اما روی تخت و حوض اجرا نمی‌شود، بلکه در فضای باز یا روی صحنه به اجرا درمی‌آید.

با توجه به تمایزات دو نوع پرسوناژ یادشده به این پرسش می‌رسیم که آیا در نمایش سیاه‌بازی که پرسوناژی دائمی و مقبولیت‌یافته دارد، می‌توان پرسوناژ سیاه را حذف یا حوزه بازی و حضور او را محدود کرد؟ برای یافتن پاسخ، بهتر است نگاهی به نمایش «حقه‌های مبارک» به نویسندگی و کارگردانی رهام مخدومی بیندازیم. این نمایش هم‌اکنون در خانه نمایش در حال اجراست.

عنوان نمایش حقه‌های مبارک دقیقا در ارتباط با محتوای نمایش است و هنگام اجرای نمایش و برملا شدن حقه‌های مورد نظر، عنوان نمایش حالتی پارادوکسیکال پیدا می‌کند؛ یعنی تا حدی از آن سلب معنا می‌شود و متعاقبا مفهوم حقه‌ها جایش را به کوشش‌های انسانی مبارک برای به هم رساندن زوج‌های عاشق می‌دهد. اینجا هم همانند اکثر نمایش‌های سیاه‌بازی موضوع تکراری ازدواج در میان است، اما این موضوع به دلیل مشکلات زیادی که برای ازدواج جوانان در جامعه وجود دارد، همچنان مهم و جذاب جلوه می‌کند. از این رو، نمی‌توان عیب و ایرادی به آن وارد کرد؛ ضمن آن که هر دو آدم پولدار نمایش هم بازاری هستند و اگر پای مبارک در میان نباشد آنها حتی از فرزندانشان روی برمی‌گردانند، اما هرگز از پول نمی‌گذرند.

خط روایت‌

متن نمایش حقه‌های مبارک از لحاظ خط روایی داستان مورد نظر نمایش تا حدی شلوغ و مبهم است که این ابهام به دلیل شتابزدگی نسبی اجرا تا حدی برجسته می‌شود. بعضی از بازیگران هم دارای مشکل شیوه بیان هستند و تعداد زیادی از دیالوگ‌ها برای تماشاگران نامفهوم است.

معمولا متنی که برای نمایش سیاه‌بازی نوشته می‌شود، باید دارای مابه‌ازاءهای اجتماعی، اخلاقی، فرهنگی و سیاسی جامعه در زمان اجرای نمایش باشد و این بارزترین ویژگی‌ نمایش سیاه‌بازی است و به نسبتی که از آن فاصله می‌گیرد از گیرایی و گزندگی الزامی خود نیز دور می‌شود. متن نمایش حقه‌های مبارک از این لحاظ دارای ضعف است و فقط با چند دیالوگ تلویحی و انتقادی روبه‌رو هستیم. صرف‌نظر از این ضعف‌ برخی دیالوگ‌های نمایش که عمدتا حول موضوع عاشقانه نمایش شکل گرفته‌اند جذاب و طنزآمیز هستند: «عجب آدم خسیسیه، به پشه خون نمی‌ده»، «همین جوریش هم معلوم‌الحاله»، «این قسمت نمایش ننه من غریبم نمایشه»، «اصلا از قشر بورژوا افاده می‌باره»،‌ «از قدیم گفته‌‌اند زن دوم هم عین انرژی هسته‌ای حق مسلم ماست»، «ای پیشونی منو کجا می‌نشونی»،‌ «بخند تا دنیا بهت بخنده»، «دنیای بهتر، کیسه پرتر» و... .

نمایش بیشتر حول داستان چگونگی رسیدن عشاق به هم دور می‌زند و اصرار دارد همین موضوع را بسته نگه دارد و زیاد تحلیلگر و آسیب‌شناس نباشد و اگر گاهی هم رویکردی انتقادی در پیش می‌گیرد، این انتقاد صرفا اخلاقی است و در آن «مال‌‌اندوزی» محکوم می‌شود. البته عشق هم بهانه اصلی پرداختن به چنین مواردی است. با همه اینها نمایش در کل و در محدوده موضوع عاشقانه خود، اجرایی گیرا، جذاب و کمیک است که تماشاگران را می‌خنداند و به وجد می‌آورد و این کار کمی نیست، زیرا ساختار نمایش کمدی بسیار پیچیده‌تر و دشوارتر از نمایش‌های تراژیک، درام یا ملودرام است.

گم شدن سیاه در نمایش‌

در نمایش حقه‌های مبارک هم به رغم بازی خوب و گیرای بازیگر نقش سیاه، یعنی هادی شیرمحمدی، متاسفانه پرسوناژ سیاه سهم واقعی خود را از متن ندارد. ناگفته نماند می‌توان با همان رویکرد تجربی نویسنده به پرسوناژ‌های دیگر بیشتر میدان داد، اما همه اینها منوط به حضور برجسته پرسوناژ سیاه است. در این نمایش پرسوناژ مبارک گاهی در شلوغی و ازدحام دیگران گم می‌شود. با همه اینها، بازیگران توانمند نمایش یعنی سامان دارابی، حامد پشتیبان، هادی شیرمحمدی، سام کبودوند، الهام شعبانی، سهیلا طاهری، الناز شعبانیان، مجتبی رفیعی و علی شمس همگی بنا به میزان حضور و الزامات نقش‌هایشان بازی‌هایی زیبا و به‌یادماندنی ارائه می‌دهند و بخش قابل توجهی از گیرایی نمایش ناشی از انتخاب و حضور این بازیگران است.

نور کاربری معمول خود را دارد. موسیقی که نگاهی به ترانه‌‌ها و تصنیف‌های کوچه و بازار دارد، کاملا با فضا و مضمون نمایش جفت‌ و جور است و نوازندگان آنها حسین حقانی، اسماعیل جعفری و مسعود انتظاری به اجرای شاد و مفرح نمایش کمک قابل توجهی کرده‌‌اند.

یکی از ویژگی‌های نمایش «حقه‌های مبارک» آن است که بازیگران بعد از اجرای نقش‌‌هایشان روی نیمکت‌ها کناری می‌نشینند و همانند تماشاگران از تماشای بازیگران دیگر مشعوف می‌شوند و می‌خندند. این حالت به طور نوبتی برای همه آنها رخ می‌دهد؛ حتی کارگردان هم روی نیمکت تماشاگران در حال تماشای نمایش است.

در رابطه با ویژگی‌‌های دیگر نمایش باید به وجوه کمیک و بسیار مفرح پرسوناژها به هنگام حضور روی صحنه اشاره کرد که تا حدی به شخصیت‌پردازی آنها نیز منجر شده است؛ هر کدام حالات، عادات، طرز سخنگویی و حرکاتی خاص خود دارند و رضایت و خشنودی تماشاگران را فراهم می‌کنند؛ به عبارتی، هریک در خنداندن مخاطبان خود سهم معینی دارند.

نمایش حقه‌های مبارک به نویسندگی و کارگردانی رها مخدومی صرف‌نظر از شتابزدگی نسبی اجرا در نهایت اجرایی دلنشین است و موفق می‌شود تا پایان نمایش ویژگی کمیک و خنده‌دار خود را حفظ کند. در این نمایش هیچ صحنه‌ای بر احساسات و عواطف تماشاگر تحمیل نمی‌شود، در عوض به آنان شور و شادی می‌بخشد. این نشانگر آن است که کارگردان نمایش روی همه صحنه‌ها و میزانسن‌ها و مخصوصا حالات و نحوه بازی بازیگران اندیشیده است.

کمبود پرسوناژهای سیاه‌

نمایش حقه‌های مبارک در حوزه اجرا کاملا بر دل تماشاگر می‌نشیند و براحتی می‌‌توان به میزان علاقه خود بازیگران به نمایش و بخصوص نمایش سیاه‌بازی پی‌برد. اما یک نکته مهم در نمایش غیرقابل اغماض است؛ پرسوناژ سیاه بسیار محدود شده و نویسنده متن از حوزه حضور او کاسته و به همان نسبت به پرسوناژ‌های دیگر میدان داده است. این رویکرد گرچه در اصل می‌‌تواند رویکردی تجربی تلقی شود، اما نباید فراموش کرد پرسوناژ سیاه محور متن و حتی تعیین‌کننده و سمت و سودهنده ژانر نمایش است و خود نمایش سیاه‌بازی هم همان‌طور که از عنوانش پیداست، معطوف به همین پرسوناژ است. در نمایش سیاه‌بازی هرگونه خدشه و محدودیت که میزان حضور پرسوناژ مبارک را در مقابل پرسوناژهای دیگر کمرنگ کند، به کلیت اجرا آسیب می‌رساند.

حسن پارسایی‌

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها