در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
از جاده فرودگاه وارد شهر میشویم. آرامگاه باباطاهر عریان اولین و نزدیکترین مکانی است که برای بازدید انتخاب میکنیم. انبوه چادرهای مسافران در گوشه و کنار پارکی که این آرامگاه را در وسط یکی از میدانهای شهر احاطه کرده است، حاکی از این است که در اینجا مکان خاصی برای اقامت و چادر زدن مسافران در نظر گرفته نشده و مسافران به انتخاب خود و بدون هیچ نظم و ترتیبی در اینجا و آنجا چادر زدهاند. ناخودآگاه به یاد کمپهایی که برای برپایی چادر مسافران در شهر مشهد ایجاد شده است میافتیم. این کمپها علاوه بر ایجاد نظم، امنیت مسافران را تامین و دسترسی آنها را به امکانات مختلف آسانتر میساخت، تجربهای که در همه شهرهای توریستی و زیارتی قابل اجراست.
برای ورود به محوطه آرامگاه، باید بلیت تهیه کنیم. بهای بلیت برای هر نفر 300 تومان است، بازنشستگان و کارکنان آموزش و پرورش میتوانند در بازدید از اماکن مختلف از تخفیف ویژه استفاده کنند. این موضوع را اغلب بازدیدکنندگان، به دلیل عدم اطلاعرسانی مناسب نمیدانستند.
باباطاهر از عارفان و شاعران بزرگ قرن چهارم هجری قمری است. آرامگاه فعلی او بین سالهای 1346 تا 1349 به شکل هشت ضلعی و روی ستونهایی از سنگهای گرانیتی ساخته شده که دارای مدخلهای ورودی و منافذ نور است. محوطه داخلی آرامگاه کاشیکاری شده و 24 دو بیتی از سرودههای او روی 24 قطعه سنگ مرمر زینتبخش بناست. در قسمتی از آرامگاه خلاصهای از زندگی این شاعر و عارف نامی و همچنین تاریخچه بنای فعلی روی سنگی از مرمر حک شده است. به نظر میرسد بخشهایی از این نوشته بعدها تغییر داده شده و با قلم در محل نوشتههای قبلی عبارات جدیدی جایگزین شده است. خدشهای که روی نوشتههای قبلی ایجاد شده است ما را کنجکاو میکند؛ ترجیح میدادیم عبارتهای اصلی را میخواندیم، حتی اگر این عبارتها مربوط به دوران پهلوی بوده باشد، سندهایی تاریخی است که اصل آن باید محفوظ میماند.
همدان را با نام بوعلی نیز میشناسند. دانشمند و پزشک مشهوری که هنوز هم باعث افتخار ایران زمین است. آرامگاه فعلی ابوعلی سینا به کوشش انجمن آثار ملی ایران و به مناسبت هزارمین سال ولادت او در سال 1330 به بهرهبرداری رسیده است. در مجاورت آرامگاه، موزه گیاهان دارویی ما را با نمونههایی از گیاهان و خواص درمانی آنها آشنا میسازد. کتابخانه و موزه دیگری که در سمت راست در ورودی قرار دارد، تعدادی اشیای قدیمی و نسخههای دست نوشته از آثار بوعلی و کتابهای او را در معرض نمایش قرار داده است. اولین تاثیر بازدید از این موزهها، خرید مقداری داروهای گیاهی از غرفهای است که به همین منظور در کنار در ورودی برپا شده است.
در گشت و گذار خود از شهر، سری هم به گنبد علویان میزنیم. این بنا یادگار عهد سلجوقی است که قبر دو تن از بزرگان خاندان علویان را با سطوحی پوشیده از آجرهای فیروزهای در زیر سرداب در بر گرفته است. دیوارهای بنا پوشیده از کتیبههای آجری و برجسته به خط کوفی شامل آیاتی از سوره دهر است و گچبریهای زیبایی داخل و خارج بنا را زینت داده است.
یادگارهای کهن ایران زمین
آنچه تاکنون از آن بازدید کردیم، همه مربوط به سدههای بعد از اسلام بوده است. اما قدمت همدان به هزارههای قبل از میلاد باز میگردد. گواه این مدعا را در تپههای موسوم به هگمتانه در شمال شرقی همدان میبینیم. قدمت یافتههای این منطقه به دوران مادها میرسد. روی تابلو نوشته نصب شده در محوطه میخوانیم: مهمترین ماخذ تاریخی درباره هگمتانه روایات هرودت، تاریخ نگار یونانی سده پنجم پیش از میلاد است، که بر اساس آن دیوکس، نخستین پادشاه ماد، فرمان داد تا کاخی عظیم برای وی بسازند و بر گرد آن هفت حصار برپا سازند. حصارهای هفت گانه به طبقات ممتاز اجتماعی تعلق داشت و هر یک به رنگ یکی از اجرام فلکی به ترتیب: سفید، سیاه، ارغوانی، نیلگون و نارنجی بود، که کنگرههای دو باروی داخلی با ورقههای سیمین و زرین پوشانده شده بود. این باروها برای مراقبت از کاخ و گنجینه فرمانروا بود و مردم عادی میبایست خانههای خود را بیرون از دیوارها میساختند.
با این پیش زمینه به دیدن آثار باقیمانده از این بناهای باستانی میرویم. اتاقهایی تو در تو با راهروها و تالارهای مختلف که توسط دیوارهای بسیار پهن خشتی از یکدیگر جدا شدهاند. این آثار معماری باستانی در عمق بین 2 تا 5 متر شناسایی و خاکبرداری شده است. در جای جای محوطه تابلو نوشتههای مختلف مشخصات شهر، معابر، سیستم آبرسانی شهری آن و چگونگی شناسایی و خاکبرداری آن را شرح میدهند. در کنار این بناهای خشت و گلی کمی مکث میکنیم و با بستن چشمها تا هزاران سال پیش عقب میرویم تا بتوانیم جنب و جوش و جریان زندگی را در آن سالها تجسم کنیم. راستی زندگی در آن روزگاران چگونه بود؟
بازدید از موزه همجوار با شهر باستانی هگمتانه غرور ملی ما را دو چندان میسازد. ستونهای سنگی مربوط به دوران هخامنشیان، ظروف سفالی و مفرغی، سکههایی که حکاکیهای ظریف آنها با توجه به امکانات آن روزگاران ما را به شگفتی وا میدارد و اشیای زینتی و غیره همه نشان از تمدن کهن این سرزمین دارند. دو اسکلت انسان مربوط به هزاره اول پیش از میلاد نظر ما را به خود جلب میکند. یکی از این اسکلتها که در خاکبرداری از تپههای گوریجان از توابع شهرستان کبودر آهنگ به طور تصادفی کشف شده است، مربوط به انسانی است که به حالت جنین تدفین شده و یک لاک پشت در بین دست و جمجمه به طور افقی دیده میشود.
ساعتی را به بازدید از موزه اختصاص میدهیم، مدتی به عکسالعملهای بازدیدکنندگان دقیق میشویم. بعضی با بیتفاوتی و با نگاهی گذرا از کنار ویترینها عبور میکنند، گروهی تنها به عکس یادگاری بسنده میکنند، بچهها گویا فضای مناسبی برای بازی پیدا کردهاند، به این طرف و آن طرف میدوند و گاه از روی اشیای بدون حفاظ میپرند و شادی میکنند، تنها گروهی اندک با دقت به تک تک اشیا مینگرند و تاریخچه آنها را میخوانند و با یکدیگر راجع به آنها بحث و گفتگو میکنند. فرصت بازدید تمام شده و ما مجبوریم یک بار دیگر به زمان حال بازگردیم.
تلفیقی از تمدن و طبیعت
برای دیدن کتیبههای گنجنامه در جنوب غربی همدان با آن همه تعاریفی که در وصف آن شنیدهایم، صبح زود حرکت میکنیم. امروزه مسیر دستیابی به این کتیبهها سنگ فرش و پلهگذاری شده است و هر کس میتواند براحتی آنها را از نزدیک ببیند. مسیر ایجاد شده اگرچه راه را هموار و آسان کرده است، ولی ما را از عظمت ایجاد این کتیبهها در بالای کوه و با وسایل هزاران سال پیش غافل میسازد. در آن روزگاران اعقاب و نیاکان ما چگونه توانستهاند چنین کتیبههایی را در دامنه کوه و در دل سنگهای خارا ایجاد کنند؟
کتیبههای گنجنامه همدان یادگارانی از دوران داریوش و خشایارشاه هخامنشی است، که هر کدام در سه ستون 20 سطری و به زبانهای پارسی باستانی، بابلی و عیلامی نوشته شدهاند. سوراخهای کنار کتیبه حاکی از آن است که کتیبهها روکشی داشتهاند که آنها را از گزند باد و باران حفظ میکرده است. تابلو نوشتههای نصب شده در پایین کتیبهها واژههای به کار رفته در آنها را به زبانهای فارسی امروزی و انگلیسی، آوانویسی و ترجمه کرده است. به نظر میرسد بعضی از بازدید کنندگان تحت تاثیر این یادگارهای کهن تصمیم گرفتهاند از خود یادگاری باقی بگذارند و بنابراین اسامی خود و جملاتی را روی تابلو نوشتهها ثبت کردهاند، برخی نیز خواستهاند یادگارشان عمیقتر و پا برجاتر باشد و لذا گوشههایی از کاغذ این تابلوها را پاره کردهاند.
فضای سبز، تپهها و آبشار مجاور کتیبه نیز مکان مناسبی برای کمی کوهنوردی و گریز از انواع آلودگیهای زندگی شهری است. میگویند اگر راه خود را به سمت بالای کوه ادامه دهیم، به میدان میشان خواهیم رسید. فضایی بسیار زیبا و دیدنی که میتواند برایمان لذت بخش باشد.
شگفتی طبیعت
در روستای علیصدر از توابع شهرستان کبودرآهنگ در 75 کیلومتری شمال غربی شهر همدان غاری قرار دارد که آن را یکی از عجایب طبیعی جهان و از معدود غارهای آبی قابل قایقرانی میدانند. شواهد به دست آمده از درون غار، حکایت میکند که این غار، پناهگاه انسانهای اولیه بوده است. غار علیصدر به علت وجود گذرگاههای ممتد آبی و دریاچههای وسیع و قابل قایقرانی که در سر تا سر غار گسترده شدهاند یکی از زیباترین جلوهای طبیعی ایران و جهان و پدیدهای منحصر به فرد در نوع خود است.
آب درون غار بدون رنگ و بو و مزه آن معمولی است، هیچگونه حیات جانوری در آن وجود ندارد، درجه حرارت آن در طول سال ثابت (حدود 12 درجه سانتیگراد) و به قدری زلال است که تا عمق 10 متری با نور معمولی و چشم غیر مسلح بخوبی رویت میشود. عمق آب در قسمتهای مختلف آن از صفر تا 14 متر در نوسان است. سقف غار که در بعضی قسمتها تا حدود 10متر از سطح آب ارتفاع دارد، پوشیده از کربنات کلسیم خالص و در بعضی قسمتها مخلوط با عناصر دیگر است. منظره داخل غار بسیار زیبا و هوای آن پاک و لطیف و عاری از هر گونه گرد وغبار و آلودگی میکروبی است. در برخی از معابر غار 10 الی11 کیلومتر پیشروی داشته است ولی هنوز تمام کانالها و شبکههای ارتباطی آن کشف نشدهاند. در حال حاضر پس از طی مسیر قابل قایقرانی، غارنوردی پیاده در قسمت خشکی آغاز میشود و گردشگران پس از طی مسافتی نسبتا طولانی مجددا با قایق ادامه مسیر میدهند. در حال حاضر تنها 4 کیلومتر از معابر که با پروژکتور نور پردازی شدهاند مورد بازدید قرار میگیرند. این پروژکتورها و کابلهای ضخیم انتقال برق اگرچه بازدید از غار را برای عموم میسر ساخته است، ولی به گفته بهزاد رئیسیان محیط را از حالت بکر و دست نخورده خود خارج کرده است. این کارشناس محیط زیست معتقد است غارهایی مانند علیصدر باید به حالت اولیه خود باقی بمانند و بازدیدکنندگان با استفاده از لباس و کلاه مخصوص غارنوردی که میتوان در اختیار آنها قرار داد از فضای داخلی غار بازدید کنند. در این صورت قطعا گردشی مهیج و فراموش نشدنی را تجربه خواهند کرد.
سوغات سفر
در پایان سفر چند روزه خود از دیار طبیعت و تمدن کهن، میتوانیم شیرینی مخصوص همدان به نام شیرمال، نوعی فلفل که در اصطلاح محلی به آن بیور گفته میشود، سیر تند و تیز همدان و ظروف سرامیکی ساخته شده در لالجین همدان را به عنوان رهاورد تقدیم دوستان و آشنایان کنیم.
سعیده کافی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: