در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
دیشب صدای تیشه از بیستون نیامد
شاید به خواب شیرین فرهاد رفته باشد!
درگذشت مرحوم آخوند، حدود سحر رخ داده و ماجرای فوت ایشان را نویسنده کتاب «هجوم روس» خوب نوشته است. «مرگی در نور» نیز از او گرفته است.
کسی میگفت: من در سحر به حمام رفته بودم. از حمام بیرون آمده بیخبر به منزل میرفتم که، شیخ علی عطار را دیدم (شیخ علی عطار، عطار نجف بود و کنار مسجد هندی، دواجات قدیمی میفروخت. وی عمامه بزرگی داشت و قیافهاش خیلی علمایی بود. از هواخواهان مرحوم آخوند بود و خیلی به ایشان ارادت داشت). دیدم شیخ علی عطار، دارد میآید و پی در پی، دو دستی بر عمامهاش کوبیده، فحش میدهد و میگوید: «کشتید بیپدرها! کشتید قُر...ها!...»، و کشتید کشتید میکند.حاج سید عبدالعزیز افزودند: این مطلب را نیز پدرم نقل کرد که پس از فوت مرحوم آخوند، عدهای میخواستند درگذشت وی را به گردن مرحوم سید صاحب عروه انداخته! قِشقِرقی بپاکنند و برای ایشان اسباب زحمت فراهم آورند. ولی عیال مرحوم آخوند، مردانه ایستاد و باصراحت، ساحت سید را از این جنایت مبرا شمرد و توطئه را خنثی کرد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: