در همان قدم اول به قصد جذب مخاطب فراوان ، گام برداشته است . انتخاب فضاهایی متنوع و حضور کاراکترها در فضای روایی قصه و همچنین انتخاب شخصیت هایی که با وسواس و دقت نظر برگزیده شده اند، توانسته جمیع مولفه های ایده آل را در تولید و ساخت یک مجموعه تلویزیونی دارا باشد. پرداخت شخصیتی دانیل ، به همراه دیالوگ های در خور همان شخصیت ، و گل درشت نبودن تیپ اکبر در قالب راننده شخصی ، وجهه ای منطقی به مجموعه داده است . با این حال ، پرداخت کند شخصیت ها که بیشتر از فیلمنامه نشات می گیرد تا اینجای کار یک ضعف عمده بوده است . فیلمنامه «مجموعه سفر سبز» بیشتر به جزییات می پردازد و حوادث امروز فرعی را پیگیری می کند. از این رو انگیزه قوی و پویایی که در نفس کاراکتری جستجوگر مانند دانیل باید وجود می داشت ، کم رنگ ارائه می شود. همچنین در پاره ای از لحظات ارتباط و توجه بیننده با نگرش نویسنده و پرداخت به حواشی زائد، قطع می شود. این که دانیل ، تمامی بضاعت فیلمنامه و کنشهای متقابل مجموعه را فقط به بهانه یافتن مادرش به سخره می گیرد، دلیلی منطقی و توجیه پذیری برای تماشاگر نیست . انتخاب سوژه ای این چنینی و عدم ایجاد مفری اصلی که بتواند هدایتگری ذهن و دل تماشاگر را به عهده داشته باشد، دل پرریسک می طلبد؛ اما در مقوله های نفی مانند تصویربرداری ، بعضی نقیصه ها جبران می شود. «سفر سبز» با انتخاب میزانسنی دقیق و زوایای پرتنوع دوربین ، جذابیت تصویری خاصی را برای بیننده به همراه دارد؛ اما به نظر می رسد ظرف و مظروف در حد اشباع همدیگر نیستند. کشدار بودن موضوعیت جستجوی دانیل برای یافتن مادرش و هدایت چند موضوع موازی با هم ، نیاز مبرم به پرداخت عمیق روابط علت و معلولی دارد، که این مهم در «سفر سبز» کمرنگ جلوه می کند. البته دیالوگ های خوب و روان از امتیازات این برنامه است و به نظر می رسد در ادامه این نقیصه ها برطرف گردند .