فریدون جنیدی عمرش را به عشق جوانان صرف شاهنامه کرد

30 سال نشست و برخاست با فردوسی‌

در یکی از همین خیابان‌های تهران در خانه‌ای که همه چیزش رنگ و بوی ایرانی دارد، پیرمردی هست که 30 سال از عمرش را صرف تصحیح شاهنامه فردوسی کرده است، ثمره 30 سال از عمرش قرار است ماه آینده منتشر شود. او حالا خوشحال است و دوست دارد حاصل عمرش را به جوانان ایرانی تقدیم کند.
کد خبر: ۱۹۳۱۴۴

چند دهه پیش او با یک پرسش مواجه شد، این که باید چه کار کرد تا جوانان ایران (به تعبیر خودش)‌، فرزندان ایران، کشورشان را بشناسند و پایگاه خود را در دنیا دریابند، تا خالق جنبش‌های فرهنگی خوبی شوند، جنیدی تنها راه چاره را در خواندن شاهنامه دید و از همان سال‌ها؛ یعنی از سال 55 شروع به تصحیح این اثر ملی کرد.

«با خودم فکر کردم که وقتی قرن‌ها پیش شاهنامه چاپ شد، وزنش 3 کیلو بود، چطور ممکن است که جوانی یک کتاب 3 کیلویی را بخواند. فکر کردم که کافی است، داستان‌های رستم را انتخاب و برای جوانان بنویسم، باز اندیشیدم که داستان رستم نیمی از شاهنامه را می‌گیرد و با آن که تمام چیزهای خوب؛ مثل میهن‌دوستی، گذشت، مردانگی، دانش و جنگاوری در داستان رستم هست؛ اما این باز یک کیلو می‌شود و چطور یک دختر 16 ساله آن را دست بگیرد، باز که بیشتر فکر کردم به این نتیجه رسیدم که داستان‌های رستم را بخش بخش کنم؛ مثلا داستان رستم و افراسیاب، زال، رودابه و... این فکر را که کردم، بلافاصله در شاهنامه علامت گذاشتم، دیدم 11‌‌داستان می‌شود».

از همان زمان شروع به ساده‌نویسی شاهنامه کرد. کتاب اول که داستان زال و رودابه بود چاپ شد؛ ولی آن طورکه فکر می‌کرد، زود پخش نشد، 2 یا 3 سال طول کشید، کتاب دوم را نوشت، آن کتاب هم همین سرنوشت را پیدا کرد، آن طور که او دلش می‌خواست، مخاطب نداشت. با خود اندیشید که چرا این کتاب‌ها خواننده ندارد، به این نتیجه رسید که مخاطب خود را معلوم نکرده است، اگر برای کودکان نوشته است، باید با نقاشی‌هایی همراه باشد، چون سرمایه‌ای نداشت که این کار را انجام دهد، به این نتیجه رسید که باید خطاب به جوانان بنویسد، این شد که شروع به دوباره‌نویسی کرد.

جنیدی می‌گوید: «گفتم این کار هم هدیه‌ای به جوانان ایران و هم به پیشگاه فردوسی است، دوباره شروع به دگرگون کردن نثر کردم. 11 داستان را که بازنویسی کردم، شد 1264 صفحه، در این صفحات یک واژه غیرایرانی به کار نبردم».

او معتقد است: «امروز کسانی هستند که گمان می‌کنند، فارسی‌نویس هستند؛ ولی هر جا کم می‌آورند، می‌بینیم که از خود واژه می‌سازند».

جنیدی با این اثر خواسته نشان دهد که می‌توان هزار صفحه نوشت؛ اما یک کلمه غیرفارسی به کار نبرد. او خواسته که با این کار نیرو و توان زبان فارسی را هم نشان دهد.

نثر او در این کتاب نثری آهنگین است و دلیل این امر را آهنگین بودن نثر فارسی می‌داند.

 از روزی که این 11 کتاب را منثور کرد، 21 سال گذشت در این 21 سال او روی شاهنامه کار می‌کرد؛ اما گاهی احساس می‌کرد، نوشته‌اش زیباتر از اشعار فردوسی است اوایل به اینجاها که می‌رسید از خودش شرمش می‌‌آمد. می‌اندیشید که همه به فردوسی خداوندگار سخن می‌گفتند، چگونه است که این گفتار از آن او باشد.
وقتی زیاد به این موارد برخورد کرد، کم‌کم پی برد اشعاری که بر گردان او از آنها بهتر می‌شود، شامل فردوسی نیست؛ افزوده و افزاینده‌های شاهنامه است، به این دلیل بود که او شروع به ویرایش شاهنامه کرد.

او 30 سال تمام؛ یعنی به تعداد سال‌هایی که خداوندگار سخن، صرف نوشتن شاهنامه کرده، صرف تصحیح این اثر سترگ کرده است.

می‌گوید: «در آغاز نمی‌دانستم که کارم 30 سال طول می‌کشد؛ اما روزی که کار تصحیح این اثر را تمام کردم، دیدم نه یک روز کم، نه یک روز زیاد، این کار 30‌‌سال طول کشیده است. نشانه‌اش یادگار فرزندم در شاهنامه بود که 23 تیر 55 در شاهنامه گذاشته بود؛ یعنی همان زمان که شروع به تصحیح کردم. وقتی نخستین دفتر شاهنامه ویرایش شد و به ارشاد رفت، دیدم که 23‌‌تیر 85 است؛ یعنی درست 30 سال و این جایزه‌ای از سوی روان فردوسی به من بود و شادمانم که این کتاب به دست جوانان ایران می‌رسد».

او دلیل تصحیح شاهنامه را این می‌داند که در دوران باستان چون چاپ نبود، کتب را با خط خوش می‌نوشتند و می‌فروختند، این افراد لازم نبود که باسواد باشند، وقتی کلمه‌ای را نمی‌توانستند بخوانند و یا معنای آن را نمی‌فهمیدند، کلمه‌ای دیگر را می‌نوشتند و یا خود معنی می‌کردند که این اشکال در کتب خطی بود.

دلیل دیگری که او خواسته که شاهنامه را تصحیح کند این بود که دریافت که شاهنامه فردوسی در سال  40 هجری تمام شده است و آغاز کار 370 هجری بود. در حالی که سال 370 هجری محمود غزنوی بچه‌ای 11 ساله بود، جنیدی به این نتیجه رسید که چطور او می‌توانست حامی فردوسی شود. به این دلیل پی برد که در زمان غزنویان، داستان‌های شاهنامه را باز کردند و میان آنها نام محمود غزنوی را گنجاندند. به این دلیل حجم شاهنامه افزوده شد، می‌گوید: «اینها را که می‌شناختم، حذف کردم».

می‌گوید: «من 28 سنجه (معیار) برای تصحیح شاهنامه قرار دادم، ازجمله معیار زبان درست فارسی، معیار زبان پهلوی و معیار زبان اوستایی که کهن‌ترین زبان آریاییان جهان است و کتبی که از نیاکان به ما رسیده است».

علاوه بر این 3 معیار، معیارهای دیگری؛ چون ستاره‌شناسی و نجوم نیز بوده است. اسب‌سواری شناخت جنگ‌افزارها و شیوه به کار بردن آنها، آیین سپاه‌کشی و سپهداری، آیین نبرد و زمان نبرد نیز در تصحیح او مورد توجه بوده است.

به اعتقاد او، مثلا اگر نبردی را شرح دهند که نبرد ایران و توران در زمستان است، این اشتباه است.

او معیارهای دیگری را نیز در تصحیح این اثر مد‌نظر قرار داده است، مثلا زندگی روستایی و فرهنگ ایران باستان.

او با این معیارها نشان داده است که کدام سخن از فردوسی است و کدام نیست و در پانویس نیز شرح داده است که چرا این گفته از فردوسی نیست.

او امیدوار است که به زودی این اثر منتشر شود، چرا که از پایان یافتن آن دو سال گذشته است، ابتدا مشکل کاغذ داشت که بالاخره این مشکل حل شد و اینک همه کارهای آن انجام شده و هفته آینده برای چاپ می‌رود. این اثر در 3243صفحه در قطع رحلی منتشر می‌شود که او پیشگفتاری 460 صفحه‌ای بر شاهنامه‌ای نیز نوشته است که مسائل را مفصل در این بخش شرح داده است.

او توجه به میراث فرهنگی و ملی را بسیار مهم می‌داند و معتقد است: «یک درخت؛ ریشه، ساقه، شاخه و میوه دارد. ضرورت وابستگی میوه به ریشه را چقدر می‌دانید؟ اگر جوان ایرانی از ریشه و نیاکان خردمند خود و موقعیت بالای ایران باستان و همچنین از دانش‌های آنان بی‌خبر باشد، مثل میوه خشک است. اولین خویش کاری (وظیفه) هر ایرانی، این است که شاهنامه را بخواند تا با عظمت ایران‌‌‌باستان و خدماتی که نیاکان او به ایران باستان کردند و گستره دانش و خرد آنها آشنا شوند تا سرافراز در پهنه جهان زندگی کنند. این برای جوان ایرانی خیلی بهتر است که بداند نیاکان او چه بوده‌اند، تا این که دیگران بیایند و بگویند».

جنیدی عدم توجه به میراث ملی و فرهنگی از سوی دولتمردان را کاری ناپسند می‌داند و می‌گوید: «در این باره می‌توان به داستان سعدی رجوع کرد که می‌گفت: یکی بر سر شاخ بن می‌برید/ خداوند بوستان گذر کرد و دید/ بگفتا که این شخص بد می‌کند/ نه بر من که بر شخص خود می‌کند؛ یعنی کسی که بر سر شاخه نشسته و شاخه را از ته می‌برد بزودی خود از بالا می‌افتد و سرش می‌شکند.

او توجه به میراث ملی را زمینه‌ساز تقویت مبانی ملی و فرهنگی می‌داند و معتقد است: «دولتمردان ما باید بدانند هر چقدر بیشتر مبانی ملی و فرهنگی ایرانی را تقویت کنند، خود را تقویت کرده‌اند؛ زیرا با انبوه رسانه‌هایی که کار می‌کنند تا نگره ایران باستان را از چشم جوانان مخفی نگه دارند، جوانان ما فرهنگ‌مان را به صورت نادرست و ابتر خواهند فهمید. آن رسانه‌ها به گونه‌های نادرست فرهنگ ایران را معرفی می‌کنند؛ ولی ما می‌توانیم به گونه‌ای درست این کار را انجام دهیم. جوان ایرانی باید پشتش به مهر دولتمردان ایران و به ایران باستان گرم باشد. همچنان که به ایران باستان افتخار می‌کند، به دولتمردان خود نیز افتخار کند.

زینب کاظم‌خواه‌

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها