مروری بر مولفه های فیلمنامه
و داستان «دوران سرکشی»
اگر بخواهیم با خود صادق باشیم ، باید اعتراف کنیم که در همان اولین قسمتهایی
کد خبر: ۱۹۲۱۸
که از مجموعه «دوران سرکشی» پخش شد ، این احساس را داشتیم که بار دیگر با یکی از ملودرام های بی کشش و ملال آوری روبه رو هستیم که جان مخاطب را به لب می آورند تا قصه خود را بالاخره روایت کنند ، اما از همان ابتدا دو نکته ما را وادار می کرد که زود قضاوت نکنیم و ببینیم این مجموعه چگونه قصه اش را روایت می کند. این دو نکته و دو عامل ، کارگردانی و فیلمنامه این مجموعه است . اصولا شاید بتوان گفت نوع کارگردانی کمال تبریزی این چنین است که بی هیچ شتابی قصه را روایت کند. اگر فیلم «شیدا» را به خاطر داشته باشید، متوجه این مساله خواهید بود که کارگردان و البته به طریق اولی فیلمنامه نویس ، بی هیچ عجله ای در پی این هستند که داستان را به پیش ببرند. در «دوران سرکشی» نیز چنین اتفاقی افتاده است . از آنجا که مدیوم روایت در اینجا نیز تفاوت دارد و در قالب یک مجموعه چند قسمتی قرار است داستان زندگی پانته آ (یا هر اسم دیگری که این دختر دارد)؛ گفته شود، بنابراین اطلاعات ، قطره چکانی تر به مخاطب ارائه می شوند. فیلمنامه این مجموعه در شمار آثار قابل تاملی است که این سالها از تلویزیون دیده ایم . علیرضا طالب زاده که همچنان تجربه موفق «درپناه تو» را در کارنامه دارد، در اینجا نیز با موشکافی و تامل فراوان ، بر زندگی دختر جوانی دقیق می شود که در کشاکش رویدادهای زندگی ، قایقش هر لحظه دچار گرداب و طوفانی بلاخیز شده است . یک نکته قابل مکث در فیلمنامه این مجموعه به انتخاب های فیلمنامه نویس آن بازمی گردد. فیلمنامه نویس برای آن که بتواند چشم انداز کاملی از شخصیت اصلی ماجرا ترسیم کند، به گونه ای گزیده و منتخب ؛ فرازهایی از زندگی این دختر را به نمایش می گذارد که هر یک در حکم نقطه عطف زندگی او هستند. فیلمنامه این مجموعه همچون دوایر متحدالمرکزی هستند که هسته اصلی آنها زندگی این دختر جوان است . بنابراین زندگی خانم دکتر، ماجراهای او با سرهنگ و زندگی خانوادگی اش ، همه و همه به این بهانه نشان داده می شوند تا ما (مخاطب) همچنان پیگیر زندگی دختری جوان باشیم که ناخواسته به گردابی افتاده است بی پایان . می توان ادعا کرد که شخصیت پردازی آدمهای این ماجرا، حرف اول را می زند. آدمهای این ماجرا لایه به لایه گشوده می شوند و ما بتدریج به عمق آن ها نفوذ می کنیم و همینجاست که مخاطبان در یک همذات پنداری آشکار با شخصیت های اثر قرار می گیرند. کمال تبریزی بیشترین تلاش را مصروف کرده است تا به کلماتی که پیشتر روی کاغذ جان گرفته اند، جان دوباره ای بدهد. بازی بازیگران این مجموعه در شمار بهترین بازیهایی است که در تلویزیون شاهد بوده ایم . عاطفه نوری که بیشترین وزن بازی را در این مجموعه بر دوش دارد، نقش خود را آن چنان باورپذیر بازی می کند که مخاطب او را می پذیرد و به خود راه می دهد. لادن مستوفی بیشترین تلاش را در ارائه نقش از خود نشان داده و توانسته افتان وخیزان نقش خانم دکتر را به ثمر برساند و مهران رجبی نیز بازی قابل قبولی دارد. در این مجال شاید نتوان به همه ابعاد چشمگیر این مجموعه نزدیک شد؛ اما می توان گفت «دوران سرکشی» یکی از نمونه های موفق مجموعه سازی در تلویزیون است ؛ مجموعه ای که اگرچه در بعدازظهر جمعه پخش می شود و می تواند اثر دوگانه ای داشته باشد، اما قوت متن و اجرای آن ، ما را در خود فرو می برد. «دوران سرکشی» دورانی است که باید با چشمی تیزبین آن را دید و براحتی از کنارش نگذشت.