ادبیات هند در سالهای اخیر شاهد ظهور نویسندگانی بوده است که آثار خود را وقف ترسیم وضعیت زندگی مهاجران هندی در غرب کردهاند. این نویسندگان که غالبا خود نیز از مهاجران نسل دوم یا سوم هندی هستند، تلاش میکنند فرهنگ اصیل شبه قاره را از ورای مواجهه آن با فرهنگ غرب به تصویر بکشند. یکی از این نویسندگان جومپا لاهیری است. خوانندگان ایرانی با آثار مشهور وی، بویژه مجموعه داستان «مترجم دردها» و رمان «همنام» آشنا هستند.
اعطای جایزه داستان کوتاه فرانک اوکانر به جومپا لاهیری در حالی این خانم جوان هندی را به کانون توجه محافل ادبی جهان تبدیل کرده است که دریافت جایزه پولیتزر سال 2000 نیز وی را به یک چهره خبرساز ادبی در آمریکا مبدل ساخته بود.
دوران کودکی این نویسنده سرشناس هندی، سرشار از رنجش و نارضایتی بود؛ چراکه پرسشهای کنجکاوانه همسالان آمریکاییاش درباره نام غیرعادی او، اصل و نسب و حتی رنگ پوستش وی را بشدت آزار میداد.
لاهیری که از این توجه آزاردهنده احساس انزجار میکرد، همواره با بیان جملاتی نظیر «من نیز آمریکایی هستم، در لندن متولد شده و در اصل هندیام و از 3 سالگی در آمریکا زندگی میکنم.» تلاش میکرد خود را جزیی از جمع همسالان آمریکاییاش احساس کند.
وی در سفری که برای دیدار از اقوام خود به کلکته هند داشت، به یکباره به دنیایی سرشار از هیاهو و احساسات قدم گذاشت. در خانواده مادر بزرگ لاهیری در کلکته همواره دلیلی برای جشن گرفتن یا برگزاری مراسم بزرگداشت به شیوهای کاملا سنتی وجود داشت.
لاهیری برخلاف روزهای نخست اقامتش در کلکته، بتدریج تحت تاثیر شیوه زندگی مردمان این سرزمین قرار گرفت.
تنها عاملی که وی را بشدت میآزرد، این بود که او خود را در وطنش نوعی وصله ناجور احساس میکرد. پس از بازگشت به آمریکا تا مدتها کلکته و زندگی پرهیاهوی آنجا را در خواب میدید. سرانجام تصمیم گرفت تجربیات خود را از زندگی در دو دنیای متفاوت هند و آمریکا به صورت خاطره روی کاغذ بیاورد. پدر و مادرش نیز او را به انجام این کار تشویق میکردند و در عین حال اصرار داشتند تحصیلات رسمی نیز داشته باشد.
در سالهای بعد لاهیری در کنار تحصیل در رشته ادبیات در دانشگاه بوستون آمریکا بتدریج به نوشتن داستان کوتاه روی آورد. سرانجام پس از بارها نوشتن به رضایتی نسبی دست یافت و یادداشتهای خود را به یک انتشارات ارسال کرد. نوشتههای وی در آغاز با این استدلال که «داستان کوتاه فروش نمیرود، رمان بنویسید» پذیرفته نشد، اما پس از مدتی سرانجام کتاب کمقطر این نویسنده جوان در تابستان سال 1999 با عنوان «مترجم دردها» منتشر شد و او را در آستانه دستیابی به موفقیتی جنجالی قرار داد.
وقتی سنگی در آب میافتد...
مجموعه داستان «مترجم دردها» مشتمل بر 9 داستان کوتاه است و 250 صفحه دارد. جومپا لاهیری 7 سال از عمر خود را صرف نگارش این کتاب کرده است. موضوعات این کتاب، به گفته خود او در خون وی قرار دارند. محوریت موضوعی تمامی داستانها که سایهروشنی از زندگی خود نویسنده را نیز در بر میگیرد، سرنوشت مهاجران هندی به ساحل شرقی آمریکاست.
جومپا لاهیری در این مجموعه داستان کوتاه از خانوادههای از هم گسیختهای سخن میگوید که هویت خویش را از دست داده و به بیماریهای مرموزی دچار شدهاند که دیگر با تخم مرغ خام و سیر درمان نمیشوند.
در یکی از داستانها از زبان یکی از شخصیتهایی که مادر لاهیری الهامبخش آن بوده است، چنین میآید: «در اینجا (آمریکا) من بعضی شبها نمیتوانم بخوابم. اینجا شبها بیش از حد آرام است!».
جومپا لاهیری میکوشد در این کتاب نشان دهد مهاجران هندی همواره با این چالش دست به گریبانند که باید در میان انسانهایی بیگانه زندگی کرده و فرهنگی را بر خود هموار کنند که با بسیاری از معیارهای اجتماعی و اخلاقی آنها تطابقی ندارد.
لاهیری در این کتاب به گفته کارشناسان با قلم موشکافانه خود فضایی پر از درد و رنج را ترسیم کرده است که در آن هم به زندگی محافظهکارانه طبقه متوسط کلکته و هم به انزوای مهاجران پرداخته شده است. این مهاجران به عقیده لاهیری ضمن دفاع از سنتهای خود تلاش میکنند در دنیای جدید نیز به موفقیت دست یابند. قهرمانان لاهیری در این کتاب افراد بغضآلودی نیستند آنها اغلب روحیه جنگجویانهای داشته و برای رسیدن به موفقیت تصمیم جدی گرفتهاند. آنها همواره میکوشند تنها به نقاط مثبت سردرگمی خود در دنیای جدید بیندیشند. بر این اساس در تمام داستانهای این مجموعه، زندگی روزمره مهاجران تا مدتهای طولانی همانند یک سیلاب آرام جریان دارد تا سرانجام سنگی در آب میافتد و دایرههایی در اطرافش شکل میگیرد. ناگهان جریانات دیگری نیز از زیر آب پدیدار میگردد. با چرخش آب، گردابی سهمگین تشکیل میشود که قادر است در هر زمان و مکان هر کسی را به قعر نابودی بکشاند. به گفته کارشناسان، زبان لاهیری در این کتاب موجز و مختصر است.
خواننده این داستانها از همان آغاز بخوبی درمییابد که نویسنده تمام آنچه را نگاشته، خود تجربه کرده است. به عقیده کارشناسان، توصیفات دقیق و جزء به جزء هر دو محیط زندگی (هند و آمریکا) در این کتاب، اعتباری به آن بخشیده است که تاکنون هیچ یک از تلاشهای مشابه از سوی دیگر نویسندگان این نسل برای نشان دادن سرنوشت مهاجران هندی موفق به انجام آن نشدهاند.
با انتشار این کتاب لاهیری موفق به اخذ جوایز متعددی نظیر جایزه ادبی هنری، جایزه همینگوی و در نهایت جایزه ادبی پولیتزر در سال 2000 شد. به گفته کارشناسان وی یکی از جوانترین برندگان این جایزه و از معدود نویسندگانی است که توانست این جایزه را با نخستین اثر خود آن هم نه یک رمان که یک مجموعه داستان کوتاه به دست آورد، اما شاید نکته قابل توجه در این میان این باشد که وی نخستین آسیایی است که با دریافت جایزه پولیتزر سال 2000 در ردیف برندگان اصیل آمریکایی نظیر فالکنر، همینگوی و مایلر قرار گرفت. مترجم دردها به تیراژی بالغ بر 270 هزار نسخه دست یافت و به 12 زبان ترجمه شد.
توصیف پرترهوار حقیقت
رمان «همنام» دومین اثر مشهور این نویسنده هندی است که با مهاجرت یک زوج هندی به نامهای آشوک و آشیما به شرق آمریکا آغاز میشود. در این کتاب بیآنکه رخدادهای بزرگ دراماتیک روند داستان را تعیین کند، فرآیند هماهنگی یک خانواده مهاجر در یک دنیای بیگانه به تصویر کشیده میشود. آشوک و آشیما طبق سنن هندی نام فرزند تازه متولد شده خود را به طور موقت گوگول میگذارند.
در هندوستان خانوادهها برای انتخاب و ثبت رسمی نام فرزندانشان عجلهای ندارند و تا مدتهای طولانی تنها به انتخاب یک نام موقتی اکتفا میکنند، اما از آنجا که وقتی نامی در دفاتر آمریکا ثبت شد به آسانی پاک نمیشود؛ لذا با ثبت نام گوگول، دوران زندگی این کودک در سرگردانی میان این نام و فرهنگهایی که در پی هم او را تحت تاثیر قرار میدهند، شکل میگیرد.
گوگول هندی، همنام یک نویسنده بزرگ روسی است، اما از آنجا که این نام در آمریکا نامی غیرعادی تلقی میشود، لذا بتدریج تنفر وی را به این نام برمیانگیزد، به طوری که گوگول پس از مدتی نام خود را به نیخیل تغییر میدهد. گوگول نماینده نسل دوم مهاجرانی است که در آمریکا متولد شدهاند.
او با وجود مخالفتهای والدینش علاقهمند زندگی به شیوه همسالان آمریکایی خود است. به گفته کارشناسان، لاهیری در سراسر این رمان حتی یک بار نیز به خود اجازه نمیدهد که نه شیوه زندگی هندی و نه آمریکایی را مورد پیش داوری قرار دهد.
وی هر دو محیط را با علاقه توصیف کرده و هر جا نوشتن نقدی را وارد دانسته مانند توصیف قشرهای متوسط کلکته از هرگونه تندی و اغراق پرهیز میکند. لاهیری که به گفته کارشناسان استاد شیوه بیان موجز و مختصر است، در رمان همنام به گونهای پرتره وار به توصیف وضعیت یک خانواده مهاجر هندی در آمریکا پرداخته است.
نویسنده در بیان جزییات، از نام مکانها و خیابانها گرفته تا جشنها و مراسم خودداری نکرده است و به اعتقاد برخی از کارشناسان بیان این جزییات بیشتر از آن که در توصیف شرایط زندگی شخصیتها نقشی داشته باشد، گیجکننده به نظر میرسند؛ بویژه که برخی موارد نیز برای خواننده مبهم و غیرقابل فهم است. با این حال تمامی این اشکالات در مقابل روند مستقل، سنجیده و متفاوت به لحاظ همذات پنداری در این اثر،رنگ میبازد.
خاک غریب، زاییده خرد احساسی نوین
کارنامه هنری جومپا لاهیری همچنان شاهد شکلگیری آثاری با مولفههای پیشین وی است. مجموعه داستان خاک غریب، دیگر اثر این نویسنده صاحب نام هندی است که مشتمل بر 8داستان کوتاه است.
این کتاب نیز به مانند دیگر آثار وی سرشار از تجربیات برخاسته از نارضایتی محض است. او هنرمند خلق توصیفات دقیق خانوادگی با رنگمایههای عشق است.
در آثار پیشین وی، موضوع هویت و درهم آمیختگی فرهنگها، درونمایه اصلی داستان را تشکیل میداد، در حالی که مجموعه اخیر گواه آشکارتری است بر آن که این نویسنده خواستار دستیابی به سطوح بالاتری است.
برخی کارشناسان نیز علت موفقیت اثر اخیر لاهیری را تغییرات زندگی شخصی وی میدانند: جومپا اکنون ازدواج کرده است و خود صاحب 2 فرزند است، پدر و مادرش هر دو از دنیا رفتهاند؛ لذا ترسیم غم و اندوه در این اثر در مقایسه با آثار پیشین وی از ظرافت و دقت بیشتری برخوردار است ضمن آنکه موضوع رابطه والدین با فرزندان نیز در این اثر دقیقتر از آثار قبلی توصیف شده است.
شخصیتهای لاهیری در این کتاب شاد و شوخ نیستند. این شخصیتها به گفته خود او دهههاست که با وی زندگی میکنند. اگرچه جومپا لاهیری خود را متاثر از مارکز و ویلیام ترفور (نویسنده ایرلندی متولد 1928 و دارای 12رمان و 11 مجموعه داستان و برنده بوکر 1970) میداند، اما داستانهای او به گفته کارشناسان از جنس آثار الیس مونرو (1931) است. مجموعه خاک غریب که موفق به اخذ جایزه 35هزار یورویی فرانک اوکانر شد، نشان داد لاهیری نه تنها در مسیر تبدیل شدن به یک نویسنده جهانی متوقف نشده، بلکه درحال تجربه کردن فضاهایی تازه است.
استاد مسلم روایتگری
بسیاری از نویسندگان همگروه جومپا لاهیری در سالهای اخیر تلاش کردهاند درونمایه آثار خود را همان موضوعات به کار رفته در آثار لاهیری قرار دهند، اما میزان موفقیت هیچیک به اندازه لاهیری نبوده است. کارشناسان علت اصلی موفقیت آثار لاهیری در میان دیگر نویسندگان را برتری آشکار وی در هنر روایتگری میدانند که وی را قادر میسازد به شخصیتهای داستانش حیات ببخشد.
موضوعات لاهیری همان موضوعاتی است که بسیاری از نویسندگان دیگر کشورها نیز در آثار خود به کار گرفتهاند مانند عشق، وفاداری، خیانت، دلتنگی، درد دوری از وطن و ریشهها و... اما آنچه لاهیری را از این گروه متمایز کرده، استعداد بالای وی در توصیف شرایط روحی و احساسی انسان در قالب جملات اندک و بسیار تودرتو میباشد.
انتقال هنرمندانه حالات و احساسات انسانی در قاموس اوست، همچنان که قادر است خوانندگان آثارش را بیآنکه لحظهای احساس کسالت کنند، با داستانهایش همراه سازد.
زهرا صابری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم