در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
اولین برنامهای که اجرای آن به شما سپرده شد، کدام برنامه رادیویی بود؟
اولین اجرای من یک برنامه زنده در رادیو پیام بود که برای من هم یادآور خاطرات شیرین است و هم هیجان خاصی را در من ایجاد میکند. چون بدون تجربه
حاضر شدن پشت میکروفن برنامه زنده، دل و جرات خاص خودش را میطلبد و آن هم زمانی که بدانی تعداد زیادی از مردم مخاطب شبکه رادیویی هستند.
تعریفی که از اجرا و گویندگی دارید؟
اجرا تکمیل کننده گویندگی است. به نظر من گویندگی را بعد از 6 ماه یا یک سال میتوان یاد گرفت و میشود آموخت که چطور میتوان به زیر و بم صدا، لطافت خاصی بخشید، اما اجرا یعنی اینکه داشتن فن بیان قوی و اطلاعاتی وسیع و به روز.
مریم یگانه به عنوان یک گوینده شناخته شد، این اتفاق چطور افتاد؟
من بخشی از آن را از الطاف خفیه الهی میدانم و بخشی دیگر برمیگردد به ذوق و صدای من که باز هم لطف بینهایت خداوند را شامل میشود و اینکه مردم صدای من را پسندیدهاند و من توانستم در خدمت مردم باشم و این فرصت برای من فرصت مغتنمی است. امیدوارم بتوانم مردم و مخاطبان خودم را راضی نگه دارم.
از روندی که تا به امروز داشتید راضی هستید؟
باید بگویم که نه. من خیلی فرصتهای بسیار خوب را در ارتباط با کارم از خودم گرفتم و از این بابت غبطه میخورم. فرصتهایی که میتوانستم در آن خیلی مطالعه کنم و کتابهای متفاوتی بخوانم. من در شبکهای فعالیت میکنم که به تقاضای نام آن باید با فرهنگ در هر زمینهای آشنا بود. خصوصا اشعار شاعران مختلف که به من در کار گویندگی بسیار کمک میکنند. مثلا شعرهای حضرت حافظ که هر بیت و هر غزل آن اطلاعاتی راجع به موضوعات مختلف است. جوانی، عشق، انقلاب، پیری، سرخوشی، محبت و رسیدن به تقرب حضرت دوست در اشعار این شاعر بزرگ یافت میشود.
مهمترین حسن یک گوینده خوب از نظر شما چیست؟
از نظر من مطالعه و داشتن اطلاعاتی وسیع در زمینه کاری میتواند تاثیر زیادی در این حرفه بگذارد و اینکه یک گوینده بتواند در مسائل اجتماعی، سیاسی، ادبی و علمی حرفی برای گفتن داشته باشد و قدر صدای خودش و آنتنی که این فرصت را در اختیارش قرار میدهد بداند.
به نظر من خیلیها هستند که از ما خوش صداتر و خوش استعدادتر و باسوادترند، اما متاسفانه به دلایلی به سازمان راه پیدا نکردند بنابراین حالا که ما در این جایگاه هستیم باید قدرش را بدانیم.
برای اینکه اجرایتان در برنامههای مختلف متفاوت باشد چه کردید؟
من همیشه به موضوع برنامه توجه میکنم و اینکه اصلا در چه قالبی است. اگر اجتماعی و آزاد است من چقدر میتوانم در آن مانور داشته باشم و چقدر جای حرف برای من باقی میماند ولی اگر برنامه سیاسی باشد باید سعی کنم در حد بضاعت خودم صحبت کنم و پیرامون آن موضوع مطالبی را جمعآوری کنم و تا حدودی نیز از محفوظات مغزی خودم استفاده کنم.
در رادیو فرهنگ گویندگی چه برنامههایی را بر عهده دارید؟
در حال حاضر گویندگی برنامههای زنده هنر هشتم و 2 برنامه زنده جامعه ایران و همینطور برنامه در سایه سپیدان و 4 شیفت پخش و برنامههای متعدد دیگری که هم اکنون حضور ذهن ندارم را بر عهده دارم و معمولا برنامههایی را قبول میکنم که با زمان اجرای آن مشکلی نداشته باشم.
با توجه به روحیهای که از شما سراغ داریم فکر میکنید اجرای یک برنامه سیاسی از عهده شما برمیآید؟
سیاسی که نه، چون من بضاعت سوادم آنقدر نیست که به مسائل سیاسی بپردازم ولی خوشبختانه در برنامه جامعه ایران کارشناسانی وجود دارند که این مشکل را مرتفع میکنند اما از آنجایی که خودم علاقهمند به بحثهای اجتماعی و مسائل مذهبی هستم صحبت کردن در اینباره برایم بهتر و راحتتر است و دوست دارم در برنامههای صبحگاهی اشعاری از بزرگان را آماده کنم و همینطور صحبتهایی از بزرگان و از اینکه با صدای خودم لطافت خاصی به برنامه میبخشم لذت میبرم.
غیر از صدای خوب که طبیعتا لازمه کار در حرفه گویندگی است چه عواملی موجب موفقیت در این کار میشود؟
بهنظر من مهمترین چیز این است که یک گوینده بداند قالب برنامه از او چه میخواهد و مردم چه انتظاراتی از او دارند. خیلی از دوستان ممکن است در برنامههای صبحگاهی توانایی لازم را برای اجرا داشته باشند ولی آنقدر صدایشان در آن زمان از صبح خوابآلود و منفعل است که هیچ جای هیجانی را برای مخاطب باقی نمیگذارد در صورتی که یک گوینده در برنامه صبحگاهی باید هیجان خاصی به صدای خود بدهد و مردم را از خواب بیدار کند و به آنها این شور و شوق را بدهد که با دقت لازم برنامه را بشنوند.
بهنظر من اگر یک گوینده میخواهد هم محبوب باشد و هم مشهور باید از این مساله فراتر پیش رود و گوینده خود را مجاب کند به اینکه همواره مطالبی در تمامی زمینهها به همراه داشته باشد و برنامه فقط معطوف به زمان و مکان خاصی نشود.
اکثر افرادی که وارد حیطه گویندگی (بویژه در رادیو) میشوند بر حسب علاقهای که به گوینده محبوبشان دارند تا حدی سعی میکنند لحن و کلام آن گوینده خاص را در کلام خود ایجاد کنند. شما چهطور؟
بهنظر من این خیلی خوب است. شما در ارتباط با موسیقی هم این موضوع را مشاهده کردید که مثلا یک نفر میآید و راه و روش جناب استاد حسینتهرانی (استاد تمبک) را برای خودش اختیار میکند اما باید جایی از قضیه را برای خودش باز بگذارد. به هر ترتیب من در جایی باید بگویم که مریم یگانه هستم و این سبک کار من باید متمایز از سبک کاری همکاران دیگرم باشد و این کار باعث میشود تا شنوندگان زمانی که گیرنده رادیو را روشن میکنند با اولین کلام من بفهمند که من مریم یگانه هستم.
آیا اوایل ورودتان به دنیای هنر و گویندگی در سبک اجرای خود از شخص خاصی تاثیر میگرفتید؟
نه زیاد، اما تن صدای من طوری است که ممکن است بعضی از شخصیتها داشته باشند. مثلا اوایل به من میگفتند که تن صدای تو شبیه صدای خانم فاطمه بیدمشکی است یا بعضیها اعتقاد داشتند که صدای من شبیه صدای پریچهر بهروان است ولی با تمام ارادتی که به این دو عزیز دارم همیشه خواستم خودم باشم، از اینکه مریم یگانه هستم و منحصر به فردم خوشحالم. چون خداوند به هر شخصی استعدادی داده که در طبیعت، منحصر به فرد است و در جمع گویندگان این استعداد به صورت صدا ظاهر میشود و از اینکه خودم هستم احساس وجد و شعف میکنم.
نحوه انتخاب یک صدای مناسب برای گویندگی چگونه است؟
اگر قالب برنامه شناخته شده باشد، با توجه به فهیم بودن سردبیر و تهیهکننده برنامه مطمئنا شخصی برای برنامه انتخاب میشود که صدای او به برنامه نزدیکتر باشد. شما حساب کنید که یک صدای بسیار هیجانی نمیتواند برای یک برنامه ادبی انتخاب شود. مگر این که گوینده آنقدر حضور ذهن داشته باشد و آنقدر زیرکی به خرج دهد که بتواند صدای خودش را با برنامه تطبیق دهد و بتواند انعطافپذیری لازم را در صدای خود ایجاد کند و در جای خودش تغییرات خاصی به آن بدهد.
مریم یگانه که چند سالی است در رادیو به عنوان گوینده شناخته شده آیا تجربیاتش را بیدریغ در اختیار جوانان قرار میدهد؟
یقینا همین طور است چون من به این اصل اعتقاد دارم که یک روز باید از گویندگی خداحافظی کنم قبل از این که دیگران به من بگویند که دیگر به درد این کار نمیخورم. همیشه با خودم میگویم چقدر خوب است که آدم در اوج خداحافظی کند و تکنیک و سبکی از خود به جای بگذارد و کاری خوب ارائه دهد که همیشه زبانزد افراد باشد من هیچوقت نخواستم فقط سابقه کاریم پر شود. دلم میخواهد بعد از چندین سال کار در رادیو بشنوم که اطرافیان میگویند یگانه توانست در نوع خودش بینظیر باشد و در اجرای خود توانسته از کلام شاعران، کلام انبیاء و ائمه و بزرگان دین در جای مناسب بهره گیرد.
کار در تلویزیون چه فرقی با کار در رادیو دارد؟
از آنجایی که شروع و بدو کار من فعالیت در شبکه 4 و 3 سیما بود اما باید بگویم که احساس میکنم روابط کاری در رادیو صمیمانهتر است و چون همه نسبت به کار هم دلسوزانهتر عمل میکنند میتوان موفقتر بود با توجه به این که رادیو در ایران از قدمت بیشتری برخوردار است.
دلتان برای صدای چه کسی تنگ میشود؟
من این حرف جناب آقای چنگیز جلیلوند، یکی از دوبلورهای خوب کشورمان را قبول دارم که خیلیها در مرحله گویندگی ممکن است صداهای شیکی داشته باشند اما صداهای مهربان و مردمی نداشته باشند دلم میخواهد که همکاران من به دور از تکلف و تصنع صحبت کنند و خودشان باشند. متاسفانه اکثر گویندگان سعی میکنند در قالب یک ژست هنری بروند و از خودشان فاصله میگیرند. البته گاهی مواقع ممکن است که جواب خوبی هم بگیرند و در بعضی از عرصهها موفق ظاهر شوند اما اگر انسان زیرکی باشند میدانند که آن من، من حقیقی وجودشان نیست و مردم ما به خوبی این مساله را میفهمند.
مریم یگانه به خودش و به کارش چه نمرهای میدهد؟
من هنوز اندر خم نیم کوچه عشق و گویندگی هم نیستم، اما خیلی دلم میخواهد آنقدر در کارم پیشرفت کنم تا روزی برسد که بتوانم نمره 18 بگیرم.
عشق چقدر به شما در کارتان کمک کرده؟
خیلی زیاد. من گاهی اوقات از یک موسیقی که همکار تهیهکنندهام انتخاب میکند یا از مطلبی که میخوانم یا حتی از واژهای که همکارم به کار میبرد الهام میگیرم و مطمئنا کسانی که نگاهی عاشقانه به زندگی و نگاه هنری به فرهنگ دارند همیشه حرفی تازه برای گفتن پیدا میکنند و کاری متفاوت از سایرین انجام میدهند.
مریم یگانه احساس خودش را چگونه به مردم القا میکند؟
با واژگان مختلف و تن صدا، من همیشه میگویم که بازی با واژهها قشنگ است و به شخصه از واژگانی استفاده میکنم که برای مردم ملموستر باشد. به اعتقاد من یک گوینده باید با کلام خود برای همه مردم صحبت کند نه فقط برای قشر خاصی از افراد جامعه. گاهی اوقات پیش آمده که واقعا غمگین بودم، اما تمام تلاشم را کردم تا برنامهای شاد را اجرا کنم که از هیجان خاصی برخوردار باشد تا شنونده متوجه حرمان و اندوه من نشود. این در صورتی است که گاهی مواقع هم رگههایی پنهان از غم در صدای من مشهود بوده و مطمئنا شنونده با زیرکیاش آن را درک میکند. با تمام این احوال دوست دارم همیشه عاشقانه با مخاطبانم ارتباط برقرار کنم.
تکیهکلام خاص شما چیست؟
متاسفانه گاهی مواقع از کلمه مرسی استفاده میکنم. با این که میدانم یک کلمه غربی است و به کار بردن آن در زبان فارسی صحیح نیست. امیدوارم در سال 1387 اشتباهاتم تا حد ممکن پایین بیاید و با پشتکارم بتوانم در کارم خلاقیت و نوآوری ایجاد کنم.
کلام آخر؟
زندگی زیباست و من آن را با تمام اتفاقات خوب و بدش دوست دارم و سعی میکنم عاشقانه زندگی کنم و عاشقانه دوست بدارم. امیدوارم در کارم آنقدر پیشرفت کنم که در ذهن همکاران و شنوندگان عزیز همواره به نیکی یاد شوم و تشکر میکنم از تمامی عوامل روزنامه جامجم که این فرصت را در اختیار من قرار دادند تا بتوانم از راهی دیگر با مخاطبانم ارتباط برقرار کنم.
فاطمه فلاح
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: