در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
هرچند که بظاهر وجود چنین مصوبه و تاکیدی باید نشاندهنده بهبود وضعیت به نظر برسد، اما این مساله بیشتر استخوان لای زخم است. از یک طرف وزارت بهداشت به عنوان متولی نظام سلامت و همچنین ناظر این بخش وظایفش را شفاف و دقیق اجرا میکند و از سوی دیگر نظام پزشکی نیز که وظیفه صنفی و قانونیاش حکم میکند به شکایتهای حوزه پزشکی در دادگاههای رسیدگی به جرایم پزشکی رسیدگی کند، احتمالا به شکایتهای این بخش در قیاس با سایر شکایات کمتر توجه نشان میدهد.
قبلا نیز بارها اعلام شده بود که هر پزشک عمومی باید برای معاینه مریض حداقل 10 دقیقه وقت بگذارد و هر پزشک متخصص نیز حداقل 15 دقیقه باید برای معاینه بیمار وقت صرف کند، اما نبود سیستم درست ارجاع به پزشک در کشور و بیاطلاعی مردم از نحوه درست مراجعه به پزشک، وضعی را به وجود آورده که یک پزشک متخصص در هر ساعت حدود 20 مریض را ویزیت میکند.
به قول منتقدان نظام سلامت، چنین وضعی در کشور موجب شده در عمل بیمار، پزشک را ببیند نه پزشک بیمار را و همین امر موجب خطاهای پزشکی و گاه خطا در تشخیص بیماری مراجعهکنندگان میشود.
به اعتقاد کارشناسان، عامل مهم چنین وضعی اجرا نشدن طرح پزشک خانواده یا نظام ارجاع در کشور است، در صورتی که چنین طرحی بدرستی در کشور اجرا شود بیماران در مرحله اول به پزشک خانواده مراجعه میکنند و در صورت لزوم به پزشک متخصص و از آنجا به پزشک فوق متخصص ارجاع میشوند.
بجز این عامل که در واقع به کاستیهای نظام سلامت برمیگردد عوامل دیگری نیز در این خصوص وجود دارد که به خود پزشکان مربوط میشود و گوشه چشمی به تعرفهها دارد.
دکتر علیرضا مرندی، عضو کمیسیون بهداشت و درمان مجلس شورای اسلامی به «جامجم» میگوید: وقتی تعرفهها کم و غیرواقعی اعلام میشود، از آن طرف وقت ویزیت هم کم میشود.
در واقع به اعتقاد او وقتی دولت در تعیین تعرفهها تنها بر کاهش غیرمنطقی آن متمرکز میشود و بظاهر دلسوزانه با مساله برخورد میکند، اما در عمل کاهش تعرفهها روی کاغذ نارضایتی پزشکان را بیشتر میکند و راه برای وقوع چنین مسائلی بیشتر باز میشود.
پول همه ماجرا نیست
اما این همه ماجرا نیست، وقتی از مرندی سوال میکنیم اگر تعرفه واقعی شود این مشکل حل میشود، بصراحت میگوید: نمیدانم.
به گفته او برخی پزشکان در حال حاضر وقت کمی برای بیماران میگذارند، در حالی که حداقل زمان برای شرح حال گرفتن از بیمار، نسخه نوشتن، توجیه نسخه برای بیمار و مشاوره دادن به بیمار بیشتر از 15 دقیقه زمان میبرد.
گذشته از اینکه برخی پزشکان وقت کمی صرف میکنند، اتفاقات جالب دیگری هم در این مطبها میافتد. مثلا یکی از پزشکان متخصص زنان در تهران همزمان 5 بیمار را با هم وارد اتاق ویزیت میکند و بیماران باید در حضور هم از مشکل و بیماریاشان صحبت کنند. تصور کنید! چرا چون آقای دکتر که شهرت زیادی هم کسب کرده و بیماران زیادی از شهرستانها پشت در مطبش صف میکشند، برای پول درآوردن وقت کم میآورد.
دکتر ایرج فاضل، رئیس جامعه جراحان کشور در خصوص این مساله با پذیرش کم شدن ارتباط پزشک و بیمار، این مشکل را عمومی و در همه اصناف عنوان میکند.
او میگوید: متاسفانه در تمامی سطوح جامعه این اتفاق رخ داده است و این مساله مختص جامعه پزشکی نیست. با این حال فاضل اذعان میکند که این مساله در جامعه پزشکی و در رابطه بیمار و پزشک اهمیت بیشتری دارد.
تجارت یا طبابت؟
حتما برای پزشکان برخورنده است که بگوییم این روزها برای برخی، پزشکی از حوزه طبابت خارج شده و بیشتر به حوزه تجارت نزدیک شده است. اما شاید باید جور دیگری این مساله را مطرح کرد. همین داستان زندگی دکتر قریب که حالا هر دوشنبه شب از تلویزیون پخش میشود، برای همه ما آشناست. چند پزشک مانند دکتر قریب که اولویت برایش شخص بیمار باشد نه عنوانش، نه نسبت و حرفهاش و...، سراغ دارید؟
حتما سراغ داریم اما تعدادشان کم است. همه ما میدانیم که زندگی این روزها سخت شده است اما بر اساس همان سوگندنامه معروف سقراط، وضعیت این حرفه کمی متفاوت است. رئیس جامعه پزشکان متخصص داخلی در مصاحبهای به «جامجم» میگفت: پزشکی، شغلی برای پولدار شدن نیست.
همچنان که ما پزشک جراح مغز و اعصابی را میشناسیم که زاده یکی از شهرهای اطراف یزد است و آخر هر ماه دو روز را به شهر کوچکش میرود و بیماران خود را رایگان مداوا میکند، اما انصافا چه تعداد از پزشکان ما این گونهاند؟!
دکتر ثریا نوری، فوقتخصص قلب کودکان نیز معتقد است: پزشکانی مثل دکتر قریب، حکیم بودند و خودشان را وقف بیماران میکردند، بشردوست بودند و با وجدانشان کار میکردند؛ اما حالا کمی اوضاع عوض شده است. متاسفانه پزشکان و کادر پزشکی در سالهای اخیر بیشتر درگیر مسائل اقتصادی شدهاند.
او میگوید: در واقع در این حرفه در همه جای دنیا مساله سود بیشتر از اصل کار و درمان بیماران مورد توجه است.
سالهای گذشته دسترسی، کیفیت و امکانات علم پزشکی مانند امروز نبود؛ اما پزشک با همه بیماران به یک شکل رفتار میکرد؛ چه برای کسی که ثروتمند بود، چه کسی که توان مالی نداشت، اما حالا بیمار باید اول تلاش کند تا خودش را به دکتر موردنظر برساند. وقتی به دکتر رسید، باز هم اطمینانی برای این که پزشک به همه حرفهایش گوش بدهد و دقت و توان لازم را برای او در نظر بگیرد، وجود ندارد. از طرفی باز هم بیمار مطمئن نیست بتواند همه آزمایشهای توصیه شده را انجام دهد یا این که همه داروهایش را تهیه کند.
به گفته نوری، در واقع در حال حاضر که توان علمی و اقتصادی کشورها بیشتر از یک قرن پیش شده اما دسترسی و توزیع یکسان این خدمات برای همه مردم فراهم نیست و اخلاق پزشکی کمی فراموش شده است؛ بنابراین باز هم میرسیم به اهمیت آموزش، فرهنگسازی و توجه به فلسفه زندگی. به نظر من، طب باید فلسفه داشته باشد؛ فلسفهای که در آن به اخلاق توجه میشود.
مستوره برادران نصیری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: