گفتگوی توهمی با کریستیانو رونالدو

یک برده پولدار، پولدار، پولدار

ما که بالاخره نفهمیدیم با این ایادی مشت بر دهان خورده باید با چه زبانی حرف بزنیم، همین هفته پیش بود که قول داد با یک کلاغ مصاحبه کند و راز عمر طولانی‌اش را برملا کند، اما بعد که زمان تحویل مطلب رسید، یکهو مصاحبه با کریستیانو رونالدو را رو کرد. ما که بالاخره نفهمیدیم باید با این ایادی خان چه کار کنیم، شما اگر فهمیدید ما را راهنمایی کنید.
کد خبر: ۱۹۰۴۵۲

ایادی: به‌به کریس خان، حال شما؟

رونالدو: فرمایش؟

ایادی: وا! چه افاده‌ها!

رونالدو: چیه آدم ندیدی تا حالا؟

ایادی: نه می‌بینم، خیلی خودتو تحویل می‌گیری.

رونالدو: می‌خواستی تحویل نگیرم. ناسلامتی من بهترین بازیکن جهانم، حالا تو چی می‌خوای که مثل سریش چسبیدی به من. نکنه خیال داری ازم امضا بگیری؟

ایادی: نه داداش، مثل این که هنوز ما رو نشناختی.

رونالدو: یعنی باید بشناسم؟

ایادی: خب اگر می‌شناختی اینقدر واسه ما کلاس نمی‌ذاشتی؟

رونالدو: خب حالا بگو کی هستی می‌خوام برم عجله دارم.

ایادی: یعنی هنوز نفهمیدی با چه شخصیت مهمی هم‌کلام شدی؟!

رونالدو: نه خب! حالا می‌گی کی هستی یا برم؟

ایادی: شازده فکلی، به من می‌گن ایادی مشت بر دهان خورده، نمی‌دونی بدون.

رونالدو: نه، چی می‌گی؟ (با لحن علی صادقی در سریال «سه در چهار» خوانده شد.)

ایادی: خب معلومه که خودمم، تو چقدر دو ریالیت کجه، پسر!

رونالدو: وای منو ببخش ایادی جون، شرمنده، به جا نیوردم.

ایادی: خواهش می‌کنم.

رونالدو: ای بابا، چرا زودتر از اینها نفهمیدم.

ایادی: مهم نیست، اصلا فکر شو هم نکن.

رونالدو: نه به خدا ایادی جون، حالا با چه رویی تو چشات نگاه کنم.

ایادی:‌ به، نمی‌خواد آنقدر خودتو لوس کنی، زرشک! ...

رونالدو: آخه میدونی ایادی،‌ من اصلا چند روزیه همچین حال و روز خوبی ندارم، تمرکز حواس ندارم، اصلا گیج و ویجم به خدا... .

ایادی: خب چرا عزیزم؟

رونالدو: ‌چی بگم والله از دست این کارای عجیب و غریب دو تا باشگاه... .

ایادی: خب مگه چی کار می‌کنن؟

رونالدو: وای دست رو دلم نذار که پرخونه!

ایادی: نه بابا!

رونالدو: آخه من موندم، فوتبالیست یعنی آنقدر قحطه که همه زوم کردن رو من بدبخت، اصلا همین نیکبخت،‌ من امضا بدم که انگشت کوچیکه‌اش نمی‌شوم کافیه.

ایادی: چی می‌گی؟ (با همان لحن علی صادقی در «سه‌در چهار»)‌

رونالدو: پس چی، تو باغ نیستی‌ها! معلومه تو هم مثل خودم دو ریالیت همچین یه نمه کجه!

ایادی: خب می‌گفتی.

رونالدو: آره داداش داشتم می‌گفتم همین چند روز پیش بود که رئیس باشگاه رئال کلک کلک منو کشونده به یکی از بزرگ‌ترین هتل‌هاش در مورد انتقال من به رئال حرف بزنه. وای که سر مو خورد از بس که وعده و وعید می‌داد و هی از من تعریف و تمجید می کرد.

ایادی: جدا، راست می‌گی.

رونالدو: آره به جون تو،‌ هی به من می‌گفت، اگر بیای رئال واست ال می‌کنیم، بل می‌کنیم برات سنگ تموم می‌ذاریم، فقط تو تا می‌تونی برو رو اعصاب این یارو فرگوسن، بهش بگو آقاجان من نمی‌خوام تو منچستر بمونم.
زور که نیست.

ایادی: خب تو هم گفتی؟

رونالدو: نه ایادی جون، آخر من فلک زده برم به فرگوسن چی بگم، آخه هر چی باشه اون جای بابا بزرگمه، حق پدری به گردن من داره، تازه مگه الکس‌جون به این سادگی‌ها می‌ذاره من برم، اصلا می‌دونی چیه من شدم یه برده. باور نمی‌کنی، ببین پوست صورتم هم داره یواش‌یواش سیاه می‌شه.

ایادی: حالا کریس جون نمی‌خواد اینقدر حرص بخوری، به قول فردوسی‌پور خودمون ایشاا... داستان تو هم ختم به خیر می‌شه!‌

رونالدو: آخ گفتی، آخ گفتی، من اینقدر از این عادل خوشم می‌آد، خیلی بچه با معرفتیه‌

ایادی: ا مگه تو فردوسی‌پور رو هم می‌شناسی؟

رونالدو: به، حرفا می‌زنی‌ها، مگه می‌شه آدم فوتبالیست باشه و داداش عادلو نشناسه!‌

از اون رفیقای فابریک و درجه یکمه، کشته مرده نودشم، اصلا کاش عادل خان یه روز منو دعوت می‌کرد به برنامه‌اش تا من یه دل سیر براش درددل کنم تا مردم بدونن که داره تو این باشگاه چی بر سر من می‌آد. ببین ایادی نمی‌‌تونی یه کاری کنی، عادل منو دعوت کنه، جان من.

ایادی: چرا؟

رونالدو: کاره دیگه، یه هو دیدی این قطبی یا ژنرال، چشمشون منو گرفت. نمی‌دونی چقدر دلم لک زده برای پوشیدن پیراهن، اس‌‌اس آ.ث .میلان.

ایادی: نه؟

رونالدو: پس چی.

ایادی: ... .

رونالدو: ... .

از این جا به بعد حرف‌ها به دلیل این‌که بوی تبانی می‌داد بنا به دلایل کاملا مشخص و مبرهن به سه نقطه تبدیل شد.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها