ریز و درشت پرسپولیس در گفتگو با حمید استیلی‌

قسمت این بوده که امسال نباشم‌

اگر فهرستی از 50 ورزشکار مشهور ایران تهیه شود شاید کسی نتواند در آن نام حمید استیلی را از قلم بیندازد؛ بازیکنی که به لطف دوندگی و جنگندگی بسیار زیاد، خیلی زود خود را به فوتبالدوستان ایرانی معرفی کرد، ولی سال‌ها زحمت حیرت‌آور هافبک دفاعی جوان تیم‌های پاس و تهران الف، به چشم کمتر کسی آمد تا این‌که او ناچار شد برای کسب درآمدی درخور اعتنا به بازی در کویت، سنگاپور و تیم بهمن کرج بپردازد.
کد خبر: ۱۹۰۲۲۲
استیلی تا این زمان (نیمه دهه 70) یکی از بهترین هافبک‌های ایران و آسیا بود، ولی کمتر هواداری او را می‌شناخت و به کار ممتازش علاقه نشان می‌داد. یک انتخاب تازه یکباره زندگی استیلی را دستخوش تغییر کرد.

پیوستن او به پرسپولیس پروین به یکباره دریایی از توجه را به سویش سرازیر کرد. از این پس دیگر نام استیلی کمی افت‌کرده نسبت به قبل، همواره در فهرست ملی‌پوشان جا می‌گرفت و ترکیب اصلی تیم ملی بدون حضور ثابت او برای کسی قابل تصور نبود، در حالی که رفته‌رفته نزدیک شدن او به 32سالگی، افتی کاملا محسوس روی عملکرد فنی‌اش گذاشته بود و حتی آمار دقیق فیفا نشان می‌داد ضعیف‌ترین بازیکن اصلی ایران در جام‌جهانی بوده است.

گل استثنایی حمید به آمریکا او را به یکی از محبوب‌ترین‌های ایران تبدیل کرد و موجب شد به اعتبار همان گل، تا سال‌ها برای پرسپولیس به بازی گرفته شود.

به هر حال او پس از آن که با اکراه ناچار به آویختن کفش‌هایش شد یار همیشگی قرمزپوشان روی نیمکت کادر فنی بود. استیلی به موازات کمک‌های تجربی برای هدایت تیم، سطوح مختلف دوره‌های نظری آموزشی فوتبال را هم طی کرد تا خود را به عنوان مدعی شایسته احراز پست سرمربیگری معرفی کند، ولی این اتفاق نیفتاد تا بحران‌های فصل گذشته پرسپولیس عاملی شود تا بسیاری شخصیت مرد با اخلاق دهه‌های 60 و 70 میدان‌های فوتبال را زیر سوال ببرند.

استیلی که مدتی است از همکاری با پرسپولیس کناره گرفته، در این مدت تنها مهر سکوت بر لب گرفته است و پاسخ مثبتش به دعوت روزنامه جام‌جم، لطفی بود که در هفته‌های اخیر نصیب ما شد.

حضور استیلی با حرف‌ها و حواشی ماه‌های اخیر در دفتر روزنامه جام‌جم آنقدر هیجان‌انگیز بود که در گفتگو با او، تقریبا تمامی اعضای گروه ورزش مرا در طرح پرسش‌ها همراهی کردند.

مشروح پاسخ‌های حمید استیلی در گفتگوی اختصاصی با روزنامه جام‌جم را از منظر شما خوانندگان گرامی می‌گذرانیم.

آنچه همه اذعان می‌کنند این است که حمید استیلی در قهرمانی فصل پیش پرسپولیس نقش غیرقابل انکاری داشت. برای تیم جذب بازیکن کرد، دوران آماده‌سازی پیش‌فصل را انجام و تیم حاضر و آماده‌ای را به سرمربی جدید تحویل داد که پس از طی فراز و نشیب‌هایی ، پس از سال‌ها به قهرمانی رسید. آیا فکر نمی‌کنید کنار زدن شما چندان مهربانانه نبود و به تعبیری مظلوم واقع شدید؟

گذشت زمان خیلی از واقعیت‌ها را نشان خواهد داد؛ واقعیت‌هایی که نمی‌توان بر زبان آورد، چون پرسپولیس در شرایطی قرار گرفته که نیاز زیادی به آرامش دارد و من هم هیچ‌وقت اهل حاشیه‌سازی نبوده‌ام. در دوران بازیگری، اصلا حاشیه‌ای نداشتم، ولی در دوران مربیگری ناخواسته این حاشیه‌ها به وجود آمد.

مواردی را که برخی نشریه‌ها در موردتان درج می‌کردند، تکذیب می‌کنید؟

بلافاصله پس از هر بحرانی که از این جهت در پرسپولیس به وجود می‌آمد با بچه‌ها و سرمربی در مسیر شفاف‌سازی صحبت می‌کردم. قرآن را به حکمیت می‌گذاشتم و واقعا این طور که برخی عنوان می‌کردند نبود. ارتباط ما با بازیکنان صرفا ارتباط شاگرد ‌ معلمی و برادری بود نه این که فرضا افرادی را تحریک به درافتادن با سرمربی تیم کنیم.

بیاییم روشن و شفاف موارد را مرور کنیم. از روز نخست و چگونگی استخدام افشین قطبی بگویید.

من روابط بسیار خوبی با حبیب کاشانی، مدیرعامل قبلی باشگاه داشتم. پارسال نه پولی مثل امسال داشتیم و نه امکانات چندانی. پس سعی کردیم در پست‌هایی که تیم دچار ضعف است، بازیکن جذب کنیم. بر همین اساس به فرض در دفاع چپ با آل‌نعمه و 2 یا 3 نفر دیگر صحبت کردیم. به هر حال، تنها با 5 یا 6 نفر تمرین‌های خود را شروع کردیم. سیاست باشگاه استفاده از مربی ایرانی مقیم خارج از کشور و دارای دانش روز بود. به همین منظور مرزبان را که برایمان شناخته‌شده بود و در آلمان زندگی می‌کرد و درک خوبی با او داشتیم برای همکاری دعوت کردیم. از طریق یکی از دوستانم (پژمان نوزاد) که در آمریکا زندگی می‌کرد و سابقه‌ای در مطبوعات دارد یک مربی دیگر هم خواستیم. او ابتدا به ما وینگادا را معرفی کرد. از او خواستم یک ایرانی را معرفی کند و او قطبی را پیشنهاد کرد. پرسیدم او کیست؟ گفت: مربی‌ای است که با تیم ملی کره کار کرده است. نام قطبی را به کاشانی ارائه کردم. او قطبی‌ را نمی‌شناخت. پس قرار شد من و کاشانی به یمن برویم و او را ببینیم، چون ویزای یمن ما مهیا نشد او را پس از بازگشت از یمن در دبی دیدیم و از او خواستیم به عنوان مدیرفنی به ما کمک کند؛ ولی او عنوان کرد فقط به عنوان سرمربی حاضر به همکاری است، در حالی که کاشانی مرا به عنوان سرمربی در نظر گرفته بود. بدون مکث گفتم عیب ندارد، جایم را با او عوض می‌کنم. شاید کسی این ماجرا را باور نکند، ولی اگر به حافظه‌تان رجوع کنید به خاطر می‌آورید. حتی کاشانی در 2 برنامه تلویزیونی هم این ماجرا را بازگو کرد. به هر حال کاشانی آنجا به من گفت احساساتی نشو و در پاسخگویی عجله نکن و من پاسخ دادم احساساتی نشده‌ام و هدفم این است که تیم خوبی داشته باشیم. به هر حال در دبی، کاشانی پاسخی به پیشنهاد قطبی نداد و بعد ما که با قطبی در ارتباط بودیم آمادگی‌مان را اعلام کردیم. او پرسید از چه موقع شروع کنم و از 5 روز مانده به مسابقه‌های لیگ به ما پیوست.

و برای فصل جدید نیز که شما محور سرمربیگری بودید و حتی در جلسه‌ای مفصل مشروح برنامه‌های خود را اعلام کردید، اما چرا این نشست هم به نتیجه نرسید؟

همان طور که مطلع هستید در محل ریاست‌جمهوری جلسه‌ای با هیات‌مدیره پیشین باشگاه برگزار کردیم. در این جلسه 5/3 ساعته برنامه‌هایم را به صورت مکتوب به مدیرعامل و هیات‌مدیره ارائه و جزء به جزء تشریح کردم. آنها گفتند تاکنون هیچیک از سرمربیان پیشین باشگاه، برنامه‌ای از خود ارائه نکرده بودند.

افراد مورد نظر برای دستیاری‌ام را پرسیدند. تعدادی را معرفی کردم. آنها فردی را به عنوان دستیار اول معرفی کردند که من حضورش را نپذیرفتم و گفتم هرچند با او خیلی دوستم، اما تفکراتم با او همخوانی ندارد و چون به عنوان سرمربی باید پاسخگوی نتایج و عملکرد تیم باشم، حق انتخاب دستیار هم باید داشته باشم. اگر آنجا دستیاری فرد توصیه‌شده را که نمی‌خواهم نامش را بگویم، پذیرفته بودم و مصلحت‌اندیشی شخصی می‌کردم حکم سرمربیگری برایم صادر می‌شد.

و نظیر چنین جلسه‌ای بعد از رفتن کاشانی هم در دفتر رئیس ورزش برگزار شد.

پس از رفتن کاشانی، خردبین، من و عزیزیان به جلسه مهندس علی‌آبادی رئیس ورزش دعوت شدیم و از ما پرسیدند که آیا تمایلی به ماندن در کار خود دارید یا خیر؟

من پس از جواب مثبت به علی‌آبادی برنامه و فهرست بازیکنان مورد نیازم را ارائه کردم. گفتم اگر از همین الان هم دوران آماده‌سازی پیش‌فصل را شروع کنیم، دیر شده است و در طول فصل آینده به مشکل برمی‌خوریم. مصطفوی به من گفت بیا تیم را با هم ببندیم تا بعد سرمربی بزرگی جذب تیم شود. پرسیدم این سرمربی بزرگ کیست؟ مصطفوی نامی از کسی نبرد، ولی گفت نامی که از آری‌هان و دنیزلی هم بزرگ‌تر است. من هم کار کردن در آن شرایط نامعلوم را نپذیرفتم و گفتم اگر می‌خواهید خودم شروع می‌کنم، هرچند الان هم کمی دیر است.

چرا نپذیرفتید؟

اولا معلوم نبود آن فرد افشین قطبی باشد. به فرض هم که قطبی بود، او دستیار مورد نظرش را با خود می‌آورد. به هر حال من مشکلات سال قبل را دیده بودم و دیگر حاضر به تکرار آنها نبودم. به هر حال افتخار همیشگی‌ام این بوده که هر بهایی را برای زیر سوال نرفتن شخصیت خود پرداخته‌ام، در حالی که پارسال شخصیت من کاملا زیرسوال رفته بود. حتی وقتی با خانواده‌ام جایی می‌رفتیم دوستان به من می‌گفتند خواهش می‌کنیم این‌قدر قطبی را اذیت نکن. چنین جو منفی‌ای علیه من بود.

پرسش این است چرا حمید استیلی که خود زمینه‌ساز حضور قطبی در ایران و تیم پرسپولیس شده، باید در مقابلش قرار گیرد؟ آیا اصولا چنین مسائلی حقیقت داشت یا از سوی عده‌ای دامن زده می‌شد؟

من حتی یک بار هم با قطبی مشاجره نکردم، چون حد خود را می‌دانستم و هیچ موقع اختلالی در آزادی عملش ایجاد نکردم؛ هرچند با هم بحث فنی می‌کردیم و این نیز طبیعی بود.

چه بحث‌ها و اختلافات فنی‌ای وجود داشت؟

قطبی اوایل پس از هر بازی، 3 روز تمرین را تعطیل می‌کرد. من مخالف این قضیه بودم، چون می‌دانستم برخی بازیکنان با استفاده از این فرصت راهی مسافرت شمال می‌شوند که برایشان مفید نیست. یا با انجام تمرین‌های صبح مخالف بودم، چون بیشتر از قطبی با عادات، رفتار و فرهنگ بازیکنان ایرانی آشنا بودم. می‌دانستم معمولا دیر می‌خوابند و صبحانه نمی‌خورند که این انرژی و بازده آنها را در تمرین‌های صبح به حداقل می‌رساند، در حالی که تمرین عصر با توجه به مطابقت زمانی با زمان مسابقه‌ها، خیلی مفیدتر بود. یا اگر در تهران بازی داشتیم پیشنهاد می‌کردم با 2 یا 3 مهاجم بازی کنیم، در حالی که او به استفاده از تک‌مهاجم چه در دیدارهای خانگی و چه خارج از خانه اعتقاد داشت. در عین حال در تمام این موارد حرف آخر را به ایشان می‌سپردم. پس از بحران ابتدای نیم‌فصل دوم که در بازی اهواز به اوج خود رسید، از دیدگاه‌های دوجانبه‌مان استفاده بیشتری می‌شد و نتایج مطلوبی گرفتیم.

فکر نمی‌کنید عوامل بیرونی هم روی این قضیه و سوءتفاهم‌ها موثر بودند؟

آنچه مسلم است او مشاوران خوبی نداشت. افرادی در کنارش قرار ‌گرفتند که روی ذهن او تاثیر منفی گذاشتند. وقتی سوءتفاهمی به وجود می‌آمد سعی می‌کردم همه چیز را شفاف کنم، مثلا می‌گفتم همین الان زنگ می‌زنیم و تلفن را روی آیفون قرار می‌دهیم تا همه چیز روشن شود.

به هر حال بعد از بازی با استقلال اهواز او به من نزدیک‌تر شد. ضمن این‌که من دوبار بدون سر و صدا و اطلاع روزنامه‌ها کنار رفتم ولی آمدند و مرا برگرداندند. به هر حال طبیعی بود که او از راه دوری آمده بود و تا بتواند آشنایی کاملی با ما پیدا کند، کمی ذهنش را خراب کرده بودند.

آری‌هان و دنیزلی هم از راه دور آمده بودند ولی چنین مسائل حادی به وجود نیامد.

من با مربیان قبلی در این سطح همکاری نکرده بودم. البته آری‌هان به من آزادی عمل زیادی می‌داد و اعتماد می‌کرد، مثلا در یک بازی خود از روی سکوها بازی را زیر نظر گرفته بود و من را روی نیمکت نشاند.

با او رابطه بهتری نسبت به دنیزلی داشتید؟

دنیزلی کمی تجربی عمل می‌کرد، در حالی که آری‌هان و یونگ علمی‌تر پیش می‌رفتند. به هر حال هر مربی فلسفه‌ای دارد و نمی‌توان از او ایراد گرفت.

به بحث پیشین یعنی بحران سال گذشته پرسپولیس برگردیم، آیا فکر نمی‌کنید بازیکن یا بازیکنانی در تیم کم‌کاری می‌کردند؟

در رسانه‌ها مرتب حرف از کم‌کاری بازیکنان در پرسپولیس و استقلال می‌شد، در حالی که کم‌کاری در این 2 تیم محال است. در مقاطعی، انگیزه بازیکنان کم می‌شد ولی این را نباید به حساب کم کاری نوشت. اگر این اتفاق یعنی کم کاری در بازیکنی از استقلال یا پرسپولیس صورت بگیرد، حتما باید از تیم کنار گذاشته شود؛ چون این تیم‌ها هواداران بسیار زیادی دارند و به خاطر احساسات مردم، اصلا قابل تحمل نیست.

یعنی مشکلات حاشیه‌ای نداشتید، مثلا برخی همکاری نکردن‌هایی که بین نیکبخت و خلیلی دیده می‌شد را منکر می‌شوید؟

چرا، این‌گونه مسائل وجود داشت، همیشه هم اتفاقاتی این‌گونه می‌افتد. بخصوص کل‌کل‌های نیکبخت با خلیلی مشخص بود، منتها در بازی‌ها بچه‌ها کاملا همدل می‌شدند. در مورد نیکبخت هم برای افزایش انگیزه‌هایش،‌ در مقطعی او را روی نیمکت نشاندیم، انگیزه‌اش زیاد شد و وقتی حریف خسته می‌شد و به زمین می‌آمد نتیجه خوبی از کارهایش می‌گرفتیم، مثل دیدار پایانی با سپاهان که نیکبخت از نیمه دوم به زمین رفت و ما اثرات مثبت حضورش را به عینه دیدیم. مهم این بود که توانستیم آن بحران را جمع کنیم. بحرانی که از بازی با پاس همدان در جام حذفی شروع شد و سپس در دیدار رفت با سپاهان قوت گرفت و در باخت 4 بر یک ما مقابل استقلال اهواز به اوج خود رسید.

آیا جام‌ حذفی را جدی نگرفته بودید؟ ظواهر امر که حکایت از این مساله‌ داشت.

نه، جام حذفی را شل نگرفته بودیم، اما بازی در جام حذفی با بازی‌های دوره‌ای فرق می‌کند، وقتی یک گل می‌خورید، احساس می‌کنید دیگر حذف شده‌اید و دیگر چون تیم خود  را در خطر کامل می‌بینید ترس از اخراج وجود ندارد.

پارسال آرسنال در یکی از دیدارهای جام حذفی با همین شرایط، 5 گل از تیمی ضعیف‌تر از خود خورد. ما هم در دیدار با پاس همدان روی اشتباهات فردی گل خوردیم و آنقدر خود دچار اشتباه شدیم که بازی کاملا از دستمان رفت، نه این‌که حریف خیلی فوق‌العاده کار کرده باشد. به عنوان مثال جعفرپور مهاجم پاس که در آن بازی هت تریک کرد و 3 گل به ما زد تا پایان فصل، دیگر موفق به گلزنی نشد.

به عنوان فردی که طی سا‌ل‌های اخیر همواره در کنار پرسپولیس بوده و همه مسائل فنی آن را می‌داند و اعتقادی به این ندارد که حواشی و اختلافات، پرسپولیس فصل قبل را به بحران فرو برده، چه تحلیل فنی نسبت به افت شدید تیم در هفته‌های نخستین نیم‌فصل دوم دارید؟

تیم ما در آن مقطع با افت بدنی روبه‌رو شده بود. تجزیه و تحلیل‌ها هم نشان می‌داد بازیکنان ما بازده جسمانی لازم را نداشتند. خوب تمرین نکردند و مشکلات روانی ما را به بحران فرو برد.

چرا؟

از تیم ما 9 بازیکن به تیم ملی دعوت شدند، یعنی 90 درصد ترکیب تیم. بازی نکردن آنها در تیم ملی موجب ایجاد مشکلاتی در زمان برگشتن آنها به پرسپولیس می‌شد. یعنی آنها مسائل روحی را با خود می‌آوردند، ضمن این که آماده‌سازی بدنی پیش از فصل این طور نیست که یک تیم را در تمام طول فصل به تنهایی آماده نگه دارد. بلکه در وسط فصل هر تیم به تمرینات بدنسازی نیاز دارد و حین مسابقه‌ها هم باید این آمادگی حفظ شود. اگر در این زمینه کم گذاشته شود، تیم  افت می‌کند و اگر زیاده از حد باشد، تمرین‌زدگی (اورترنینگ) به وجود می‌آید. مرزبان تمرین‌های پیش از فصل را بخوبی انجام داد ولی این کار در طول فصل از او ساقط شد و در این زمینه مسوولیتی نداشت و خود قطبی مسوولیت آماده‌سازی بدنی را پذیرفت.

قطبی در فوتبال، پیرو مکتب هلندی‌هاست. در این کشور آموزش دیده و با مربیان صاحبنامی از این کشور همکاری کرده است. ویم یونگ هم قبلا از همین مکتب در پرسپولیس بود، چرا در بحث آماده‌سازی بدنی این تفاوت آشکار بین این 2 وجود داشت. یونگ آن‌گونه اسطوره‌ای در بدنسازی عمل کرد و قطبی این‌گونه؟

به هر حال مربیان هر مکتبی هم، تفاوت‌هایی با یکدیگر دارند. روته مولر در کلاس آموزشی اخیر خود در تهران به ما می‌گفت: شما مربیان ایرانی حاضر در این کلاس، تفاوت‌های زیادی با یکدیگر دارید. به هر حال در هر مکتبی این تفاوت‌ها وجود دارد مثلا برخی مربیان ترجیح می‌دهند بدنسازی را با توپ انجام دهند،  برخی بدون توپ و عده سوم هم با توپ و هم بدون توپ. ضمنا قطبی ایرانی است ولی 30 سال از کشور دور بوده و به همین علت برای آشنایی لازم و کافی با فرهنگ بازیکنان، نیازمند زمان است. سال گذشته گاس هیدینک سمیناری در هلند ارائه کرد و درباره فرهنگ و ارتباطات در فوتبال موارد مبسوطی را عنوان نمود. به هر حال واقعیت این است که فرهنگ ما فرهنگی اعتقادی است و ما از این جهت برای ایجاد روح همدلی و به وجود آوردن شرایط روانی مناسب و ارتقای روحیه بازیکنان بهره می‌بردیم. ما سال گذشته دوربینی در اختیار داشتیم که تمام مراحل تیم در رختکن و ... را ضبط می‌کرد و تصاویرش سندی بر این مدعاست. حتی روی حرکات بیرون از باشگاه بازیکنان هم نظارت و کنترل به خرج می‌دادیم، مثلا طوری به بچه‌ها برنامه داده بودیم که ساعت 11 شب خانه‌شان بودند. شب‌ها به خانه‌شان می‌رفتیم یا تلفنی تماس می‌گرفتیم و از اجرای این برنامه مطمئن می‌شدیم.

بیشترین فشارها را از چه سویی تحمل کردی؟

سال گذشته همه فشارها روی من بود. اگر می‌باختیم از مدیرعامل گرفته تا هیات‌مدیره، تماشاگران، بازیکنان، لیدرها و... همه از من پاسخ می‌خواستند و من را مقصر می‌پنداشتند اما چون قهرمان شدیم، همه چیز را فراموش کردند؛ قهرمانی‌ای که واقعا مردم و هواداران پرشمار ما خیلی از آن لذت بردند و فکر می‌کنم برخی عوامل باعث سوءتفاهم شده بود، مثلا در بندرعباس بچه‌ها (به شوخی) قطبی را در آب انداختند، ولی این کار را با من نکردند. از من  پرسیده شد چرا تو را در آب نینداختند؟ گفتم چه کار کنم؟ به هر حال من هیچ نگرش سوئی به قطبی نداشتم. اگر به او بدی می‌کردم، فردا همان بلا سر خودم می‌آمد. شاید سال پیش در مورد گذشتن از پست سرمربیگری احساساتی شده بودم ولی نگاهی به تاریخچه زندگی فوتبالی‌ام این‌گونه موارد را زیاد نشان می‌دهد، چه در مورد بازوبند کاپیتانی چه شماره پیراهن و حتی گرفتن دستمزدم بارها و بارها از این کارها کرده بودم.

با این اوصاف، اگر قطبی یا باشگاه پرسپولیس دوباره از شما تقاضای همکاری کنند، حاضرید همکاری‌تان را تکرار کنید؟

بله، به مصطفوی گفته‌ام هر کمکی برای پرسپولیس از دستم برآید انجام می‌دهم. تیم فعلی از لحاظ مهره‌ای خیلی قوی‌تر از سال قبل است. مهم ایجاد همدلی و همکاری است. در پرسپولیس مسائل حاشیه‌ای خیلی بیشتر از مسائل فنی است.

پیروانی، عابدزاده و کماسی از باسابقه‌های پرسپولیس هستند و به قطبی کمک خوبی خواهند کرد. به هر حال باید برنامه‌ریزی قوی‌تری کرد. برای حضور در 3 جام باید کارها و پیش‌بینی‌هایی کرد که آسیب‌دیدگی‌های کمتری به وجود آورد. شناخت قطبی هم برگ برنده امسال پرسپولیس است. با او مشکلی ندارم. از خاطر نمی‌برم که او موقع رفتن از ایران، من را به عنوان جانشین خود معرفی کرد.

امسال پرسپولیس، به لطف شرایط مالی خیلی بهتر، در فصل نقل و انتقالات عملکردی قوی نشان داد. از میان مهره‌های جدید چه تعداد در فهرست خرید شما هم قرار داشتند؟

در فهرست من براساس رفع نقاط ضعف تیم تا جایی که به خاطر می‌آورم هاشم بیک‌زاده، علیرضا محمد، محمد منصوری، سیدجلال حسینی، حنیف عمران‌زاده، آل‌نعمه، اسدی یا شیرزاد، ستار زارع، صابر میرقربانی، ابراهیم توره یا مهاجم سرزن دیگری در حد او وجود داشت. هدفم هم رفع نقاط ضعف و حفظ 70 تا 80 درصدی تیم اصلی پارسال بود و می‌خواستیم رودباریان، کعبی و آقایی را حفظ کنیم. چون پرسپولیس در لیگ قهرمانان آسیا هم باید بازی کند، حداقل 2 نفر در هر پست برایش لازم است. البته امسال بازیکنان خیلی خوبی گرفته‌اند.

سخت‌ترین لحظات شما در لیگ گذشته چه زمانی بود؟

یکی از سخت‌ترین زمان‌ها پس از دقیقه 90 بازی با سپاهان بود. ته دلمان روشن بود که می‌توانیم بازی را ببریم. این انرژی مثبت و اطمینان در میان همه، از تماشاگران تا نیمکت و بازیکنان به صورت زنجیروار وجود داشت. فصل قبل در بازی‌های ما همه تماشاگران قرآن می‌خواندند و همین کار فرهنگی به تماشاچیان آرامش  می‌داد.

ستاره پرسپولیس قهرمان به نظر شما چه کسی بود؟

ستاره اول پرسپولیس، کاشانی بود که اگر ایشان نبود، واقعا به مشکل برمی‌خوردیم. ایشان در تیم همدلی ایجاد می‌کرد که واقعا نعمت تاثیرگذاری بود و نخستین بار در پرسپولیس کار عمرانی انجام داد. سکوهای ورزشگاه درفشی‌فر را ساخت. او هر هفته و پس از هر برد به بازیکنان پاداش می‌داد.

در فصل قبل کریم باقری با وجود سن بالا بسیار دونده و موثر در میدان ظاهر شد. آیا این انگیزه وافر کریم دلیل خاصی داشت.

او سال گذشته دوران آماده‌سازی را خیلی خوب پشت سر گذاشت. به همین دلیل با کمترین آسیب‌دیدگی در مقایسه با سال‌های اخیر در فصل گذشته روبه‌رو شد. به کریم آزادی کامل دادیم و هر موقع استراحت خواست، موافقت کردیم تا واقعا عالی باشد که بود.

اما وقتی به پرسپولیس قطبی و پرسپولیس دنیزلی نگاه می‌کنیم، می‌بینیم پرسپولیس دنیزلی زیباتر بازی می‌کرد، در حالی که قطبی بیشتر نتیجه‌گرایی را هدف قرار داده بود. این را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

قبول دارم در زمان دنیزلی زیباتر بازی می‌کردیم، ولی نوسان کارمان هم بیشتر بود. امسال نوسان کمتر شد که به قهرمانی هم انجامید. پرسپولیس دنیزلی دو بازی خوب بود، بازی بعدی بد می‌شد. دنیزلی از روش 244 استفاده می‌کرد و قطبی از 3 - 4 -3 یا 1 - 3 - 2 - 4 بهره می‌برد.

و آخرین نکته...؟

فاصله فوتبال در دنیا خیلی کم شده است. امکانات ما هم کم است. گفتم مربیان خوبی داریم، ولی مدیران خوبی نداریم. ما کمبود مدیر داریم. اگر کلاس مدیریت ورزشی هم بگذاریم، رشدمان خیلی قوی‌تر می‌شود. هر چقدر مربیان ما خوب ولی مدیریت ضعیف باشد، راه به جایی نخواهیم برد. مهم این است که آنها مدیر باشند و چه بهتر که علاوه بر مدیر بودن، ورزشی هم باشند. مدیریت نقش بسیار مهم‌تری در مقایسه با مربیگری دارد.

حالا‌ استیلی کجاست؟

دوره آموزش حرفه‌ای فوتبال را با تدریس روته مولر پشت سر گذاشتم. 2 دوره آموزشی دیگر را هم در اروپا پیش رو دارم. مایلم کمی استراحت کنم. به هر حال من از پرسپولیس کنار رفتم، ولی وقتی به یاد می‌آورم اسطوره‌ای مثل پروین هم از این تیم کنار رفته و من در مقابل نام او عددی نیستم قضیه خیلی برایم راحت‌تر می‌شود.

اگر به خاطر داشته باشید میشل پلاتینی پس از مدت کوتاهی سرمربیگری تیم ملی فرانسه، این حرفه را کنار گذاشت. وقتی از او دلیلش را پرسیدند، با عزت نفس گفت: هر چه نگاه کردم، دیدم خیلی بزرگم و نتوانستم سطح خود را پایین بیاورم.  به هر حال همه چیز را تقدیر می‌دانم شاید خواست خدا بوده که نباشم، تا به حال سه‌ چهار تیم لیگ یکی پیشنهاد همکاری به من داده‌اند اما چون شناخت لازم و درک درستی از نقاط قوت و ضعف‌شان نداشتم، سرمربیگری آنها را نپذیرفتم.

مجید عباسقلی‌

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها