در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
«مرز رویا و واقعیت»، مرزی باریک و نادیدنی است؛ مرزی که ژولورن و آیزاک آسیموف و آرتور سیکلارک آن را هوشمندانه و بجا در داستانها و رمانهای علمی تخیلیشان میشکستند و در واقع، آینده واقعیت را تصویر میکردند؛ واقعیتی که آنروز به رویایی دوردست شبیه بود.
در این صفحه، در «مرز رویا و واقعیت»، از رویاهایی میخوانید که شاید زمانی رنگ واقعیت به خود بگیرند و شاید هم زمانی به عنوان رویایی خندهدار و ناشدنی، آنها را از نو بخوانیم.
انسان دو قرن پیش هرگز تصورش را هم نمیکرد که روزی تصویری واقعی از خود را روی کاغذ یا حافظه رایانهای داشته باشد. اما در سال 1826 اولین دوربین عکاسی اختراع شد؛ هرچند آن دستگاه بههیچ عنوان قابل مقایسه با حتی قدیمیترین دوربینهای امروزین ما نبود. با آن دوربین انسان موفق شد تصویری «شبیه» به محیط اطراف را روی نوعی کاغذ ثبت کند و به خاطر شباهت آن تصویر به نمونه واقعی، به این دلخوش شود که دستگاهی اختراع کرده که میتواند «عکس» بگیرد. پیشرفت همین دستگاه پیچیده آنزمان و ساده فعلی، بعداً به دوربینهای سیاه و سفیدی رسید که واقعا عکسی از ما به یادگار میگذاشت که بتوان با تماشای آن، خاطرات گذشته را زنده کرد.
با پیشرفت روزافزون علم و فناوری، دوربین عکسبرداری همواره به عنوان ساختهای قابل پیشرفتهای بیشتر در ذهن بشر باقی ماند، تا جایی که برخی از افکار، همیشه آماده بودند تا فناوریهای جدید را با دوربین و عکسبرداری ارتباط دهند و امروز به جایی رسیدهایم که برای عکاسی و نگهداری از عکسهای خود، حتی نیازی به فیلم و کاغذ مخصوص و ظهور و این دنگ و فنگها نیست؛ تنها به کمک یک کارت حافظه کوچک، میتوان چندین هزار عکس را نگهداری کرد. کیفیت و دقت تصاویر امروزی هم به اندازهای است که به برخی جزییات واقعی، تنها بعد از دیدن عکس آنها میتوان پی برد.
رایانه + سیم داغ = مجسمه یونولیتی
در حال حاضر، پیشرفت صنعت و فناوری به جایی رسیده است که هر وسیلهای را بعد از طراحی میتوان ساخت. نرمافزارهای بسیاری نیز وجود دارند که قادرند اجسام را به صورت سهبعدی مدلسازی کنند. بعد از مدلسازی و محاسبات میتوان آنها را با ابزارهای دقیق کنونی برش داده و آن جسم را در دنیای واقعی ساخت.
مدتی پیش گروهی از دانشجویان هموطن ما، موفق به طراحی و ساخت دستگاهی شده بودند که قادر بود با اتصال به رایانه، مدلی را که با نرمافزار طراحی کرده بودند با قطعات بزرگ یونولیت بسازد و این عمل تقریبا به صورت هوشمندانه انجام میگرفت. قطعات یونولیت را که به عنوان ضربه گیر در بستهبندی دستگاههای ضربهپذیر استفاده میشود، میتوان با یک سیم نازک داغ برش داد. عمل این دستگاه نیز بر این اساس بود. بنابراین دستگاهی ساخته شد که میتواند با گرفتن مدل، جسمی شبیه به آن بسازد و این در نوع خود پیشرفت بزرگی به شمار میرود.
حال این دستگاه را با اولین دوربین عکاسی مقایسه کنید. آیا دستگاه فعلی که برای ما پیشرفت بزرگی است، سالهای آینده به دید دستگاهی ساده نگریسته خواهد شد که امروز ما تنها به ساخت جسمی شبیه جسم مورد نظر توسط آن دلخوش هستیم؟ آیا این دستگاه در حال حاضر به نهایت پیشرفت خود رسیده است؟
فکر کن اگر...
اگر با روند قبلی، دستگاه یادشده را در ذهن خود پیشرفت دهیم، به دستگاه بسیار جالبی خواهیم رسید. اینکه با یک دستگاه بتوان مجسمهای گچی یا سنگی از یک شخص ساخت میتواند برای هر کسی جالب و جذاب باشد.
بیایید طور دیگری به قضیه نگاه کنیم: همانطور که یک روز، بعد از حمام و آرایش و پیرایش، برای گرفتن عکس به یک آتلیه میرویم، فرض کنید روزی هم با نهایت آراستگی به یک جای مشابه برویم و بعد از نشستن روی صندلی منتظر بمانیم که بعد از گذشت مثلا یک ساعت، یک مجسمه عین خودمان را به ما تحویل دهند که تمام برجستگیها و فرورفتگیهای صورت ما، دقیقا روی جسم تراش خورده باشد.
مشابه چاپگرهای قدیمی در مقایسه با چاپگرهای رنگی لیزری جدید، شاید ابتدا جسم ساخته شده، تنها شبیه ما باشد. در نسل بعد دستگاه، تراش جسم عینا مثل خودمان باشد و در گام بعد حتی رنگ پوست، موها، چشم و... نیز روی جسم منتقل شده باشد. همانطور که دوربینهای نسل آینده، دیگر به فکر توانایی عکسبرداری نیست، بلکه به فکر کیفیت و مصرف کمتر انرژی و دیگر مسائل است، پیشرفت آن فناوری هم در آن روز به این فکر خواهد کرد که چگونه میتوان کیفیت و ثبات رنگ روی جسم را به نمونه واقعی نزدیک کرد؟
مجسمه شما حاضر است!
در نمونههای اولیه باز فرض بر این است که ما باید مثلا یک ساعت بیحرکت بنشینیم تا حجم ما ساخته شود، اما در نسل بعدی این دستگاه، کلیه اسکن حجمی و رنگی از انسان در چند ثانیه انجام خواهد شد و مثلا بعد از پنج دقیقه انتظار در بیرون اتاق، به ما خواهند گفت که مجسمه شما حاضر است. اینکه این اسکن اولیه چطور انجام شود که برای انسان مضر نباشد و در عین حال بسیار دقیق و سریع باشد، سوال دیگری است که تنها پیشرفت علم و فناوری میتواند به آن پاسخ دهد.
این دستگاه، تنها و تنها با همین قابلیت، همچنان جای پیشرفت خواهد داشت، چه برسد به آنکه قابلیتهای دیگر نیز به آن اضافه شود. در یک کارگاه سنگبری که سنگ را روی خط راست برش میدهد، آلودگی صوتی فراوانی تولید میشود. چه برسد به آنکه بخواهیم یک حجم پیچیده را تراش دهیم. پس میتوان برای دستگاه جدید خود به فکر ماده اولیه جدیدی بود که در ابتدای کار چندان سخت نباشد، اما استحکام آن به قدری باشد که بتواند تحمل نگهداری ظرافتهای جسم را داشته باشد و پس از اتمام کار سخت شده و بعد از آن کوچکترین تغییری نکند. دیدگاه دیگر میتواند به این شکل باشد که هنگام سفارش مجسمه خود، نسبت اندازه را هم در فرم درخواست ذکر کنیم. مثلا شخصی که این مجسمه را به عنوان یک جسم تزئینی روی تلویزیون میخواهد اندازه را یکبیستم و شخصی که مجسمه را در ابعاد حقیقی برای کنار اتاق پذیرایی میخواهد، اندازه را بدون تغییر در نظر گیرد.
مجسمهساز در خانه همه ما
اگر به پیشینه رایانهها نیمنگاهی بیندازیم درخواهیم یافت که رایانههای اولیه با تواناییهای محدود، با ابعاد بسیار بزرگ، قیمت بسیار زیادی داشتند که تنها شرکتهای بزرگ برای امور خاص آن را تهیه میکردند، اما امروزه رایانهها با قدرت و امکانات بسیار بالاتر، در اندازههای بسیار کوچکتر و با قیمت خیلی کم در هر خانهای یافت میشود و شاید در آن زمانها خندهدار بود اگر میگفتیم این رایانه به جایی خواهد رسید که فرزند خانواده از آن برای گوش دادن به موسیقی مورد علاقه خود، یا برای بازی و سرگرمی استفاده خواهد کرد. حال اگر دستگاه خیالی فعلی را باز هم در ذهن بپرورانیم، دیگر نیازی نیست که برای ساخت یک مجسمه از خود به جایی مراجعه کنید، بلکه هر کس میتواند در منزل خود یک نمونه از آن را با قیمت مناسب تهیه و خاطرات خود را به صورت سهبعدی ثبت کند.
شاید این آرزوی هر کدام از ما باشد که یک مجسمه در ابعاد واقعی یا کوچک از پدربزرگ، مادربزرگ و یا هر عزیز از دست رفته خود در کنار اتاق داشته باشیم و به جای مشاهده عکسهای او، آن عزیز را در کنار خود احساس کنیم. بله همه چیز امکانپذیر است. همانطور که تاکنون خیلی از رویاهای ما رنگ واقعیت به خود گرفته است.
پارسا ستودهنیا
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: