همانگونه که میبینید این ماجرا سوژهای تکراری است که سالهاست خوراک فیلم و سریالهای تلویزیونی کشور ما را تامین میکند و همیشه هم مشتریان پر و پا قرص خود را دارد. در میان این گونه آثار، سریال «پدرسالار» که سالها از ساخت آن میگذرد از اعتبار بیشتری بین مخاطبان برخوردار است. اساس این سریال اختلاف بین اعضای یک خانواده بود که پدر سرمنشاء آن بود و مادر تلاش میکرد به این اختلافات پایان دهد. چند سال پیش هم سریال خانه پدری با موضوع اختلاف خواهر و برادران یک خانواده بر سرفروش خانه پدری که به آنها ارث رسیده بود، ساخته شد که در آن سریال هم دانیال حکیمی نقش آدم بده را بازی میکرد.
معمولا سریالهای ملودرام خانوادگی بر اساس شخصیتپردازی پیش میروند. در این گونه سریالها یک طرف آدمهای خوب قرار دارند و یک طرف آدمهای بد. این خط کشی سیاه و سفید تکلیف بیننده را با سریال مشخص میکند، چون او از همان ابتدا میداند که باید طرف چه کسی را بگیرد و از چه کس یا کسانی بدش بیاید، البته اگر سریال خواسته باشد پیام اخلاقی خود را هم صراحتا به بیننده منتقل کند در اواخر قصه یکی از شخصیتهای منفی و خیلی بد را متحول میکند و او با پی بردن به اشتباهات خود به جمع آدمهای خوب میپیوندد.
سریال ترانه مادری هم از همین فرمول رایج استفاده میکند. خواهر و برادری که با یکدیگر اختلاف دارند و وجود خانه پدری که به این اختلاف دامن میزند و البته مادری دلسوخته و فداکار که تمام تلاش خود را به کار میگیرد تا این اختلاف را به نقطه پایان برساند .... اما چیزی که تا حدودی این فرمول رایج را در ترانه مادری به هم زده است، استفاده از دو جوان برای پیشبرد قصه و جذابیت بخشیدن بیشتر به داستان سریال است. این استفاده هر چند در جهت جذب مخاطب و ارائه شخصیتهای منفی جدید در تلویزیون هوشمندانه است، اما باعث شده این جوانها که هر دو پسر و دانشجو هستند به بازی خطرناکی کشیده شوند. بازی که با ترفند طرح و توطئه نویسنده سریال طراحی شده و چهره ناخوشایندی از نسل سومیهای جامعه ما به تصویر میکشد. از ابتدای سریال تکلیف بیینده با بهرام و پدرش فرخ مشخص میشود. آنها افراد سود جویی هستند که برای رسیدن به خواستههای خود، با هم وارد معامله میشوند. بهرام از پدر پول راهاندازی یک فستفود را میخواهد و پدر در ازای پرداخت این پول از بهرام میخواهد که شرایط را به گونهای پیش ببرد که عمه فرخنده و پسرش پویا که برای تحصیل او در دانشگاه از اهواز به تهران آمدهاند و در خانه پدری که فرخ برای فروش آن نقشههای زیادی کشیده است ساکن شدهاند از آن خانه بروند. نقشه این پدر و پسر ناجوانمردانه پیش میرود و بهرام در لباس بره، اما در اصل در نقش یک گرگ وارد عمل میشود و قدم به قدم نقشه پدرش را اجرا میکند، اما در میان این توطئه کثیف، چهرهای که از پویا ارائه میشود، چهرهای کاملا یک سویه است که وی را جوانی ابله و ندانم کار نشان میدهد که با دیدن کلان شهری چون تهران و دانشگاهی که دختران و پسران در کنار هم درس میخوانند هل میکند و به یکباره به تمام قواعد زندگی خانوادگی پشت پا میزند و در اولین قدم عاشق میشود و دیگر دوست ندارد با پدر و مادر خود زندگی کند و هوس میکند مستقل شود.
بحرانهای دوران بلوغ وسرکشی نوجوانانی که پا به دوران پرافت و خیز جوانی میگذارند، میتواند سرمنشأ ساخت فیلمها و سریالهای آموزشی موثری شود، اما پویا در سریال ترانه مادری این دوران را پشت سر گذاشته و وارد دانشگاه شده است. اگر او جوان سرکشی بود و نوع تربیت مادرش را دوست نداشت مسلما در دورانی که وارد دبیرستان میشد، طغیان خود را نشان میداد و آنگونه درس نمیخواند که با نمرات عالی وارد دانشگاه شود.مادر پویا به معنای واقعی کلمه مادر است، مادری که فقط یک پسر دارد و تمام توجه خود را معطوف او کرده است، اما در سریال ترانه مادری معلوم نیست که نوک پیکان انتقاد به سمت چه کسی است. فرخنده که شاید آنقدردر تربیت فرزند خود سختگیری کرده که باعث عقدهای شدن پویا شده و یا رفتار غیر طبیعی پویا که تمام زحمات مادر و پدر را به یک باره به باد میدهد و ذاتا آن چیزی نیست که نشان میدهد و یا بهرام که در توطئه نابودی خانواده عمه با پدر خود همراه شده است! تا اینجای سریال اکثر شخصیتها بد هستند و شخصیتهایی چون مادر بزرگ و سمیرا که تلاش میکنند خوب باشند، فقط در حد شعار ماندهاند و مدام به یکدیگر گوشزد میکنند باید اعضای خانواده را باهم آشتی دهند.می گویند آدمهای بد، موتور قصه هستند، اما آدمهای بد ترانه مادری دو جوان هستند که فدای افکار بزرگترها شدهاند. بهرام را بیننده تا حدودی میتواند بپذیرد، اما پویا اگر نمادی از جوانهای موفق امروزی باشد، قابل پذیرش نیست. حضور این گونه جوانهای موفق آنقدر در تلویزیون ما و سریالهای نمایشی کم رنگ است که بیننده دوست ندارد یکی از آنها هم که به سریالی راه یافته است، منفی جلوه کند.ترانه مادری هر شب غیر از تعطیلات ساعت 23 از شبکه 3 سیما پخش میشود.
طاهره آشیانی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم