نگاهی به موج تبلیغاتی رسانه‌های بیگانه درباره حمله احتمالی رژیم صهیونیستی به ایران

احتمال حمله یا بازی رسانه‌ای‌

جنگ روانی مفاهیم و معانی گسترده‌ای دارد. آنچه در فرهنگ استراتژی، جنگ روانی نامیده می‌شود «استفاده دقیق و طراحی شده از تبلیغات و ابزارهای مربوط به آن است که هدف اساسی آن، تاثیرگذاری بر عقاید، احساسات، تمایلات، رفتار دشمن و گروه بی‌طرف یا گروه‌های دوست است تا موجب پیشرفت مقاصد طراح شود». بر همین مبنا هرازگاه شاهد موج گزارش‌های خبری مبنی بر احتمال حمله نظامی به ایران یا یک درگیری منطقه‌ای هستیم. چنین بحث‌هایی البته تازگی ندارد، معمولا پس از هر مانور نظامی یا اظهارنظر مقام‌های نظامی آمریکا یا اسرائیل درباره احتمال یا ضرورت برخورد نظامی با ایران، بحث حمله به ایران نیز به طور گسترده‌ای در رسانه‌های جهانی مطرح می‌شود و پس از گذشت زمانی، فروکش می‌کند. آخرین خبرها ادعای تازه نیویورک‌تایمز به نقل از مقامات آمریکایی درباره مانور نظامی گسترده اسرائیل علیه ایران بود. این روزنامه نوشته بود بیش از 100 جنگنده اف 15 و اف 16 نیروی هوایی اسرائیل در این مانور در شرق مدیترانه و یونان شرکت کرده‌اند و تمرینی برای تمرکز بر حمله‌ای با برد طولانی انجام داده‌اند. در حقیقت رسانه‌های بیگانه با آویختن به رزمایش رژیم صهیونیستی بار دیگر و البته در سطحی گسترده گمانه تهاجم نظامی علیه ایران را تبلیغ کردند. اما سوال اینجاست که چرا این رسانه‌ها مدام سوژه احتمال وقوع این ادعا و باورپذیری آن را دنبال می‌کنند؟ در چنین فضایی پی بردن به حقیقت گمانه‌زنی‌های رسانه‌های خارجی درخصوص احتمال تهاجم نظامی خارجی علیه ایران تاملی دوچندان می‌طلبد تا حقیقت این سیاست خبری روشن شود، باید در برابر جریان خبری نظام سلطه با آمادگی ایستاد.
کد خبر: ۱۸۹۵۶۶

نگاهی به اخبار منتشر شده در باره تهاجم نظامی علیه ایران نشان می‌دهد انتشار این خبر با همراهی گسترده رادیوها، سایت‌های اینترنتی و دیگر رسانه‌های فارسی زبان بیگانه همراه بوده است.

این مساله نشان می‌دهد رسانه‌ها رویکردی موازی در انتقال سوژه تهدید داشته‌اند و به رغم استفاده از عوامل و سوژه‌های خبری متعدد و متغیر، همگان از موضوع احتمال حمله نظامی به ایران پیروی کرده‌اند.

در حقیقت این موج، واگویه این هدف است که اسرائیل نگران دستیابی تهران به تسلیحات اتمی است و اینک که سیاست تحریمی اروپا و آمریکا برای توقف برنامه تسلیحات اتمی ایران ناکارآمد بوده، حمله نظامی علیه اهدافی در خاک ایران به عنوان آخرین راه ممکن برای تضمین امنیت تل‌آویو در دست اقدام است. راهبردی که پیش از این صهیونیست‌ها درباره رآکتورهای ادعایی عراق و سوریه تمرین کرده‌اند و به زعم آنها از جانب افکار عمومی منطقه و جامعه بین‌الملل نیز پشتیبانی می‌شود.

تکرار سوژه

افزایش تهدید‌های رژیم صهیونیستی علیه ایران اسلامی در پی تشدید نگرانی‌های ادعایی تل‌آویو از جانب تهران اولین بار نیست که به عنوان یکی از محور‌های خبری مطرح می‌شود و همواره در صدر اخبار رسانه‌های تحت نفوذ صهیونیست‌ها قرار دارد، ازجمله تکرار خبر سفر ایهود اولمرت، نخست‌وزیر اسرائیل به آمریکا و برجسته‌سازی منازعه و مسائل چالش‌برانگیز میان تل‌آویو و تهران، همچنین طرح چندباره پیشنهاد اولمرت به آمریکا که در آن خواستار استفاده از کشتی‌های جنگی برای محاصره ایران شده بود در راستای سیاست تکرار سوژه رسانه‌های غربی قرار می‌گیرد.

به علاوه، استفاده از دیپلماسی پررنگ کردن زیردریایی مخفی، آزمایش‌های موشکی اسرائیل و دیدارهای مکرر و رایزنی‌های مقام‌های اسرائیلی و آمریکایی تلاشی برای تقویت گمانه‌زنی حمله به خاک ایران از جانب این رژیم بوده است.

انتشار اظهارات شائول موفاز، معاون نخست‌وزیر اسرائیل مبنی بر این که اگر ایران برنامه گسترش سلاح هسته‌ای را ادامه دهد، ما حمله خواهیم کرد، بخشی از این غوغاسازی بود که پس از یکی از مانورهای اسرائیل منتشر شد.

احتمال حمله اسرائیل به ایران چقدر است؟

همزمان با افزایش فشارها بر جمهوری اسلامی، آنچه باید مورد بررسی قرار داد، این است که احتمال برخوردهای تهدیدآمیز آمریکا و اسرائیل با برنامه هسته‌ای ایران به بهانه بزرگ‌نمایی خطر این فعالیت‌ها، تا چه اندازه است.

کارشناسان اسرائیلی خود احتمال چنین حمله‌ای را شکست خورده می‌دانند، روزنامه اسرائیلی یدیعوت آحارونوت در مقاله‌ای به نقل از یک مقام اسرائیلی پس از شرکت در جلسه‌ای با نخست‌وزیر نوشت که در جلسه اولمرت با مقامات نظامی اسرائیل این پرسش مطرح شده است که «آیا اسرائیل برای حمله به ایران منتظر آمریکا می‌ماند یا مانند حمله به رآکتور اوزیراک عراق در سال 1981، به تنهایی عمل می‌کند؟».

اما کارشناسان در این جلسه به این نکته اشاره کرده‌اند که چنین اقدامی با شکست مواجه می‌شود زیرا تأسیسات اتمی ایران در نقاط مختلف این کشور پراکنده‌اند و هدف قرار دادن آنها دشواری‌های فراوانی دارد.

همچنین در پی مانور هوایی اسرائیل، بسیاری از مقام‌های آمریکایی نیز اعلام کرده‌اند که باور نمی‌کنند حکومت اسرائیل به این نتیجه رسیده باشد به ایران حمله کند.

چندی پیش وزیر امنیت داخلی رژیم صهیونیستی نیز اذعان کرد که تل‌آویو توان لازم را برای رهبری یک حمله نظامی بین‌المللی علیه ایران ندارد. به گزارش روزنامه اسرائیلی جروزالم پست، آوی دیچر با اشاره به این مطلب گفت: «مطمئنا جامعه جهانی نیز هیچ گاه چنین مسوولیتی را به ما واگذار نمی‌کند. این وظیفه ایالات ‌متحده، اتحادیه ‌اروپایی یا روسیه است که چنین نقشی را به عهده گیرند و اگر قرار باشد چنین اتفاقی بیفتد، من به هیچ وجه متقاعد نخواهم شد که اسرائیل باید برای حمله به ایران پیشقدم شود.

پرینو، سخنگوی کاخ سفید نیز پس از انتشار اظهارات عوام‌فریبانه موفاز برای جنگ با ایران از تصمیم آمریکا برای حل دیپلماتیک مساله اتمی ایران خبر داد و گفت: «آمریکا می‌داند که اسرائیل در مورد آینده و امنیتش، با حضور همسایه‌ای که می‌خواهد او را از صحنه روزگار حذف نماید، نگران است؛ اما سعی می‌کنیم این مساله را به صورت دیپلماتیک حل کنیم».

باید تاکید کرد که آمریکا، اسرائیل و تمام کشورهای مدعی در این زمینه بخوبی به این حقیقت واقفند که تفاوت ایران با عراق یا افغانستان از زمین تا آسمان است و حمله محدود به تاسیسات هسته‌ای ایران نیز با موانع بسیار جدی روبه‌روست. اگر فرض کنیم که اسرائیل برای حفظ موجودیت خویش در مقابل انقلاب اسلامی با نادیده گرفتن افکار عمومی جهان دست به انتحار بزند و یک تنه برای تهاجم به ایران اقدام کند، عملیاتی غیرممکن را در مقابل خود خواهد داشت. شاید برخی از موانع را بتوان به این صورت فهرست کرد:

1-‌ تاسیسات هسته‌ای ایران که تعداد آنها به 20 مجموعه می‌رسد، در تمام جغرافیای ایران پراکنده‌اند. 

2-‌ بسیاری از این تاسیسات مخفی و پایین‌تر از سطح زمین در زیر لایه‌های حفاظتی بتون قرار دارند و اطلاعات کافی و دقیق از آنها در دسترس اسرائیلی‌ها نیست.

3- فاصله اسرائیل از ایران بیش از آن است که هواپیماهای اسرائیلی قادر باشند پس از هدف قرار دادن تاسیسات ایران، به کشور خود بازگردند. پس این رژیم مجبور خواهد بود از پایگاه‌های نظامی کشورهای اطراف ایران برای مقصود خود بهره‌گیری نماید. این گزینه نیز عواقب مرگ‌آوری برای کشور ثالث در پی خواهد داشت. زیرا پاسخ سهمگین ایران متوجه آن کشور نیز خواهد بود و می‌توان این اشتباه را برای کشور مفروض غیرقابل جبران تلقی کرد.

4- تعدد و پراکندگی تاسیسات هسته‌ای ایران، عملیات یک روزه را نیز برای اسرائیل غیرممکن ساخته است. 

5- اسرائیل توانایی غافلگیری نظامی ایران را ندارد. مشکل فعلی اسرائیل این است که آنها دیگر نمی‌توانند یک حمله غافلگیرانه نظیر آنچه در اوزیراک انجام دادند را در ایران عملی کنند؛ زیرا در حال حاضر نیروهای آمریکایی مستقر در خلیج فارس حریم هوایی عراق و منطقه خلیج فارس را کنترل می‌کنند و اگر هواپیماهای اسرائیلی بخواهند اقدامی علیه ایران انجام دهند، باید از آمریکایی‌ها اجازه بگیرند که آمریکا براحتی با آن موافقت نمی‌کند.

از این رو، مانورهای نظامی اسرائیل که تصور می‌شود به منظور حمله به ایران انجام می‌شود، به معنای قطعی شدن تصمیم اسرائیل برای ضربه زدن به ایران یا قریب‌الوقوع بودن چنین ضربه‌ای نیست، بلکه نوعی فضاسازی رسانه‌ای است.

واکنش‌ها به  احتمال حمله اسرائیل به ایران‌

کارشناسان امور بین‌الملل معتقدند هر گونه حمله، نه‌تنها جمهوری اسلامی را در رویارویی‌اش با غرب بر سر برنامه اتمی مصمم‌تر خواهد کرد، بلکه منطقه را با ناامنی بسیار بزرگی مواجه می‌سازد چیزی که بسیاری از اروپایی‌ها، چین، روسیه و دیگر همسایگان ایران از آن بشدت وحشت دارند.

البرادعی در این باره گفته است: «به عقیده من یک ضربه نظامی از هر چیز دیگر بدتر است. این کار منطقه را به یک گلوله آتش بدل خواهد کرد».

سرگئی لاوروف، وزیر خارجه روسیه نیز درخصوص هر گونه اقدام نظامی علیه ایران اخطار داده است و سفیر روسیه در سازمان ملل نیز هشدار داده که تهدید ایران به اقدام نظامی می‌تواند شتابی را که در تلاش 6 قدرت جهانی برای باز کردن بن‌بست با تهران ایجاد شده است، تضعیف کند.

مصطفی محمد نجار، وزیر دفاع جمهوری اسلامی ایران به اسرائیل هشدار داد در صورت اقدام نظامی علیه تاسیسات هسته‌ای، این کشور با «پاسخ بسیار دردناکی» روبه‌رو می‌شود.

همچنین محمد خزایی، نماینده ایران  در سازمان ملل طی نامه‌ای به شورای امنیت سازمان ملل متحد نوشت: «چنین تهدید خطرناکی علیه یک کشور مستقل و یک عضو سازمان ملل از موارد آشکار نقض قوانین بین‌المللی است و با بنیادی‌ترین اصول منشور سازمان ملل مغایرت دارد و بنابراین نیازمند واکنشی قاطعانه و روشن از طرف سازمان ملل بویژه شورای امنیت است».

رئیس مجلس شورای اسلامی ایران نیز اعلام کرد که این کشور در برابر حمله احتمالی اسرائیل به تاسیسات هسته‌ای‌اش آماده است. علی لاریجانی همچنین گفت، اگر اسرائیل بخواهد دست به چنین اقدام نادرستی بزند، خود بیشتر از همه صدمه خواهد دید.

همچنین همزمان با انتشار خبر تمرین‌های هوایی اسرائیل برای حمله به اهداف اتمی ایران 3 کارشناس برجسته اسرائیلی نسبت به توانایی این کشور در حمله به ایران ابراز تردید کرده‌اند.

3 مفسر سیاسی و اطلاعاتی سرشناس اسرائیلی طی مقالاتی که در روزنامه‌های ‌هاآرتص و یدیعوت آحارونوت منتشر کرده‌اند، نسبت به احتمال موفقیت کامل در انجام یک حمله از سوی هر عاملی که بتواند براستی به برنامه‌های اتمی ایران کاملا و برای همیشه پایان دهد، با دیده شک نگریسته‌اند.

یوسی ملمن، مفسر امور اطلاعاتی و جاسوسی که در روزنامه اسرائیلی هاآرتص قلم می‌زند و در سال 2006 نیز کتاب «ابوالهول اتمی ایران» را منتشر کرده است، می‌نویسد: «تحقیقات نشان داده است محدودیت‌های عملیاتی، تعداد اهدافی را که می‌تواند در خاک ایران مورد حمله اسرائیل قرار گیرد، بشدت کم می‌کند».

ملمن که خود در گذشته با دستگاه‌های اطلاعاتی و جاسوسی همکاری داشت، در مقاله خود، تحقیقاتی را که در آوریل سال 2006 درباره توانایی نیروی هوایی اسرائیل برای انجام حملات ضربتی به پایگاه‌های هسته‌ای ایران به عمل آمده بود را مورد یادآوری قرار می‌دهد و می‌نویسد: «بانک اهدافی که اسرائیل برای حمله در اختیار دارد، بشدت محدود است و تنها باید هدف‌های کاملا حیاتی در زنجیره تاسیسات هسته‌ای ایران را برای یک حمله نظامی احتمالی تعیین کند».

این روزنامه‌نگار اسرائیلی مدعی است: «هر یک از این مسیرها، دشواری‌ها و موانع خاص خود را دارند و دادن چنین ماموریتی، خلبانان بشدت زبده می‌طلبد و رهبرانی که چنین تصمیمی را اتخاذ می‌کنند، باید از عهده مسوولیت این تصمیم برآیند».

یوسی ملمن می‌نویسد: «این احتمال وجود دارد که رادارهای جمهوری اسلامی ایران جنگنده‌های اسرائیلی را هرچند که بشدت پیشرفته و تیز پرواز باشند، شناسایی کنند؛ ولی اگر قادر به شناسایی نیز نباشند، مسیر این پروازهای احتمالی بر فراز اردن و عراق باید با موافقت و هماهنگی کامل ایالات متحده صورت گیرد تا نیروی نظامی آمریکا، دالان هوایی پاک و لازم را برای جنگنده‌های اسرائیلی فراهم کنند».

وی می‌افزاید: «مسیر ترکیه ‌ سوریه نیز کم‌خطرتر از مسیر اردن و عراق نیست، ولی مسیر سوم که استفاده از فضای اطراف دریای مدیترانه و عربستان سعودی است، طولانی‌تر از دو مسیر دیگر است و نیازهای خاص خود را می‌طلبد».

یوسی ملمن می‌نویسد: «کارشناسان نظامی غربی گفته‌اند که اسرائیل در صورت تصمیم به حمله، زیردریایی‌های پیشرفته خود را نیز به کار خواهد گرفت که بنابر ارزیابی‌ها، قدرت رسیدن به نزدیکی آب‌های ایران بدون این که شناسایی شوند را دارند، ولی ایراد آنها در این است که قادر به حمل شمار زیادی موشک‌های پرقدرت نیستند».

هاموس هرئل، کارشناس دیگر اسرائیلی نیز که با امور ایران از دیر باز آشنایی زیادی دارد، در روزنامه هاآرتص می‌نویسد: «این خبر که اکنون از سوی روزنامه معتبری مانند نیویورک‌تایمز منتشر می‌شود و اسرائیل نیز در انتشار آن عمد دارد، با این هدف صورت می‌گیرد که ایالات متحده و بویژه کشورهای اروپایی و سایر قدرت‌ها، بخصوص روسیه، برای وادارکردن حاکمیت ایران به دست کشیدن از طرح‌های هسته‌ای، فعالیت و جدیت بیشتری نشان دهند».

رون بن ییشای، مفسر سرشناس روزنامه یدیعوت آحارونوت نیز در مقاله‌ای می‌نویسد: «... اسرائیل با موافقت با انتشار خبر آمادگی بیشتر نیروی هوایی خود برای حمله احتمالی به ایران، می‌خواهد بر روسیه و چین که خریداران عمده نفت هستند و نیز بر اروپاییان فشار آورد و آنها را متقاعد کند، اگر تحریم‌های کاملا جدی علیه دولت ایران برقرار نکنند، ایران در یکی دو سال آینده به توان نظامی هسته‌ای دست خواهد یافت».

کتایون مافی‌

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها