نوع دیگر این تقویمها که چند سالی است وارد خانههایمان شده و از تقویمهای دیگر کمی جوانتر است، شامل طرحهایی است از 12 ماه سال که آدمها و شعرهایش زندگی ما را نمایش میدهند و از دلتنگیها، عشقها، جنگها و صلحها برایمان حرف میزنند. در این روزهای گرم تابستان که کمتر کسی جرات بیرون رفتن از خانه را پیدا میکند، استاد محمدحسین شهریار نمایشگاهی در گالری بنفشه به راه انداخته است. استاد شهریار؟ نه اشتباه نکنید. منظورم اردشیر رستمی است که تازگیها همه او را به نام شهریار میشناسند.
روز افتتاح نمایشگاه در گالری بنفشه چند نفر که تعدادشان هم کم نبود، مشغول صحبت به زبان ترکی بودند. اگر مجموعه تلویزیونی شهریار به کارگردانی کمال تبریزی را میدیدید، مخصوصا دوران جوانی استاد را، به راحتی میتوانستید اردشیر رستمی را در بین آنها پیدا کنید. او بار دیگر سراغ موضوعی اجتماعی رفته و کودکان جنگ را در طرحهایش به نمایش گذاشته است.
در نگاه نخست فکر میکنید دچار خطای دید شدهاید؛ چون 22 تابلوی این نمایشگاه کاملا مثل هم هستند و شمعی در حال سوختن را نشان میدهند. این شمعها از نظر رستمی نماد کودکان جنگ است. در میان این تابلوها عکسهایی از آوارگی مردم و کودکان جنگ به نمایش گذاشته شده است. رستمی میگوید: «این ایده پس از دیدن فیلم مستندی با همین موضوع به ذهنم رسید و مرا وادار به تغییر جهت از طرحهایی با موضوعی متفاوت از این نمایشگاه که مشغول به انجام آن بودم، کرد».
سایر تابلوها که ابعادشان از تابلوهای شمعها بزرگتر است، شبیه همان طرحهایی است که پیش از این از رستمی در سررسیدها و کتابها دیدهایم. این تابلوها که قیمتی بین 50 هزار تومان تا 2 میلیون و 200 هزار تومان دارند، شامل جدیدترین کارهای او هستند که کشیدن آنها را از یک سال و نیم پیش آغاز کرده بود.
در یکی از آنها خورشید در حال چکه کردن بر سر مردم است. در دیگری در میان مرد و زنی، قلب قرمزی روییده است. روی 5 تابلوی دیگر کودکی را در حالتهای مختلف میبینیم، در 2 تابلو، مادر و پدر کودک را در آغوش گرفتهاند. در دیگری کودک در کالسکه است. در یکی کودک روی ابرهاست و در دیگری با زانوی بغل کرده تنهاست. در 2 تابلو که ابعادشان از بقیه بزرگتر است، مفاهیمی انتزاعی به چشم میخورند.
جدای از عنوان نمایشگاه، عکسها و شمعها مارا به سمت خاصی هدایت میکنند. هرچند در بیشتر طرحها موضوع اجتماعی قابل توجهی مطرح نشده است، اما اردشیر رستمی ما را به وسیله آنها وادار به کندوکاو میکند؛ این که چند دقیقهای جلوی هر تابلو توقف کنیم و دست آخر شاید هم به چیزی نرسیم. اگر طرحهای او را در چند سال گذشته دیده باشیم، دیگر بندرت میتوانیم در آنها سراغی از خودمان بگیریم و از نزدیک لمسشان کنیم. او دلیل این انتزاعی بودن را تغییر خودش میداند: «وقتی آدم از لایههای اجتماع عبور میکند، به لایههای عمیق میرسد، از کار اجتماعی وارد کار انتزاعی میشود و دیگر همه چیز را نمیتواند به صراحت بگوید. من هم آن آدم سابق نیستم و مسائل را رک نمیگویم، فقط پیشنهاد میدهم».
اردشیر رستمی کاریکاتوریست، تصویرساز، مجسمهساز، معمار، طراح لباس، شاعر و بازیگر است؛ طیفی وسیع از کارهای هنری که کمتر هنرمندی را سراغ داریم که سراغ این همه با هم برود، چراکه خیلی از هنرمندان اعتقاد دارند اگر در یک کار هنری سرآمد باشند، بهتر است که در چندین کار، آثاری متوسط خلق کنند.
رستمی کاریکاتور را از سال 1372 با مجله طنز و کاریکاتور شروع کرده تا بتواند به وسیله آن، حرفهای ناگفتهاش را به دیگران منتقل کند. پس از آن هم به دیدن عشاق کاغذیاش در کوچه پسکوچههای روزنامه عادت کردیم، اما اندکی که گذشت به جای رفتن به دکه روزنامهفروشی برای دیدن کارهایش، باید به کتابفروشیها سر میزدیم و سراغ تقویمها و کتابهایی با طرحهای او میگرفتیم. طرحهای او این روزها بیش از پیش روی جلد کتابها مینشیند. از تیلهها، اناریها، آفتاب مهتاب و قصههای پریان گرفته تا بازی عروس و داماد، کافه پیانو، ها کردن، مردی که گورش گم شد و... و روی جلد همه ما آدمهای عجیب و غریبی نقش بستهاند که در برخی موارد شبیه خود ما بودند. اردشیر رستمی درباره فاصله گرفتن از مطبوعات میگوید: «مطبوعات فضایی پرانرژی میخواهد، اما من نه وقتش را دارم نه انرژیاش را. من از کار مطبوعات تعبیر دیگری دارم، اما در حال حاضر مطبوعات فضایی خنثی دارند».
او تاکنون کتابهای «دیگ دود زده»، «اردشیرنامه» و «تلنگر» را منتشر کرده و در آنها از دلخوشیها، ناراحتیها و احساسات زندگیاش گفته و از فضایی که کاش در جامعه وجود داشت.
از صفحه روزنامهها، کتابها و تقویمها که بگذریم اردشیر رستمی را میبینیم که حالا در جعبه جادویی هم ظاهر میشود و به نقش جوانی محمدحسین شهریار شاعر همزبان خود درمیآید و آنقدر از بازی خود راضی است که میگوید کس دیگری بجز او نمیتوانست از پس این نقش برآید.
میگوید مجموعه شهریار باعث شده که دیوان شهریار در فهرست پرفروشترینها قرار گیرد. این روزها اردشیر رستمی علاوه بر بازیگری، به یک مجری تلویزیون هم تبدیل شده است. او در برنامه کولهپشتی در برابر مصاحبهشوندگان قرار میگیرد و از آنها همه جور سوالی میپرسد. وقتی مهمانش به استودیو وارد میشود، رستمی جلوی پایش بلند میشود و برخوردی صمیمی دارد.
رستمی علاوه بر اینها در این روزها تصویرگری کتاب هزار و یک شب را به نیمه رسانده و میخواهد پس از بازگشت از سفر و درکردن خستگی به طرحها و کارهای جدید فکر کند.
در یکی از عکسهای یازدهمین نمایشگاه فردی اردشیر رستمی، عکسی از هیتلر دیده میشود که روی آن نوشته شده: «ادامه دارد». به قول رستمی معنایش این است که آن برنامه تلویزیونی، این نمایشگاه، فاشیسم و کودکان جنگ ادامه دارند... .
حالا دیگر نمایشگاه از یک ساعت قبل شلوغتر شده است. رستمی را به سختی میتوان در بین جمعیت پیدا کرد، اما صدایش را میشود به خوبی تشخیص داد که با خویشاوندانش به زبان ترکی حرف میزند.
زندگی اردشیر رستمی
اردشیر رستمی بچه حاشیه رودخانه ارس است. او که متولد سال 1349 است، میگوید زمانی که بچه بوده، به دلیل شغل پدر از این منطقه کوچ کردهاند. از شهرهای مختلف گذشتهاند و به تهران رسیدهاند. به دلیل تنهاییاش در تهران فقط کتاب میخوانده و با آن بزرگ شده و نقاشی را هم فراموش نکرده است. آن اوایل، او را بیشتر به عنوان نقاش پشت وانتبارها میشناختند، اما اردشیر وقتی 10 سالش بوده، بسیاری از نقاشان بزرگ را میشناخته است. وقتی حرفهای دلش زیاد شده و دیگر نتوانست آنها را در قالب نقاشی به دیگران منتقل کند، به کاریکاتور روی آورد. اولین آنها را در سال 1372 در مجله طنز و کاریکاتور چاپ کرد و پس از آن سر از روزنامههای ابرار، کیهان، ایران، عصر آزادگان، همشهری و... درآورد. نگاه انسانی و زمینی او در کاریکاتورهایش، یکی از دلایل موفقیتش است. اردشیر رستمی میخواهد در آثارش نشان دهد که: شاعرانه نگاه کردن به زندگی را میتوان زیست.
راحله رسولی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم