عسگرپور چند سالی است که با میرکریمی دفتر تولید فیلم راهاندازی کرده است. شنیدهها حاکی است که این دو سینماگر و مدیر با یکدیگر همفکری خوبی دارند و هرگاه در کنار هم قرار میگیرند باعث شکوفایی سینما میشوند. میرکریمی به زیر ساختها فکر میکند و عسگرپور از این تفکر دفاع میکند.
زمانی که عسگرپور در سازمان فرهنگی و هنری بود میرکریمی طرح ساخت فیلم مستند از فیلمسازان مطرح سینمای ایران را به این سازمان داد و عسگرپور آن را تایید کرد وچنین شد که درباره فیلمسازانی چون کیومرث پوراحمد، کامبوزیا پرتو، بهروز افخمی، عباس گنجوی و...فیلمهایی ساخته شد. در همین زمان بود که میرکریمی طرح ساخت فیلم یک تجربه را به شبکه 4 سیما داد که تصویب شد و این مجموعه با رویکرد بررسی فیلمهای مطرح سینمای ایران تولید و پخش شد. البته در دوره معاونت عسگرپور در شهرداری، میرکریمی پروژه فرش ایرانی را هم تهیه کرد. حالا عسگرپور و میرکریمی در خانه سینما درکنار هم نشستهاند.
البته گفته میشود که میرکریمی تا زمان انتخاب مدیرعامل جدید خانه سینما در این مکان صنفی خواهد ماند و سپس از این خانه خواهد رفت تا به فیلمسازی و کارگردانی خود ادامه دهد، اما شنیدهها حکایت از این دارد که عسگرپور تمایل دارد میرکریمی در خانه سینما بماند و به کار خود ادامه دهد. اکنون از میان شنیدهها نمیتوان گمانه درستی را منعکس کرد.
از طرفی گفته میشود که هیات مدیره جدید 3 ماه فرصت دارند که مدیرعامل جدید را انتخاب کند و از طرفی گفته میشود مدیرعامل الزاما لازم نیست که از میان اعضای هیات مدیره انتخاب شود. سینماگرانی چون علیرضا رئیسیان، رئیس کانون کارگردانان تاکید دارند که هیات مدیره و مدیرعامل جدید باید اساسنامه جدید خانه سینما را اجرا کنند. این در حالی است که اکثر اعضای خانهسینما اصلا نمیدانند که اساسنامه جدید چیست و چه نفع و ضرری برای آنها دارد.
از شنیدهها چنین برمیآید که اکثر اعضای خانه سینما سرشان به کارخودشان گرم است و از اینکه خانه سینما از بیمه تامین اجتماعی آنها حمایت میکند خرسند هستند، اما تعداد زیادی از این اعضا هم از اینکه اخبار صنفی به آنها منعکس نمیشود دلخور هستند. بههرحال مدیریت شاخههای مختلف سینما در سالیان گذشته میان چند نفر چرخیده است که یکی از آنها محمدمهدی عسگرپور بوده و هست. سینماگران به او اعتماد دارند هرچند برخی از آنها بر این باورند که عسگرپور بیشتر دوست دارد با تیمی که میشناسد کار کند. عسگرپور این روزها مشغول کارگردانی سریال گلهای گرمسیری است و فرصت چندانی برای رسیدگی به امورات دیگر ندارد هرچند برای مدیری چون عسگرپور که سالها برای سینما برنامهریزی کرده است اداره خانه سینما که کارهایش به صورت روتین در حال انجام است کاردشواری نیست. خانه سینما دوازدهمین جشن سینما را پیش رو دارد که علی معلم دبیری آن را عهدهدار است.
منتقدان به خودشان هم رحم نمیکنند
هفته گذشته اولین جشن منتقدان سینمای ایران در تالار وحدت برگزارشد و منتقدان به فیلمها، فیلمسازان و منتقدان برتر 30 سال اخیر جوایزی دادند. اکثر فیلمسازان از منتقدان دلخوشی ندارند و معمولا آنها را تحویل نمیگیرند و تا مجالی پیدا کنند میگویند که بیشتر منتقدان سواد سینمایی ندارند و سلیقهای و مغرضانه فیلمها را نقد میکنند.
شکاف بین فیلمسازان و منتقدان زمانی بیشتر شد که در چند سال اخیر مردم از فیلمهایی که منتقدان آنها را نپسندیدهاند استقبال کردهاند و همین موضوع امتیاز بزرگی به فیلمسازان داده است و باعث شده که کارگردانان در جواب منتقدان بگویند ما فیلم را برای مردم میسازیم نه برای منتقدان که اصلا فضای ذهنی مردم را نمیشناسند و خود را تافته جدا بافته از مردم میدانند. اما منتقدان بر این باور هستند که نباید از پای بنشینند و باید به رسالت آگاهی دادن به عموم مردم ادامه دهند و به مردم بیاموزند که آنها حق انتخاب دارند و لازم نیست به تماشای هر فیلمی که اکران میشود، بروند.
این جنگ سرد بین فیلمسازان و منتقدان حساسیت جشن منتقدان را بیشترکرد و خیلی از فیلمسازان میخواستند بدانند که فیلمهای برگزیده منتقدان در 30 سال گذشته چه فیلمهایی بوده است. البته این بخش از جشن به خوبی و خوشی تمام شد اما آنچه به آسیاب سینماگران آب ریخت و کار حرفهای منتقدان را زیر سوال برد انتقاد برخی از اعضای انجمن منتقدان به برگزیدگان جشن بود که از میان همه اینها انتقاد روبرت صافاریان که خودش از برگزیدگان جشن بود از همه جالبتر بود و بحثهای زیادی را به وجود آورد.
صافاریان سالهاست در زمینه نقد فیلم فعال است. صافاریان منتقدی بیحاشیه است که بیشتر به کارش فکر میکند و همین سکوت آگاهانه او درباره بسیاری از حوادث متفرقه سینما باعث شده که سخن او اعتبار پیدا کند.
صافاریان در نقد خود بر اولین جشن منتقدان سینما با ذکر این نکته که من هم یکی از ده منتقد برگزیده جشن بودم و یک تندیس، یک و نیم سکه بهار آزادی و لوح تقدیر و کتاب جایزه گرفتم. بنابراین قاعدتا نباید گلهای داشته باشم. گله کردن در این موقعیت هم یک جور نمکنشناسی میتواند تلقی شود و هم به زیر سوال بردن عنوانی که به من داده شده است. اما به گمانم اگر عنوان منتقد برگزیده اندک معنایی داشته باشد، حتما جزء مهمی از آن صراحت و راستگویی است و کنار گذاشتن ملاحظات و تعارفات، به خصوص که مساله بر سر ارائه تصویری از تاریخ
سی ساله سینمای ایران بعد از انقلاب باشد که به نام منتقدان ثبت خواهد شد.
او در ادامه نامه خود از عدم تجلیل از برخی کارگردانان پس از انقلاب انتقاد کرده است.
خلاصه نامه صافاریان و انتقادات رضا درمیشیان (سازنده فیلم مستند جادوگر) به نحوه اهدای جوایز باعث شد خستگی تا ابد بر تن متولیان جشن بماند و این امتیاز را به سینماگران بدهد که وقتی منتقدان خودشان یکدیگر را نفی میکنند چگونه میتوان انتظار داشت با بقیه بدنه سینما مهربان باشند.
شکایت سینماگران به دیوان عدالت اداری
هفته گذشته یک اتفاق جالب افتاد که سینماگران را به وجد آورد. برای اولین بار در چندین سال گذشته یکی از اعضای قوه قضاییه از سینماگران حمایت کرد. آیتالله علی رازینی، رئیس دیوان عدالت اداری گفت که وزارت ارشاد باید به فیلمهایی که به دلایلی در محاق توقیف هستند و یا عرضه و نمایش آنها بلاتکلیف مانده است خسارت پرداخت کند.
اکنون سینماگران که تاکنون به این قضیه فکر نکرده بودند که میتوانند به قوه قضاییه شکایت ببرند که فیلم ما سالهاست در نوبت اکران مانده است به رئیس عدالت اداری نامه نوشته و خواستار دریافت غرامت مالی و معنوی شدهاند.
از سینماگرانی که این نامه را امضا کردهاند میتوان به شهرام اسدی، همایون اسعدیان، مهناز افضلی، محسن امیریوسفی، بهرام بیضایی، فرهاد توحیدی، کامبوزیا پرتوی، جعفر پناهی، کیومرث پوراحمد، ابوالحسن داوودی، علیرضا داوودنژاد، اصغر فرهادی نیکی کریمی، مسعود کیمیایی، سامان مقدم، فرزاد موتمن، تهمینه میلانی، محمدعلی نجفی، حمید نعمتالله و... اشاره کرد.
سینماگرانی که این نامه را امضا کردهاند بیشتر به سینماگران مستقل تعلق دارند که در بخش خصوصی و با بودجه اندک فیلم میسازند اما همین فیلمها اکران نمیشوند و این عدم اکران باعث ورشکستگی سینماگران مستقل شده باعث میشود آنها نتوانند فیلم بعدی خود را تولید کنند.
حال باید منتظر ماند و دید دیوان عدالت اداری چه پاسخی به سینماگران شاکی میدهد البته این گروه از فیلمسازان باید برای شکایت خود مستنداتی به دیوان عدالت اداری ارائه دهند و ثابت کنند که تاکنون از قبل اکران نشدن فیلمهایشان چه آسیبهایی متحمل شدهاند.
سارا بختیاری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم