شتر، گاو، پلنگ

ماندن یا رفتن؟ وسوسه این است‌

آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند/ آیا بود که گوشه چشمی به ما کنند؟/ دردم نهفته به ز طبیبان مدعی/ باشد که از خزانه غیبم دوا کنند/... خب، کافه کاغذی رفته شیراز و حسرت در جوار حافظ بودن را برای ما گذاشته است. ولی عیبی ندارد. هر چه از دوست رسد نیکوست. حال و احوال شترگاوپلنگ‌های تنهای دیار ما چه‌طور است؟
کد خبر: ۱۸۷۴۰۶
من خوبم. یعنی معمولی‌ام. مثل همیشه. نه ابری ابری نه آفتابی آفتابی. چیزی میان این دو. امیدوارم شما هم درست همان جوری باشید که دلتان می‌خواهد.

این دفعه هم این ستون متعلق به یک نامه است. نامه از طرف م.ز از اراک. این خواهر خوب من نوشته که 25 ساله شده و از طرف خانواده مدام بهش فشار می‌آورند که ازدواج کنه. اتفاقا خواستگاران زیادی هم داشته ولی اون همه را به دلایل مختلف رد کرده. ولی یکی از این خواستگارها خیلی سمجه و 2 سالی می‌شه که دست از سرش برنمی‌داره. جوری که خانواده‌اش راضی شدند او به این خواستگار سمج جواب مثبت بدهد، ولی مساله این جاست که اون خواستگار از نظر فرهنگی و خانوادگی خیلی با او متفاوت است. خانواده او در یکی از روستاهای اطراف اراک زندگی می‌کنند و خود او هم از نظر فرهنگی خیلی با او فرق می‌کند. به خاطر همین او نمی‌داند واقعا چه کار باید انجام دهد؟ خوبم، من این تردید تو را خیلی خوب درک می‌کنم. تو تقصیری نداری.  انتخاب  دشوار است. چون اختلاف فرهنگی و خانوادگی خیلی مساله مهمی است. مساله‌ای که اگرچه ممکن است در ابتدای راه خود را نشان ندهد، ولی بعد از گذشت مدتی حتما مشکل ساز خواهد شد. این چیزهایی که نوشته‌ای خیلی خوب وضعیت تو را برای من روشن نمی‌کند، ولی به نظر من بهتر است با صبر و حوصله در مورد این مساله فکر کنی. اصرار خانواده برای ازدواج‌کردن دلیل قانع‌کننده‌ای نیست که تو تن به یک ازدواج ناخواسته بدهی یا خدای نکرده از سرناچاری ازدواج کنی. بهتر است فکرهایت راخوب خوب بکنی وگرنه زمانی پشیمان می‌شوی که پشیمانی دیگر هیچ سودی ندارد. به هرحال بهتر است همه جوانب را خوب بسنجی و بعد تصمیم بگیری. اگر چه نوشته‌ای که خواستگارت با همه شرایط تو موافقت کرده است، ولی این به تنهایی کافی نیست. شاید او تصور درستی از آنچه تو خواسته‌ای نداشته باشد.

شاید فکر می‌کند، این چیزهایی که تو می‌خواهی رفته‌رفته در روند زندگی کمرنگ می‌شوند یا شاید فکر می‌کند، فقط فکر می‌کند که می‌تواند با این شرایط تو کنار بیاید. در هر صورت قبول دارم که موقعیت سختی است و امیدوارم از این امتحان سربلند بیرون بیایی. مرا بی‌خبر نگذار. موفق باشی. خب ما هم کم‌کم کوله‌بارمان را می‌بندیم و از این ستون تنگ می‌زنیم بیرون که دیگر مجالی نمانده است. پس تا هفته بعد سبز باشید و شادمانه زندگی کنید. تا بعد درود و بدرود.
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها