جایی برای دوست داشتن‌

من مونا هستم و 18 سال سن دارم و می‌خواهم جواب نامه دوست عزیزم پریا را که نامه‌اش را در سه‌شنبه 4 تیر 87 در صفحه دخترانه پسرانه چاپ کردید بدهم. شاید 5 سال کوچک‌تر از پریا باشم ولی به هر حال در زندگی 18 ساله‌ام تجربه‌هایی دارم که امیدوارم بتواند کمکی به دوستم پریا بکند.
کد خبر: ۱۸۷۴۰۵

پریا جان، دوست خوبم از این که هنوز امیدواری و تصمیم گرفتی مشکلت را با مشاوره حل کنی تو را تحسین می‌کنم و امیدوارم مشکلت را با کمک خداوند و تلاش خودت و راهنمایی دوستان هر چه زودتر حل کنی. دوست خوبم این را همیشه به یاد داشته باش که تنها کسی که می‌توان در همه مراحل زندگی به کمک او امیدوار بود خداوند مهربان است پس همیشه به او توکل کن. سپس به اراده و نفس خودت اعتقاد داشته باش تا موفق بشوی.
دوست خوبم پیشنهاد‌های من زمانی می‌تواند به تو کمک کند که تو به انتخاب علی به عنوان همسرت اعتقاد کامل داشته باشی و مطمئن باشی او می‌تواند همه معیارهای یک همسر نمونه را داشته باشد. اگر تو خوشبختی‌ات را در زندگی با علی می‌بینی پس باید تلاش کنی و این را همیشه مدنظر داشته باش که در آرامش و صلح مشکلت را برطرف کنی. بهتر از این است که به قانون متوسل بشوی، پس به نظر من بهتر است قبل از این که مشکلت را به روش قانون و با اعمال زور بر خانواده حل کنی با همه اعضای خانواده صحبت کنی چون هنوز دیر نشده است و تو هم هنوز جوان هستی و وقت برای ازدواج هست و در مورد کسی که به او علاقه‌مندی باید بگویم که نگران نباش زیرا او اگر واقعا تو را دوست داشته باشد و خوشبختی تو را بخواهد منتظر تو می‌ماند و علاوه بر آن تو گفته‌ای که با خواهر علی صحبت کرده‌ای پس می‌توانی از طریق او به علی اطلاع بدهی که با ازدواج با او موافقی و او را دوست داری. البته این که تو پنهانی و دور از چشم خانواده با او ارتباط نداری این نشان‌دهنده نجابت تو و صداقتت نسبت به خانواده است. تو گفته‌ای پدر و مادرت راضی هستند و این جای امیدواری دارد. پس فقط باید برادرهایت را راضی کنی. به نظر من بهتر است اول با همسران برادرانت صحبت کنی چون آنها تسلط زیادی بر برادرهایت دارند. پس خیلی صادقانه با هر کدام از آنها صحبت کن و به آنها بگو خوشبختی تو در ازدواج با علی است و با احترام و آرامش آنها را قانع کن و آنها را با خود همراه کن تا آنها به تو کمک کنند و سعی کنند برادرهایت را راضی کنند بعد از آن با برادرهایت صحبت کن البته اول با برادرت صحبت کن که می‌دانی از بقیه منطقی‌تر است.
درست است تو یک بار این کار را کرده‌ای و نتیجه‌ای نگرفته‌ای ولی دوباره امتحان کن و برای خوشبختی‌ات بجنگ. با آنها صحبت کن و از آنها دلیلی منطقی و قانع‌کننده برای مخالفتشان بخواه. امیدوارم مشکلت این گونه حل شود،اما اگر حل نشد بهتر است کسی را پیدا کنی که روی برادر ها و زن برادرانت نفوذ کلا‌م داشته باشد  و بتواند آنها را قانع کند. به هر حال باید تلا‌ش کنی ، برای خوشبختی خودت  عاقلا‌نه و عالمانه  مقاومت کنی و ضمن اینکه خیلی عجول نباشی و کمی صبر و گذر زمان بسیاری از مشکلا‌ت را حل می کند ضمن اینکه البته تو قبل از هر کاری می‌توانی با یک مشاور تخصصی که به اموری این چنین آگاهی دارد مشورت کنی و یک مشاور خانواده کمک زیادی هم از نظر روحی و هم برای حل مشکلت می‌تواند به تو بکند. امیدوارم توانسته باشم راه‌حل‌های مفیدی ارائه بدهم یا نقش کوچکی در حل مشکلت داشته باشم. پریا جان با توکل بر خداوند همه مشکلات حل می‌شود.

در ضمن سعی کن درست را ادامه بدهی. مهم این است که تو تحصیلات عالی داشته باشی. کدام دانشگاه؟ آنقدر‌ها مهم نیست. پس با اجازه پدر و مادر می‌توانی کار کنی و خودت خرج تحصیلت را فراهم کنی. موفق و موید باشی.

پریا در شماره 4 تیرماه مطلبی نوشته بود با عنوان «می‌خواهم زندگی کنم» پریا ماجرایش را البته خیلی جدی گرفته بود! او گفته بود که در خانواده‌ای پرجمعیت زندگی می‌کند و و این که برادرهایش خیلی او را به حال خودش نمی‌گذارند. «متاسفانه گاهی اوقات این خانم‌های برادرهایم هستند که به جای او برای من تصمیم می‌گیرند» دانشگاه آزاد قبول شده و اما استطاعت مالی‌اش را نداشته. 2 سال پیش پسر همسایه‌شان که فوق‌لیسانس عمران می‌خواند و تازه سربازی‌اش را هم تمام کرده بود و سرکار می‌رفت به خواستگاری‌اش آمد. پریا و او سال‌ها بود که همدیگر را می‌شناختند و همیشه ته قلبشان نسبت به هم احساساتی را داشتند. ولی خانم‌های برادرهای آنقدر بد او و خانواده‌اش را گفتند که آخر سر باعث شدند خانواده پریا جواب رد بدهد.

«درد اینجاست که پدر و مادرم هم هر دو به این ازدواج راضی هستند چون هم خود علی و هم خانواده‌اش را به خوبی می‌شناسند ولی راستش را بخواهید هیچ فایده‌ای ندارد. چون پدرم به خاطر برادرهایم حرفی نمی‌زند. هر چقدر هم که من و مادرم اصرار می‌کنیم می‌گوید اختیاردار تو آنها هستند.»

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها