
امروز
یک
اصل
بزرگ
در
هر
یک
از
تیمهای
مطرح
فوتبال
دنیا
دوندگی،
جنگندگی
و
فن
پرسینگ
و
بهتر
بگوییم
فشار
وارد
کردن
به
رقبا
به
قصد
گرفتن
فضای
حیاتی
از
آنهاست
و
با
این
هدف
صورت
میپذیرد
که
رقیب
قوه
تفکر
و
طراحی
ولو
غریزی
بازیاش
را
نداشته
باشد
و
همه
چیز
با
شتاب
مفرط
آمیخته
شود
و
در
گرماگرم
آن
حریف
خسته
و
بیاثر
شود.
بنابراین
بیهوده
نیست
که
تیمهایی
مثل
هلند
و
پرتغال
با
وجود
تمامی
شایستگی
فنیشان
وقتی
به
لحاظ
فوق
کم
میآورند.
در
یورو
2008
به
رقبایی
میبازند
که
شاید
توان
بالقوه
و
کارایی
فنیشان
کمتر
از
آنها
باشد.
در
فوتبال
روز
دنیا
که
نمونه
آشکار
و
تازه
آن
در
رقابتهای
اخیر
جام
ملتهای
قاره
سبز
رویت
شد،
همانطور
که
قبلا
گفتیم
دوندگی
هر
چه
بیشتر
نقش
مهمی
را
در
تنظیم
و
اجرای
بازی
تیمها
ایفا
کرد.
اگر
تا
چند
سال
پیش
6کیلومتر
دویدن
در
طول
یک
مسابقه
هم
یک
حسن
بزرگ
و
نشانگر
تحول
و
کوشش
چشمگیر
در
یک
بازی
و
آماری
خوب
برای
نفرات
تیمها
بود؛
اما
اینک
مواردی
را
میبینیم
که
بازیکنی
خاص
12
کیلومتر
میدود
و
حتی
وقتی
مثلا
در
دقیقه
80
تعویض
میشود
نه
به
دلیل
خستگی
بلکه
به
نیت
عوض
کردن
تاکتیک
و
نوع
بازی
تیم
از
طریق
رویکرد
به
قابلیتهای
فرد
جدید
است.
با یاری رایانه
برای
برآورد
دقیق
میزان
دوندگی
بازیکنان
فوتبال
در
جریان
یک
مسابقه،
مدتی
است
که
به
فناوریهای
رایانهی
رجوع
میشود.
در
این
خصوص
مشخصهها
و
اطلاعات
مسابقه
و
بازیکنان
تیمها
به
رایانه
داده
میشود
و
سپس
بازی
نیز
به
این
دستگاه
منتقل
میشودو
رایانه
براساس
آنچه
در
داخل
میدان
روی
میدهد
و
تقسیم
توپ
بین
نفرات
و
نوع
دواندن
آن
در
داخل
میدان
و
دقایق
و
ثانیههایی
که
توپ
در
اختیار
افراد
است
و
مهمتر
از
آن
میزان
دویدن
افراد
و
مقداری
از
زمین
که
با
دویدنشان
پوشش
میدهند،
به
میزان
کوشش
و
پرکاری
یا
کمکاری
اشخاص
پی
میبرد.
این
فناوری
به
لطف
تواناییهای
فوق
معمول
رایانهها
به
شکلی
است
که
میتواند
بسرعت
و
همزمان
با
جریان
داشتن
مسابقه
آمار
مربوط
به
هر
بازیکنی
را
ارائه
کند
و
اینچنین
است
که
ما
در
لحظه
خارج
شدن
هر
بازیکن
نیز
میتوانیم
دریابیم
او
چقدر
دویده
است
و
چه
میزان
را
پوشش
داده
است.
حسن
این
کار
امکان
برآورد
بهتر
و
بیشتر
و
دقیقتر
اتفاقاتی
است
که
در
هر
مسابقه
و
در
ارتباط
با
هر
بازی
روی
داده
است.
دو قماش
در
پیکارهای
اخیر
جام
ملتهای
اروپا
2نوع
بازیکن
شاخص
در
ارتباط
با
روند
و
پروسه
فوق
به
چشم
خوردند.
یکی
افرادی
که
به
لحاظ
وظیفه
محوله
محکوم
به
دویدن
و
فداکاری
و
جنگندگی
از
لحظه
شروع
تا
پایان
بودند
و
برای
این
گونه
بازیگران
حتی
آمار
خیرهکنندهای
مانند
9/12
کیلومتر
دویدن
در
یک
مسابقه
در
عرض
90
دقیقه
هم
رویت
شد
و
مارکوس
سنا،
هافبک
وسط
دفاعی
اسپانیا،
ماسیمو
آمبروزینی
از
ایتالیا
و
همچنین
پتیت
از
پرتغال،
رولفس
از
آلمان
و
سماک
از
روسیه
مثالهایی
در
این
زمینهاند.
قماش
دوم
بازیگرانی
بودند
که
قدری
کمتر
میدویدند
و
معمولا
از
10
کیلومتر
فراتر
نمیرفتند.
آنها
آگاهانه
و
به
انتخاب
خودشان
کندتر
بودند،
اما
به
لحاظ
قوه
مدیریت
و
هنر
اداره
میدان،
همه
چیز
را
در
کنترل
خود
داشتند.
2
آلمانی
نامدار
مثل
فرینگز
و
بالاک،
ژاوی
از
اسپانیا
و
التین
تاپ
از
ترکیه
نمادهای
این
مساله
بودند.
بازیکنی
مثل
آندری
آرشاوین
از
روسیه
هم
که
در
هر
بازی
8
تا
10
کیلومتر
میدوید
عنصر
اصلی
شکلگیری
بازی
تیمش
و
مردی
بود
که
دوندگی
را
به
بهترین
شکل
با
هوش
آمیخته
بود.
فوتبال
اروپا
در
این
مورد
به
حدود
و
ثغور
تازهای
رسیده
است
و
قیاس
نقش
بهترین
هافبکهای
دفاعی
این
قاره
با
هافبکهای
آزاد
در
این
مسابقات
اطلاعات
ذیقیمتی
را
در
اینباره
به
دست
داد.
در
تیم
فرانسه
کلود
ماکلهله
مشهور
بدون
این
که
بشدت
و
پیش
از
حد
بدود،
همه
چیز
را
کنترل
میکرد،
ولی
گنارو
گاتوزو
در
تیم
ایتالیا
همان
کار
را
با
دوندگی
بیشتر
صورت
میداد
و
کمتر
کسی
میتوانست
نقش
این
دو
را
بسیار
مهم
نینگارد.
مساله
فوق
به
ما
میگوید
معنا
و
وظایف
هر
هافبک
وسط
و
حتی
هافبکهای
کناری
براساس
سیستمهای
بازی
یک
تیم
ترسیم
و
تعریف
میشود
و
این
مربی
است
که
میگوید
یک
بازیکن
چقدر
و
به
کدام
سو
بدود
و
چه
زمانی
شتاب
بگیرد
و
کی
آرام
شود.
نمادهای برتر
با
این
اوصاف
ژاوی
و
فرینگز
به
عنوان
نمادهای
حرفهایگری
و
کنار
آمدن
با
وظایف
هافبکهای
مدرن
فوتبال
اروپا
در
سال
2008
به
چشم
میخورند.
یکیشان
متوقفکننده
بازی
حریفان
و
شروعکننده
اولین
حرکت
به
نفع
تیمش
پس
از
تصاحب
توپ
است
(فرینگز)
و
دومی
کسی
است
که
توپ
را
با
همت
دیگران
صاحب
میشود
و
تصمیم
میگیرد
با
کدام
نوع
پاس،
یارانش
را
تغذیه
و
راهاندازی
کند
(ژاوی)
هیچیک
وقتی
برای
هدر
دادن
ندارند
و
باید
در
کوتاهترین
زمان
و
گاه
حتی
در
یک
صدم
ثانیه
برای
ترسیم
حرکت
بعدی
تیم
خود
تصمیم
بگیرند
و
واقعا
نیز
در
این
کارها
استادند.
دیر
زمانی
تصور
میشد
زیاد
دویدن
مضر
است
و
باید
حساب
شده
دوید
و
هرچند
اینک
ویژگیهای
فوتبال
مدرن
چارهای
جز
فراوان
دویدن
باقی
نمیگذارد،
اما
تجربه
2
بازیکنی
که
نامشان
آمد،
نشانگر
این
حقیقت
بود
که
نباید
فقط
یک
دونده
بود
و
باید
فن
بسط
بازی
را
در
زمان
دویدن
و
تلاش
دانست.
ژاوی
که
به
عنوان
بهترین
بازیکن
یورو
2008
شناخته
شد
و
فرینگز
که
آلمان
بدون
او
ناقص
بود،
کسانی
هستند
که
فرآیند
فوق
را
معنا
و
فوتبال
را
زیباتر
و
به
یک
هنر
واقعی
توام
با
سختکوشی
بدل
میکنند.
مترجم: وصال روحانی / منبع: Uefa
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
عضو دفتر حفظ و نشر آثار رهبر انقلاب در گفتگو با جام جم آنلاین مطرح کرد
بهتاش فریبا در گفتوگو با «جامجم آنلاین»:
رئیس جمعیت هلالاحمر در گفتوگو با «جامجم» تشریح کرد