مصاحبه با محمود مختاری، تهیه‌کننده پیشکسوت رادیو

نیاز هنرمند توجه به هنر اوست

محمود مختاری از تهیه‌کننده‌های قدیمی و بازنشسته رادیواست. وی در حال حاضر در رادیو گفتگو و رادیو ایران برنامه‌های مختلفی را روی آنتن دارد. مختاری همچنین «طراحی برنامه‌های رادیویی» را برای علاقه‌مندان این رشته در دانشکده صداوسیما تدریس می‌کند. محمود مختاری در چهار دوره جشنواره‌های رادیو عنوان بهترین تهیه‌کننده را کسب کرده و در حال حاضر برنامه کوچه باغ‌های موسیقی به سردبیری و تهیه‌کنندگی او در رادیو ایران روی آنتن می‌رود.
کد خبر: ۱۸۶۶۹۰

  چند وقت است که شاهد تغییراتی در زمینه آثار هنری در زمینه موسیقی و ترانه‌سرایی در صداوسیما بخصوص رادیو هستیم این تغییرات از نظر شما که مسوولیت سردبیری و تهیه‌ برنامه در کوچه باغ‌های موسیقی را در شب‌های جمعه به عهده دارید چیست؟

والله تغییراتی حاصل نشده مگر این‌که هر چند وقت یک‌بار وقتی همکاران بنده در پخش قطعات موسیقی نه چندان مناسب افراط می‌کنن بخشنامه‌ای میاد و جلوی افراط اون‌ها رو میگره تا اونایی که بنده یادم میاد سالی یک‌دوبار هم از این هشدارها داده می‌شه اما همون‌طور که عرض شد تغییراتی که شنونده‌ها را متوجه کنه نبوده.

در مورد تولید آثار موسیقایی   آیا آثار تولید شده در داخل صداوسیما کفاف رسانه‌ای مثل رادیو که حجم بالایی از موسیقی را برای سرپا نگه‌داشتن نیاز داره می‌دهد؟

مسلمه که نه، شما اگه شنونده «رادیو،‌ باشید حتما متوجه شدید که اکثر قطعات موسیقی غربیه و همین نوع از موسیقیه که ایجاد حساسیت کرده و می‌کنه والا قطعات موسیقی سنتی و اصیل خودمون که ایراد نداره الان بیشترین تلاش اداره موسیقی ساختن سرودهای مناسبتی‌ست که اشعارش قبلا تهیه می‌شه و آهنگساز روی اون ملودی می‌سازه که متاسفانه این هم در انحصار چند نفره به اعتقاد بنده واحد موسیقی اگه بخواد موسیقی مورد نیاز این تعداد شبکه را تامین کنه بدون اغراق باید حداقل 10 الی 20 ارکستر با بی‌نهایت آهنگساز داشته باشه در صورتی که هرگز بیش از 2 ارکستر در سازمان نبوده خب چطور این دو ارکستر با چند آهنگساز می‌تونه برای 8 شبکه رادیویی و 10 شبکه تلویزیونی موسیقی فراهم کنه.

اگر صدا و سیما که نیازش به موسیقی ثابت شده بیاد و موسیقی خوب را معرفی کنه. اساتید را جذب کنه  آثار با ارزشی را پخش کنه خوب طبیعی که مردم هم کم‌کم موسیقی اصیل و شریف و سالم را از موسیقی کم‌ارزش و به قول بعضی‌ها مبتذل تشخیص می‌دهند.

این محدودیت آیا ذائقه جامعه را به سمت و سوی خاصه هدایت می‌کند؟

بله اگر ما به مخاطبمون موسیقی خوب ارائه نکنیم و از رسانه‌ای با این اعتبار که نام جمهوری اسلامی را به دنبال داره موسیقی کم ارزشی پخش کنیم شنونده‌های ما و بخصوص جوانان که با موسیقی اصیل ایرانی کمتر آشنا هستند فکر می‌کنند موسیقی خوب یعنی همین چیزهایی که از رادیو پخش می‌شودو او نو به عنوان یک ارزش موسیقیایی می‌پذیرد.

یعنی اون چیزی که امروز به عنوان سلیقه جوانان از رادیو پخش می‌شه همون چیزی نیست که جوانان به اون نیاز دارند.

ببینید اگه منظور شما از جوانان همون طبقه‌ای است که موسیقی شاد و تند و غیراستاندارد و گاهی مهیج و مخرب استفاده می‌کنه مطمئن باشید اونها هرگز حتی برای یک دقیقه هم از رادیو استفاده نمی‌کنن. همه شون در داخل اتومبیل خود چندCD  دارند و با همون خوش هستند، نمونه‌‌هاشون را هم حتما تو خیابون‌ها دیده‌اید.

اما آیا اینها اکثریت جوانان ما را تشکیل می‌‌دهند؟

اگر این طور است پس این یک میلیون دانشجویی که هر سال وارد دانشگاه می‌شوند از کجا می‌آیند؟ خب حالا که قبول داریم قشر دانشجو و دانشگاهی ما همه با سواد، خوش‌ذوق و فهمیده هستند چرا نباید به عنوان یک رسانه ملی موسیقی با ارزش و سالم بهشون بدیم.

پس به نظر شما موسیقی برای رادیو ابزاری ضروری است اما باید در ارائه آن دقت شود؟

 همین‌طوره من کسی را نمی‌شناسم که منکر تاثیر مثبت موسیقی بر روح و جسم انسان و حتی رشد نباتات باشه  اما کدام موسیقی، همون موسیقی سالم که عرض کردم شما حتما فیلم سینمایی حضرت رسول (ص)‌ رو دیده‌اید بارها و بارها هم از تلویزیون خودمان پخش شده. موسیقی‌ای که در روی این فیلم قرار گرفته به قدری مناسب، باشکوه و روحانی است که هر بیننده‌ای رو ولو از مسوولان هم باشه به تحسین وامی‌داره و به تحسین هم واداشته. بنابراین منکر تاثیر موسیقی بر زندگی و روح و روان انسان که نمی‌شه شد. البته این مثالی که زدم قطره‌ای از دریای تاثیرگذار موسیقی بر لحظه لحظه زندگی انسانه، اما اونچه مسوولان و بخصوص روحانیت محترم را از ابتدا به مخالفت با این هنر واداشته اثرات مخرب نوعی از موسیقی است که ما به اون می‌گیم مطربی. به این گونه از موسیقی که ابتدا هم از نرم‌های خانگی اشراف آغاز و سپس در سطح جامعه اشاعه یافت و نوع دیگرش که به موسیقی لس‌آنجلسی معروف شده و هم‌اکنون زیاد شنیده می‌شود. یقینا در اخلاق و رفتار انسان تاثیر منفی داره و مخالفت علما نیز از همین جهت است اگرچه آن هم برای مناسبت‌های شادی نظیر جشن‌های خانگی و عروسی ضروری است، اما جایش در رادیو نیست.

شما پیش‌تر گفتید صداوسیما با این حجم از کار نیاز به تعداد زیادی ارکستر و بی‌نهایت آهنگساز و نوازنده و خواننده داره. برای جذب این افراد چه کار باید کرد؟

ببینید صداوسیما انصافا در برقراری اداره‌ای که مسوولیت تامین موسیقی را داره کوتاهی نکرده  همه چیز هم فراهمه  استودیوهای خوب، دستگاه‌های مجهز سیستم‌های مدرن، نوازندگان توانا که البته این مورد آخر شاید بر اثر کم‌توجهی تا حدودی سست شده باشند، اما قادر به کار هستند فقط یک چیز نادیده گرفته شد که اون هم مدیریت علمی موسیقی است   البته این صحبت مربوط به امروز و دیروز نیست  سال‌هاست که به این هنر بی‌مهری شده و مقوله‌ای به این مهمی و تخصصی را گاهی به دست کسانی سپرده‌اند که نه این که هیچ گونه شناختی از موسیقی ندارند بلکه اکثرا از روی اکراه و بی‌میلی بر این مسند نشسته‌اند و شاید به همین دلیل باشه که همواره به تمرین اکتفا شده و خیلی دنبال چهره‌های موفق نرفته‌اند.

شما چه راهی را پیشنهاد می‌کنید؟

به اعتقاد بنده هنرمند واقعی هرگز برای عرضه کارش حاضر نمی‌شه پشت در رئیس بایسته  من که نه دیده‌ام و نه شنیده‌ام  هنرمند رو باید رفت دنبالش به وجودش افتخار کرد و حتی تحت شرایطی منتش را کشید تا بیاد و همکاری کنه اگر ما منظورم صداوسیما است به این درجه از آگاهی رسیدیم و روحیه حساس و زودرنج هنرمند را شناختیم اون وقت شرایط همکاری خود به خود فراهم می‌شه والا نان خوردن برای افرادی که به درجه عالی هنر رسیدند فکر نمی‌کنم در هیچ کجای دنیا کار مشکلی باشه. شما هرچند وقت یک بار می‌شنوید که فلان شخص مثلا 3 یا 4 شب در فلان سالن کنسرت داره من به شما عرض می‌کنم در همان 3 یا 4 شب خرج یک سالش درمی‌یاد. بگذریم که اکثرا هم تدریس می‌کنن یا سرگرم تهیه نوار و ‌‌CD هستند. بنابراین نیاز مالی ندارند. نیاز اون‌ها توجه مسوولان به هنرشان است.

 همون چیزی که عرض کردم  کمتر بهش توجه شده در صورتی که این تعداد  شبکه رادیویی و تلویزیونی با این حجم از موسیقی که شب و روز می‌شنویم توجهی بیش از این را می‌طلبد.

اجازه بفرمایید یک نکته کوتاه هم در مورد نوازندگان این رسانه عرض کنم چرا که پیش‌تر گفته بودم این نوازندگان در عین توانایی تا حدودی سست و یا دلسرد شده‌اند  بله دلسرد شده‌اند و این طبیعیه  بذارید مثالی بزنم، شما اگر یک گلدان را با غنچه‌های گلسرخ برای مدتی آب ندهید و یا کم آب دهید و یا همیشه در سایه نگه دارید و خلاصه بهش توجه نکنید، خوب طبیعیه که این گلدان و این غنچه‌ها رشد کافی نمی‌کنن و قبل از باز شدن و ثمر بخشیدن خشک می‌شن.

وضع نوازندگان فعلی ما دقیقا این‌چنینه. شاید مردم عادی ندانند که یک نوازنده چه زحمتی کشیده تا تونسته در ارکستر بزرگی نظیر صداوسیما یا ارکستر ملی و سمفونیک تهران که زیرنظر وزارت ارشاده پذیرفته بشه، اما ما که در مقام مسوول نشسته‌ایم حتما باید بدانیم. من قبلا هم در جای دیگر گفته‌ام برای پزشک شدن کافیه یکسال شب و رزو پلی کپی حفظ کنی مطمئنا در کنکور قبول خواهی شد، اما شما هیچ نوازنده غیرنخبه‌ای را ندیده‌اید که کمتر از 20 سال ساز زده باشد و بتواند از اجرای صحیح یک کار برآید یعنی حداقل 20 سال زحمت لازمه تا یک نفر نوازنده بشه، خوب شما بیایید وضع این نوزاندگان را ببینید  رسمی که نیستند هیچ‌گونه بیمه‌ای که ندارند  کمترین حقوق را می‌گیرند  احترامی هم در بین دولتمردان ندارند نتیجه این همه کم‌لطفی  بله دلسردی می‌شه کم‌کاری همون چیزی که درباره غنچه‌ها مثال زدم.

آزاده خواجه‌نصیری‌

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها