در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
با توجه به این که شما یکی از موسسان انجمن هنرهای تجسمی ایران بودهاید، شاید بهتر بتوانید وضعیت کنونی هنرهای تجسمی را در کشور بیان کنید.
خوشبختانه همه هنرمندان شرکتکننده در هفتمین دوسالانه نقاشی کشور اذعان کردند که جشنواره با شکوه برگزار شده و بویژه به دلیل اشتیاق بالای جوانان و درخشش آنها، این نظر که جشنواره قوت بالایی داشته بخوبی مشهود بوده است.
اکنون در ایران، استعدادهای هنری بخصوص در بخش هنرهای تجسمی از میان نسل جوان به وفور یافت میشود؛ یعنی این که به طور بالقوه وضعیت هنرهای تجسمی در شرایط خوبی به سر میبرد و افق آینده آن بیشک روشن است. با این حال نمیتوان از مشکلاتی چون کمبود بودجه و امکانات در این حوزه چشمپوشی کرد. من معتقدم اگر میخواهیم در هنرهای تجسمی شکوفایی و رشد مداوم داشته باشیم باید به نحوی مشکل بودجه رفع شود.
جدای از مشکلات مالی، هنرهای تجسمی از چه مشکلات و نواقصی رنج میبرد که باید برای اصلاح آن اقدام کرد؟
شاید مشکل اصلی که اتفاقا به بحث بودجه ارتباط نزدیکی دارد، مدیریت نامناسب باشد. ضمن این که باید بپذیریم متاسفانه هنر ما متولی به معنای جدی که مثلا برای 10 سال آینده سیاستگذاری و برنامهریزی دقیق و منسجم داشته باشد، ندارد؛ همچنین تعویض مدیران کمتجربهتر با مدیران باتجربه و موفق از دیگر مشکلات ماست، در حالی که در کشورهای پیشرفته برای نظام دادن به مسابقهها و المپیادهای علمی و هنری، مدیریت منظم و به سامانی وجود داردکه هدفگیریها و چشماندازها کاملا مشخص است و به همین علت بر خلاف ما در آنجا، افراد بیدلیل عوض نمیشوند.
در هر صورت به عقیده بنده درخشش جوانان در هنرهای تجسمی و نیز توجه جهانی به هنر ایرانی که به طور خاص در حراجیهای هنری همچون حراجی کریستی نمود پیدا میکند، این را به ما میگوید که نباید چندان ناامید بود.
اشارهای داشتید به بحث فروش آثار هنری. براستی چرا بر خلاف خارج از کشور در داخل آن طور که باید و شاید آثار هنری مثل تابلوهای نقاشی یا خط به فروش نمیرسند؟
متاسفانه واقعیت همین است، یعنی ما با این که در خارج با استقبال بسیار خوب خریداران و علاقهمندان به هنر روبهرو میشویم، اما در کشور خودمان در عمل می بینیم که فروشی به آن صورت نیست.
جدای از مقوله فرهنگسازی، بخشی از چرایی ماجرا به این باز میگردد که برخی مسوولان و حتی نمایندگان مجلس تصورشان این است که اساسا خرید آثار هنری توسط دولت نوعی رانت به هنرمند محسوب میشود؛ در حالی که همین آثاری که گاهی حتی با زیر قیمت واقعی خریداری میشوند در بازارهای خارجی چندین برابر به فروش میرسند و این خودش برای دولت سودمند است و نیز ارزآوری برای کشور دارد.
الان وضعیت ناگواری به وجود آمده که در ایران تنها بین 5 تا 10 درصد آثار هنری خلق شده توسط هنرمندان کشورمان به فروش میرسند و 90 تا 95 درصد آنها در انبارهای منازل خاک میخورند و این برای کشوری چون ما که سرشار از استعداد است اصلا مناسب نیست و واقعا حیف است که کارهای خوب و حرفهای جوانان ما روی دست هنرمندی که طبعا دوست دارد پس از 2 دوره بیینال کارهایش را بخرند بماند و خریداری برای آنها نباشد.
یک راهکار جدی برای حل چنین معضلی این است که مدیران بیایند با بودجهای معادل 150 هزار دلار، در کیش یا دبی مراکز فروش آثار هنری ایجاد کنند که این کار همان طور که عرض کردم در صورت تحقق قطعا برای دولت به صرفه است.
با توجه به این مساله در حال حاضر سطح آموزش هنر را در مراکز دانشگاهی کشور چه طور ارزیابی میکنید؟!
البته باید به این نکته توجه داشته باشید که سطح آموزش تا حدود زیادی با سطح سلیقه استادان هنر ارتباط دارد، به نحوی که بافت سلیقه آنها حتی هر دانشکده را متفاوت با دانشکده دیگری میکند؛ به عنوان مثال سطح کیفی آموزش در دانشگاه هنر با دانشگاه الزهرا متفاوت است و این دو با مثلا دانشگاه شاهد فرق دارند.
اما آیا این مساله ایراد است یا نه به نظر من یک ایراد بزرگ است، چرا که اصول آموزشی باید در همه مراکز هماهنگ باشند، ولی از آنجا که معلم و استاد هنر بیشتر نقش هدایتگر و مشاوره دهنده را به دانشجویان دارد، طبعا تفاوت در روشها و ایدهها معقول است و مشکلی ایجاد نمیکند.
با توجه به این که با تدبیر رهبر معظم انقلاب، امسال به عنوان سال نوآوری و شکوفایی نامگذاری شده است، میخواستم بدانم به نظر شما یک هنرمند نوآور باید دارای چه ویژگیهایی باشد تا بتواند به مرز شکوفایی برسد؟!
با عنایت به این که اساسا ذات هنر توام با نوآوری است به 3نکته اشاره میکنم. نخست اینکه هنرمند به لحاظ ادراک نباید خود را محدود به حس کند، بلکه باید به نگاه بیرونی و درونی باور داشته باشد و این را هم بداند که هنر بیشتر قطب درونزاد است و از این رو باید قطب نوآوری هم باشد.
دوم آن که هنرمند - بویژه در هنرهای تجسمی- برای موفقیت در خلق اثر هنری، حس و عاطفه را با هم بیامیزد و سپس از آنها عبور کند و به مرحله تخیل و تعقل برسد تا پس از آن کار تولیدی او واجد معنا شود.
و نکته آخر، درست است که جوهره اصلی در فرآیند نوآوری، قوه تخیل است اما باید توجه داشت که اگر تخیل هنری اشراف عقل را بر خود پذیرفت، قطعا ماحصلش اثر خوبی میشود؛ اثری ارزشمند که چون توام با خرد است، معنا هم خواهد یافت.
در هر صورت آنچه که مهم است اینکه در تقلید صرف چه در هنر و چه در دیگر حوزهها هیچ نتیجه و حاصلی شکل نمیگیرد مگر اینکه از تخیل به قصد نوآوری بهرهگرفته شود. به همین علت است که میگویند نقش استاد صرفا هدایت هنرمند است نه اینکه او را تقلید کننده بار بیاورد.
گاهی اتفاق میافتد که به اسم نوآوری و خلاقیت، آنچه تحقق مییابد به نوعی تکرار و موازی کاری است. به نظر شما برای پرهیز از دچار شدن به این معضل چه باید کرد؟
ببینید آنچه مهم و ارزشمند است ترویج فرهنگ خلاقیت و نوآوری است که برای این منظور بیشک جسارت حرف اول را میزند. باید ما کاری کنیم که باور نوآور شدن شکل بگیرد و مهم شود. به تعبیر حضرت امام (ره) اگر ما به شعار «ما میتوانیم» اعتقاد و باور عمیق داشته باشیم خود به خود خیلی از این مسائل حل میشود.
مرحوم دکتر شریعتی در اینخصوص حرف خوبی دارند. او میگوید فرق علم با هنر این است که علوم به دنبال آن چیزی است که وجود دارد و تو باید آن را به دست آوری؛ اما هنر به دنبال آن چیزی است که باید باشد، ولی الان نیست.
سیدمحمدمهدی موسوی/ خبرنگار جامجم - قم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: