در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
مجموعه نمایش «سهدرچهار» کوشیده است برخلاف آثار پرزرق و برق مشابه و نمایاندن خانوادههایی از طبقات بالادست و یا منازل و اثانیه پرشکوه و مجلل (هرچند ناسازگار با منطق عقلانی و دراماتیکی داستان) دیدی رئالیستی به مضامین وسایل پیرامونی خود، داشته باشد.
گزینش دو خانواده که از نظر طبقه اقتصادی ضعیفاند و کندوکاو جزییتر. خوشی و یا ناخوشیهای آنها را باید در همین راستا جستجو کرد. این نظر را از نگاهی دیگر، میتوان اینگونه مورد توجه قرار داد که تفاوت داستان با مستند در میزان آمیختگیشان با تخیل و واقعیت است که متفاوت میگردند. در داستان، با وجود آن که جنبه خیالی آن پررنگتر جلوه میکند، اما داستانهایی که میکوشند رنگ و فضای مستندتری به خود دهند، همچنان مشتاقان و طالبان بسیاری را دارند.
با تماشای قسمتهایی که تاکنون از مجموعه «سه در چهار» پخش شد، دریافتیم که با موضوع، مضمون، شخصیت، تیپ و همچنین رفتار و فضاسازیهایی روبهروییم که واقعنمایی و مستندگرایی در آن مشهود است. در این میان، ارزیابی عمیقتر آن از این موضع که اثر در این رویکرد، از چه میزان عمق، اثرگذاری و ابعاد کاربردی بهرهمند بوده، نیازمند دیدن قسمتهای بیشتری است.
صحنه و سکانسهایی که تاکنون پیش روی ما قرار گرفته، نشان میدهد که اثر از نظر موضوعی، اشتغال و تحصیل در دانشگاه را محور قرار داده است و وقایع دیگر، نظیر سرقت ماشین رحمان، فروش سیدیهای غیرمجاز توسط مرتضی و پدرش و دستگیریشان در این ارتباط و درگیری سیروس و همسرش و در نهایت اجاره دادن مغازه آرایشگری، بر مبنای همان موضوعات است که شکل میگیرند.
هر اثر فرهنگی و هنری، حاوی یک موضوع و پیام اصلی یا موضوع و پیامهای فرعی است. در این چارچوب و با در نظر گرفتن تعداد اندکی که از این مجموعه پخش شده، برای این که موضوع اصلی را اشتغال و مخارج ادامه تحصیل در دانشگاه بدانیم، هنوز باید در انتظار ماند. آنچه ما را در این زمینه با تردید مواجه میکند، طرح تاسیس و فعالیت شرکت خدماتی با همراهی و مشارکت دو خانواده رحمان و سیروس است؛ واقعهای که ممکن است آبستن حوادث و رخدادهای بزرگتری شده، بتدریج مجموعه را از سوژههای نخستیناش دور کند یا آنها را کمرنگتر جلوه دهد.
وقوع چنین سکانسی، با وجود آن که بر مدت انتظارمان برای وضوح موضوع خواهد افزود، اما حجت دیگری بر درستی این است که مجموعه «سه در چهار» در هر وضعیت و موقعیتی، سوژه و درونمایه اصلیاش مستند بوده، از واقعیتهای فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی جامعهمان الهام خواهد گرفت و در این راستا عاملی که بر گیرایی و اثرگذاریاش خواهد افزود دید و سطح پردازش آن از نظر محتوایی و هنری است.
آفرینشهای فرهنگی و هنری را نمیتوان تصادف قلمداد کرد. این گونه آثار، ثمره ذهن خلاقه و حسابگر انسانی است که تلاش دارد از رهگذر معانی صریح و ضمنیای که در مضامین ساختههایش میگنجاند، دریافت و پیامهای مورد نظرش را آن گونه که خود درک کرده به دیگران بنمایاند.
غنای چنین معانیای آن هنگام امکانپذیر خواهد بود که متن پرداخت محتوایی و شکلدهی به پیامهایش را براساس یکی از نظرات علمی یا دیدگاههای روشن و کاربردی دینی و علمی در حوزههای گوناگون مربوط به موضوع انجام دهد.
با پیش رو قرار دادن چنین شیوهای، نظام معنایی شفافی برای اثر فراهم شده، این مجال را هم فراهم خواهد کرد تا قوت و کاستیهای مربوط به پدیدههای مختلف جامعه به گونه عمیق و مشخصتری، مورد کنکاش قرار گیرند.
شاید برای برخی انتظار نمایش نظام معنایی غنی و کاربردی و به تعبیری دیگر ایدئولوژیای که برای رفع معضلات و مشکلات اجتماعی جامعهمان به گونهای کمک کرده یا فرهنگسازی کند از این مجموعه (که مایههایی از طنز هم دارد) ایدهآلیستی تلقی شود، لیکن از این نکته هم نباید غافل ماند که «سه در چهار» با درونمایههایی که تاکنون از خود بروز داده، در صورتی خواهد توانست مانایی و اثرگذاریاش را حفظ کند و تعمیق بخشد که در زمینههای مفهومی، صورتی روشن و آگاهیبخشتر داشته باشد.
آنچه میتواند مجموعه «سه در چهار» را از میان انبوه تولیدات همگون و شبیه هم متفاوتتر گرداند، تاکیدهایی است که از خود به نمایش میگذارد. این تاکیدها، تاکنون در پردازش هنری اثر، جذابیت و فروغ چشمگیری نداشته است. اضافه بر آن که مجموعه، کارگردانی معمولی و کلیشهای دارد، در زمینه شخصیتپردازی یا خلق تیپها نیز ویژگی برجستهای از خود نمینمایاند. بازی شخصیت یا تیپهای اصلی مانند رحمان، سیروس یا مرتضی نیز تکرار همان بازیهای پیشین نقشآفرینان آنهاست. این تکرار به نحوی در ارتباط با فضا و موقعیتهای طنز مجموعه (نظیر آثار رضا عطاران که اینک به عنوان مشاور کارگردان با این اثر همکاری دارد) قابل تعمیم است.
با این تحلیل، عرصهای که برای مجموعه، جهت تداوم جذابیت و تاثیرگذاریاش باقی خواهد ماند، همان جنبههای معنایی و مفهومی آن است. «سه در چهار» به هر اندازه که بتواند احساس، اندیشه و آرمانهای طبقات فرودست جامعه را از یک سو و از طرف دیگر، گرفتاری و محدودیتهای آنها را به گونهای جزیی و عینیتری منعکس کند، به همان میزان با توفیق همراه خواهد بود و به هر میزان که بکوشد مضامین را در چارچوب دیدگاه و فرضیههای علمی، بومی و راهگشایی ارائه کند بر درخشندگی خود خواهد افزود.
محمدرضا کریمی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: