گفتگو با یک زن محکوم به حبس‌

من فقط طلاق می‌خواستم‌

راضیه زنی است که به جرم معاونت در حمل مواد مخدر به 5‌‌‌سال حبس تعزیری، 30 ضربه شلاق و 3 میلیون تومان جزای نقدی محکوم شده است. او که باید سال‌های جوانی‌اش را پشت میله‌های زندان بگذراند، خودش را بی‌گناه می‌داند و می‌گوید قربانی یک توطئه شده است. گفتگو با این متهم را بخوانید.
کد خبر: ۱۸۴۳۳۸

از اول ماجرا شروع کنیم. چطور شد که وارد چنین ماجرایی شدی؟

من اصلا به مواد مخدر کاری نداشتم. اصلا سراغ این جور برنامه‌ها نمی‌رفتم. ماجرا از وقتی شروع شد که تصمیم گرفتم از شوهرم طلاق بگیرم. امیر مرد بداخلاقی بود و مرا خیلی اذیت می‌کرد. طاقتم تمام شده بود و دیگر نمی‌توانستم با او زندگی کنم. به همین خاطر به فکر طلاق افتادم.

طلاق چه ربطی به مواد مخدر دارد؟

وقتی تصمیمی را که گرفته بودم با دوستانم در میان گذاشتم از طریق واسطه با یک وکیل دادگستری آشنا شدم و نزد او رفتم. داستان زندگی‌ام را برای آن وکیل تعریف کردم و او پس از شنیدن ماجرا گفت چون طبق قانون حق طلاق با مرد است من نمی‌توانم کاری از پیش ببرم. او سپس یک پیشنهاد مطرح کرد که به نظرم خیلی غیراخلاقی بود. آن وکیل که البته بعدها معلوم شد وکیل قلابی است به من گفت برای این که بتوانم طلاق بگیرم، باید شوهرم را به زندان بیندازم.

مگر شوهرت مجرم بود؟

امیر راننده کامیون بود و همیشه به سفر می‌رفت. هرچند مرا خیلی اذیت می‌کرد، اما سرش به کار گرم بود. او هیچ عمل خلافی انجام نمی‌داد، اما وکیل قلابی گفت باید مقداری مواد مخدر را در کامیون شوهرم جاسازی و سپس او را به پلیس معرفی کنیم.

واکنش تو در برابر این پیشنهاد چه بود؟

آن مرد برای این کار 5 میلیون تومان پول می‌خواست و طوری صحبت می‌کرد که انگار متهم‌کردن دیگران برایش مثل آب خوردن است، ولی من اصلا از این پیشنهاد خوشم نیامد، چون عملی غیراخلاقی بود. به همین خاطر هم مخالفت کردم و بلافاصله از دفتر وکالت بیرون آمدم.

ولی ماجرا به همین جا ختم نشد و تو همچنان با وکیل قلابی در تماس بودی؟

من دیگر کاری با او نداشتم. خود وی یک روز با من تماس گرفت و مشخصات شوهرم و نشانی منزلمان را پرسید از آنجا که تا ‌آن زمان نمی‌دانستم با یک کلاهبردار طرف هستم چون فکر می‌کرم وکلا انسان‌های معتبر و قابل اعتمادی هستند هر چه پرسید، جواب دادم. بعد هم سوال کرد امیر کی به خانه باز می‌گردد. آن زمان شوهرم در سفر بود من هم برایش توضیح دادم که امیر به شیراز رفته و از آنجا راهی اصفهان می‌شود و سپس به خانه باز‌می‌گردد.

اصلا کنجکاو نشدی که این سوالات را به چه دلیل می‌پرسد؟

گفتم که به خاطر اعتبار حرفه آن مرد به وی اعتمادکردم تا این که چند شب بعد از ماجرا سر در‌آوردم. شوهرم تازه از سفر برگشته بود. ساعت 9‌‌شب بود که زنگ در به صدا در آمد. امیر پایین رفت اما دیگر برنگشت نگران شدم و به کوچه رفتم و فهمیدم امیر را دستگیر کرده‌اند. در کامیونش 18 گرم مواد مخدر کشف شده بود.

تو اصلا از این ماجرا خبر نداشتی؟

به هیچ‌وجه. این نقشه همان وکیل قلابی بود. او من را به روز سیاه نشاند.

تو که با پیشنهاد وکیل قلابی مخالفت کردی و گفته بودی حاضر نیستی پولی به وی بپردازی پس چرا او چنین کاری کرد. از متهم کردن شوهر تو چه سودی عایدش می‌شد؟

40 دقیقه بعد از این که شوهرم را بردند با من تماس گرفت و گفت کارش را انجام داده و حالا باید 5 میلیون تومان را به وی بدهم. در واقع او امیدوار بود با قرار دادن من در برابر کار انجام شده به پول برسد. وقتی هم که دوباره تاکید کردم حاضر نیستم پولی بپردازم مرا تهدید کرد و گفت با نفوذی که دارد می‌تواند مرا متهم به حمل مواد مخدر بکند.

برای شوهرت بعد از دستگیری چه اتفاقی افتاد و چطور شد که تو متهم شدی؟

امیر در بازجویی‌ها از وجود مواد مخدر در کامیونش اظهار بی‌اطلاعی کرد و گفت برایش پاپوش درست کرده‌اند.
انکارهای امیر باعث شد قانون مرا احضار کند. در بازجویی‌ها من هم گفته‌های شوهرم را تایید کردم البته اول حقیقت ماجرا را لو ندادم. فقط گفتم شوهرم اهل مواد مخدر نیست وقتی بازجویی‌ها از من ادامه پیدا کرد اصل واقعه را توضیح دادم و این‌طور شد که خودم را بازداشت کردند.

چه اتفاقی برای وکیل قلابی افتاد؟

با اعترافات من او را هم دستگیر کردند و تازه آن موقع مشخص شد او وکیل نیست و حتی اسمش هم دروغ گفته بود. آن مرد حاضر نشد اعتراف کند که من در جریان کارهای او نبوده‌ام.

چه مقدار مواد مخدر و از چه نوعی در کامیون شوهرت پیدا شد. و اتهام تو و وکیل قلابی چه بود؟

18 گرم کراک. وکیل قلابی به جرم حمل و نگهداری کراک و گذاشتن آن در ماشین امیر به قصد متهم کردن او به 10 سال، حبس 60 ضربه شلاق و پرداخت 5 میلیون تومان جزای نقدی محکوم شد و من هم به خاطر معاونت در جرم به 5 سال حبس، 30‌‌ضربه شلاق و 3 میلیون تومان جزای نقدی محکوم شدم.

فکر می‌کنی در این ماجرا چه اشتباهی مرتکب شدی؟

اولا نباید موضوع اختلافات زناشویی را با غریبه‌ها در میان می‌گذاشتم تا آنها هم مرا به اشتباه راهنمایی و پیش وکیل قلابی بفرستند. ضمن این ‌که باید پیش از آن که به آن وکیل دروغین اعتماد کنم درباره‌اش تحقیق می‌کردم.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها