در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
این اهمیت آنقدر زیاد است که اولین سوال خبرنگاری از همدان که در نشست مطبوعاتی دبیر جشنواره شرکت کرده بود این بود که آیا جشنواره در همدان میماند اگر چنین باشد مسوولان فرهنگی شهر با انگیزه بیشتری زیر ساختها را آماده میکنند. البته دبیر جشنواره هم با گشادهرویی در پاسخ به این سوال گفت تا زمانیکه همدانیها ما را بپذیرند و شرایط برگزاری جشنواره را مهیا کنند جشنواره کودک در همدان خواهد ماند.
البته ناگفته نماند که تا چند سال پیش اصفهانیها هم همین نظر را داشتند و کلی خوشحال بودند که جشنواره کودک در شهر آنها برگزار میشود. اصفهانیها به مرور این امتیاز را هم گرفتند که جشنواره فیلمهای کودک به جشنواره اصفهان معروف شد اما با گذشت زمان و بخصوص از زمانیکه اصفهان به عنوان پایتخت کشورهای اسلامی معرفی شد و تعداد جشنوارههایی که تمایل داشتند در اصفهان برگزار شوند زیاد شد اما اصفهانیها جشنواره فیلمهای کودکان را مورد بیمهری قرار دادند و کاری کردند که مدیران جشنواره پیشنهاد همدانیها را به جان خریدند و از سال گذشته این جشنواره بینالمللی به همدان منتقل شد البته این برای فیلمسازان و خبرنگاران که پای ثابت جشنواره هستند بد نیست چون واقعا ابر شهر فرهنگی اصفهان دیگر برای آنها چیز دیدنی نداشت.
آنها در طول سالیان همه مکانهای عیان و مخفی شهر زیبای اصفهان را دیده بودند و سفر به این شهر برایشان حکم سر زدن به خانه پدری را داشت. بههرروی همدان دومین دوره برگزاری جشنواره فیلمهای کودک و نوجوانان را تجربه میکند هرچند همه کارشناسان سینمایی معتقدند که دوره طلایی فیلمهای کودکان و جشنواره فیلمهای کودکان به پایان رسیده است اما زیاد هم نباید ناامید بود. شاید مسوولان سینمایی عزم را جزم کردند و در یک حرکت ضربتی که البته خودشان به این حرکت میگویند ملی دوباره حمایت از این سینما را شروع کردند و دوباره فیلمسازان کودک با انگیزه به سراغ موضوعات کودکانه آمدند و سینمای کودک به دوره طلایی خود برگشت و همدانیها هم توانستند در این افتخارآفرینی شریک شوند.
آقای استاد، جوانان مستعد را دریاب
«در دنیا آدمهایی هستند که مثلا وقتی در خیابان راه میروند یا درکافهها دنبال ستاره میگردند، مثلا گوششان صدایی را میشنود، میفهمند این صدا خوب است. صاحب آن صدا را پیدا میکنند و به او رسیدگی میکنند و از دل همان صدا یک خواننده جهانی در میآورند.... این آدمها تشخیص میدهند که استعداد این آدم در چند جلسه کار تکمیل و تبدیل به یک هنرمند بزرگ میشود.»
اینها گفتههای یکی از بازیگران سینما و تلویزیون است که دریک گفتگوی پرحاشیه گفته است در سال گذشته حدود 600 بازیگر به سینما و تلویزیون معرفی کرده است. این بازیگر گفته است که استعداد عجیب و غریبی در شناسایی استعدادهای بازیگری دارد و میتواند از روی صدا تشخیص دهد که فرد مورد نظر میتواند هنرمند شود یا نه! البته ایشان اذعان فرمودهاند که خوشگلی اصلا ربطی به بازیگری ندارد و یک فرد زیبا حتما نمیتواند بازیگر خوبی هم باشد.
البته همه این گفتهها قبول. اما یکی نیست از این آقا بپرسد اگر در سال گذشته 600 بازیگر به سینما و تلویزیون معرفی شدهاند پس چرا ما در اکثر سریالهای تلویزیونی و فیلمهای سینمایی فقط بازیگران محدودی را میبینیم و کارگردانان از اینکه سینما و تلویزیون به شدت از کمبود بازیگر رنج میبرد گلهمند هستند و تهیهکنندگان از اینکه بازیگران فیلم یا سریال آنها همزمان در چند اثر مشغول کار هستند کلافه شدهاند و نمیدانند با حجم زیاد تله فیلمهایی که تولید میشود و بازیگران کاربلد و اندک چه کنند.
البته درخصوص این 600 بازیگر میتوان به حضور فعال و پررنگ شخصیتهای حاشیهای در آثار تلویزیونی اشاره کرد که در چند سال اخیر و با ورود نیروهای جدید فیلمنامهنویس توجه به آنها بیشتر شده است و بازیگرانی که اجرای نقشهای حاشیهای و سهوچهار و پنج را به عهده میگیرند دیگر بازیگرانی که تا پیش از این به هنرور معروف بودند، نیستند بلکه جوانانی هستند که عاشق جانسوخته بازیگری هستند و حاضرند برای ورود به دنیای بازیگری هر نوع نقشی را تجربه کنند.اگر با نگاه آماری به این تعداد علاقمند که حتما استعدادهایی نیز دارند توجه کنیم باید تعداد آنها به عدد 600 نزدیک باشد.
محبوبیت یا شهرت
شب بخیرمردم. اصلا نمیخواهیم بگوییم این سخن کیست و کدام مجری در کدام برنامه شبانه از این جمله استفاده کرده است. فقط میخواهیم قدری در مورد این جمله فکر کنید. به نظر شما واقعا درست است که مجری یک برنامه نسبتا پربیننده رو به مخاطبان خود بنشیند و بگوید شببخیر مردم. به نظر شما اینگونه احوالپرسی نگاه از بالا نیست؟ رادیوییها برای خودشان تعاریف ویژهای دارند. آنها به زبان معیار بسیار مقید هستند. این روش آنها همیشه مورد توجه خاصوعام بوده و هست. ایکاش مجریان تلویزیون هم به این زبان معیار مقید میشدند تا شاید مجری برنامه زنده که میخواهد هر لحظه برنامهاش را با یک نوآوری دگرگون کند یاد میگرفت که نباید رو به میلیونها مخاطب بنشیند و کدخدامنشانه آنها را مردم خطاب کند. یکی نیست به این آقای مجری بگوید به جای این ادا و اصولهای من درآوردی برو و کمی برنامههای باسابقه شبکههای مختلف تلویزیون جهان را ببین تا متوجه شوی که چگونه باید از امکان آنتنی که در اختیارت گذاشته شده است هم به نفع خود و هم به نفع جامعه استفاده کنی. لری کینگ سالهاست برنامه زنده اجرا میکند و بین مردم محبوبیت بسیاری دارد اما او در زمان اجرای برنامههایش مثل خود مردم است و از موضع بالا با آنها روبهرو نمیشود. صمیمانه با آنها احوالپرسی میکند و یک راست میرود سراغ موضوع و مهمان برنامه و اصلا تلاش نمیکند با حاشیهسازی در اطراف خود به شهرتش بیفزاید یا همین اپرا وینفری که یکی از پرنفوذترین مجریان تلویزیون است هیچوقت مخاطبان خود را مردم خطاب نمیکند چون میداند این کار باعث میشود بین او و مخاطبان فاصله ایجاد شود. با نگاهی به عملکرد مجریان باسابقه تلویزیون خودمان هم میتوانیم به این نتیجه برسیم برای آنهایی که به ماندگاری فکر میکنند، محبوبیت از شهرت ارزشمندتر است.
کوچه به کوچه، شهربهشهر به دنبال ناامنی
برنامه چراغ خاموش هم دارد به یکی از برنامههای پر سروصدا تبدیل میشود که هدفش فقط آگاهی دادن به عموم مردم است و اصلا دنبال جنجالسازی و برهمزدن نظم افکار عمومی نیست. یک مخاطب فهمیده و یک شهروند با وجدان هم اصلا به نوشتههای سایتهای معاند که تلاش میکنند اثرات مفید این برنامه را برعکس جلوه دهند توجه نمیکنند. این مطلب را از این باب گفتیم که برنامه هفته گذشته چراغ خاموش سروصدای زیادی ایجاد کرد درست مثل چند هفته پیش که این برنامه با رفتن به سراغ مزاحمان خیابانی و کسانی که از طریق درج آگهی در روزنامهها افکار پلید خود را پی میگرفتند اطلاعات خوبی به مخاطبان داد و به پدر و مادرها یادآوری کرد که بیشتر مراقب فرزندان خود باشند اما این برنامه از نگاه آن طرفیها بهگونهای دیگر تعبیر شد و گروهی که همیشه منفی میبینند، گفتند تلویزیون دارد به کسانی که زمینه دارند آموزش غیرمستقیم میدهد.کسی نیست به آنها که همیشه خدا از آن طرف بام میافتند بگوید خانمها، آقایان وقتی تلویزیون سکوت میکند و از لایههای پنهان چیزی نمیگوید متهم به ممیزی میشود و زمانیکه با دوربینهای خود اتفاقات پنهانی و خطرناک را تصویری میکند متهم به افشاگری میشود. واقعا یک رسانه همگانی باید با میلیونها نظر و عقیده چه کند؟ از چراغخاموش دور نشویم.
هفته گذشته دوربین مخفی این برنامه به سراغ کسانی رفت که حریم خصوصی افراد را نشانه گرفتهاند و آن را تخریب میکنند. دوربین چراغ خاموش به سراغ کسانی رفت که با اجاره یک مکان و بدون داشتن مجوز به عنوان فیلمبردار و عکاس به مجالس عروسی میروند و ماجرا از همین جا شروع میشود و بعد از مدتی فیلمها و عکسهای این مجالس از طریق بلوتوث در دسترس همگان قرار میگیرد. چراغخاموش به مردم این هشدار را داد که خود آنها بیشتر از هر کس دیگر یا نهاد امنیتی میتوانند مراقب خودشان باشند تا کسی نتواند به حریم خصوصی آنها خدشهای وارد کند. اما با همه اینها چراغ خاموش به مسوولان هم این نکته را گوشزد کرد که چگونه در یک کشور امکان فعالیت این همه شغل بدون مجوز وجود دارد؟
در برنامه چراغخاموش هفته گذشته جوانی را دیدیم که سیدیهای تصویری را توزیع میکرد که از حریم خصوصی افراد تهیه شده بود. خودش میگفت که تاکنون 3 بار دستگیر شده اما بعد از آزادی دوباره این کار را شروع کرده است چون برایش سود خوبی دارد. در مواجه با این اظهارنظرها میتوان به این نکته رسید که شاید اهرمهای بازدارنده که از طرف نیروی انتظامی در برخورد با ایمنی افراد صورت میگیرد چندان کارآمد نیست که یک جوان بعد از آزادی از زندان دوباره به سراغ همان کسب و کار زشت و غیر قانونی خود میرود.
چراغخاموش با هدف آگاهی رسانی، مخاطب را هوشیار میکند که باید بشدت مراقب خودش باشد. چراغخاموش با دوربین خود در کوچهها و خیابانها به دنبال ناامنی است که به سادگی میتواند گریبان آدمها را بگیرد. دوربین مخفی این برنامه به مخاطب نشان میدهد که مروجان ناامنی چندان هم دور از دسترس نیستند. آنها بیپروا با مشتریان خود مواجه میشوند و به اولین کسی که از آنها فیلمهای غیرقانونی بخواهد جواب مثبت میدهند و اصلا به این فکر نمیکنند که امکان دارد این فرد یک پلیس یا یک برنامه ساز تلویزیونی باشد.
چراغخاموش هر ماه به سراغ یک معضل اجتماعی که به جامعه و افراد آن آسیب میزند میرود و روش کار آنها را افشا میکند و به مردم و مسوولان یادآور میشود که خطر بیخ گوشمان است و هر لحظه زنگ میزند و اصلا لازم نیست کسی پیدا شود و زنگ خطر را به صدا درآورد.
سارا بختیاری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: