مجیدی پس از دریافت لوح تقدیر و عروسکهای دانا و آنا که نمادهای جشنواره امسال هستند، ضمن ابراز خشنودی از این که در جشنواره همدان حضور دارد، گفت: اصالت من از طرف مادر به همدان میرسد و خاطرات کودکی من از روستاهای این شهر همیشه در ذهنم باقی است و خیلی دوست دارم روزی در این شهر فیلم بسازم.
جمعه شب ورزشگاه قدس همدان سرشار از نور، رنگ، موسیقی و شادی بود. هرکس که آتشبازی و شادی را که گروه فیتیله با خود به این ورزشگاه آورده بود میدید حتما به این نکته ایمان میآورد که شادی چقدر خوب است. چقدر خوب است دنیا همیشه پر از مردمانی باشد که میخندند و با مهربانی در کنار یکدیگر مینشینند.
استاندار همدان و مدیر اداره فرهنگ و ارشاد همدان در شب افتتاحیه سنگ تمام گذاشتند، گویی آنها تصمیم گرفته بودند با افتتاح جشنواره فیلمهای کودکان، یک شب بهیادماندنی برای مردم شهر خود رقم بزنند و در این راه همه به آنها یاری رسانده بودند؛ البته گروه فیتیله و عمو قناد در این راه بیشتر از دیگران با آنها همراهی کرده بودند.
قبل از شروع مراسم، بالن قرمز و بزرگی بر فراز ورزشگاه به پرواز درآمد. قرار بود عمو قناد و گروه فیتیله هنگام اجرای مراسم با این بالن روی سن فرود بیایند و برنامه خود را آغاز کنند؛ اما معلوم نیست تاریکی هوا یا ترس از بلندی یا ناامن بودن پرواز با بالن گروه فیتیله را از این سفر کوتاه هوایی منصرف کرد و آنها به طور معمولی از پشت صحنه روی سن آمدند و مثل بمب شادی منفجر شدند و جماعت زیادی را که در ورزشگاه حضور داشتند، به یک شب شاد مهمان کردند.
علی نصیریان چند سال پیش در بیست و دومین دوره جشنواره فیلم فجر از رضا ناجی تقدیر کرد و او را یک پدیده در زمینه بازیگری دانست. جمعه شب هم استاد علی نصیریان روی سن آمد تا لوح تقدیر مهدی فقیه را به او اهدا کند. مهدی فقیه که ظاهرا از نصیریان سالخوردهتر به نظر میآید، از وی به عنوان استاد یاد کرد و گفت: زمانی که ما تازه کار بازیگری و تئاتر را شروع کرده بودیم، استاد عزتالله انتظامی و آقای نصیریان به شیراز میآمدند و به ما آموزش میدادند. همان آموزشها باعث شد تا من راهم را درست انتخاب کنم.
رضا ناجی همراه همسرش مهمان جشنواره است. او با همان تیپی که به جشنواره برلین رفته بود، به همدان آمده است (البته بدون کراوات که خیلی هم بهش میآید) اکنون نام او مساوی با نام برنده خرس بلورین جشنواره برلین است که یکی از معتبرترین جوایزی است که یک بازیگر میتواند در آرشیو خود داشته باشد و به آن افتخار کند.
ناجی در شب افتتاحیه همراه مجیدی روی سن آمد و مجیدی بار دیگر در توصیف ناجی، همان جملهای را گفت که در جشنواره برلین گفته بود؛ ناجی مثل معدنی است که هرچه عمیقتر میشود، سنگهای قیمتیتری در آن پیدا میشود.
ناجی اما خودش سخنان جالبی درباره خرس بلورین دارد. وقتی از او میپرسم خرس بلورین را کجا گذاشتهاید، میگوید در بوفه خانه از آن نگهداری میکنم. این خرس برای من خیلی اهمیت دارد، چون جایزه بزرگی است که نهتنها به من؛ بلکه به سینمای ایران تعلق دارد.
ناجی در ذهنش این سوال را با خود تکرار میکند که چرا هنرمندان مقیم پایتخت و مدیران ارشد سینمایی که در تهران هستند، از کنار جایزه مهم برلین که به ناجی و فیلم آواز گنجشکها رسید، بیتفاوت عبور کردند. او میگوید: وفتی با آقای مجیدی به فرودگاه امام(ره) رسیدیم، فکر میکردم از ما استقبال خوبی میشود؛ اما باور کنید بجز خانوادههایمان، کسی دیگر به استقبال نیامده بود؛ گویی در کشور ما رسم است فقط از ورزشکاران استقبال شود.
ناجی میگوید اما وقتی به تبریز رفتم، همشهریهایم خیلی خوب از من استقبال کردند، حتی مقابلم گوسفند قربانی کردند. البته قرار بود اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی هم مراسم بزرگداشتی برایم ترتیب دهد که تاکنون خبری نشده است.
ناجی از نوع برخورد مدیران با اهالی فرهنگ و هنر مکدر است. وقتی از او میپرسم آیا بعد از برگشت از برلین از شما حمایت مالی و معنوی هم شد یا نه؟ میگوید: مردم خیلی لطف دارند و از لحاظ معنوی ما را حمایت میکنند؛ اما واقعیت این است که مدیران توجه چندانی به ما نمیکنند. بازیگری لذت زندگی است؛ ولی در کنار این لذت، زندگی خرج دارد که باید آن را من تامین کنم. من دوست دارم که شأن جایزه برلین را برای خودم حفظ کنم؛ اما اگر ناچار شوم، مجبورم بازی در کارهای نهچندان مهم را هم بپذیرم.
ناجی در پاسخ به این پرسش که آیا عروسکهای دانا و آنا را هم در کنار خرس نقرهای در بوفه میگذارید، میگوید: خیر، عروسکها را به دختران میدهم تا با آنها بازی کنند.
مهمانان خارجی جشنواره و داوران بخشهای مختلف جشنواره روز دوشنبه به همدان میآیند. مردم همدان از جشنواره استقبال خوبی کردهاند و دیروز در تمام سئانسها، سینماها مملو از مردمی بود که به دیدن فیلمهای جشنواره آمده بودند.
طاهره آشیانی