انجام وظیفه پیش درآمد مسوول بودن

احساس مسوولیت تنها در برابر خدا همه مفاهیم مسوولیت را در برمی گیرد اما فرد چگونه باید در مسیر احساس مسوولیت راستین (حتی به طور نسبی) در برابر خداوند قرار گیرد.
کد خبر: ۱۸۲۸۴
اگر انسان در باور به اصالت خداگونگی خویش و حاکم بودن قوانین عقلی و اخلاقی نشات گرفته از فطرت ، بتواند اعتقادی راسخ داشته باشد، قطعا برای تحقق بخشی به خویشتن دست به تلاش خواهد زد. همانگونه که بارها شاهد بوده ایم در خانواده هایی که از نظر فرهنگ و تعلیم و تربیت شاید در پایین ترین سطح اجتماع قرار داشته اند، نخبگانی درخشیده اند. از آنجا که انسان راحت طلب و تا حدودی سهل انگار است ، انجام وظیفه در مجموع به صورت امری اجباری و حتی شاق برای او جلوه می کند؛ اما با اندکی تفکر، خودنگری و تامل در خویشتن درمی یابیم که همین انجام وظیفه است که بتدریج می تواند افقهای وسیع تر و متعالی تر را پیش روی ما قرار دهد. مبارزه با مشکلات درونی و بیرونی است که قادر است ما را به این هدف نزدیک کند. مشکلات درون به مفهوم هجوم وسوسه ها برای راحت و بی دردسر زیستن ، از کار و وظیفه فاصله داشتن و خور و خواب و لذات مادی را بدون زحمت آرزو کردن ، کافی است انسان را از خویشتن خویش به معنای کامل بیگانه کند و از هدف اصلی دور سازد. و در مشکلات بیرونی نیز که دایما پیش روی انسان قرار دارد و گاهی انسان را عاصی می کند، باز هم این عقل و منطق اوست که به او نهیب می زند و او را متوجه مواهب خداوندی می کند و مشکل را در مقایسه با نعمتها کوچک می یابد. از ویژگی های انسان مسوول ، مشخص بودن شخصیت فردی و اجتماعی اوست که از نظر برخی شاید چندان مطلوب نیز نباشد؛ چون شخصیتی مجزا بوده و با معیارهای عام چندان سنخیت ندارد. انسان مسوول ، در خانواده خود مفهوم مسوولیت در برابر خدا و خلق را عملا آموزش می دهد. به شریک زندگی خود احترام می گذارد و انتظار دارد او هم او را محترم شمارد. سنتها و باورهای دیرشکن را با قدرت اندیشه و تعقل خویش ارزیابی می کند و به هر کدام در حد لازم و عقلایی بها می دهد. نابرابری غیرعادلانه زن و مرد را که حقیقت اصیل آن در چهره مفاهیمی درک نشده و وارونه شده ، قرنهاست زن را قربانی جهل و ظلم مرد کرده ، زیر پا می گذارد و با همان دیده که خداوند می خواهد، به زن می نگرد. انسان مسوول در چهره زن به حقوق الهی خویش کاملا آگاه است و با محترم شمردن شریک زندگی و همنوعان خویش ، نحوه احترام گذاری را آموخته و هرگز اجازه تجاوز به این حقوق را به آنها نخواهد داد. تفکر و اندیشه جزئ جدایی ناپذیر زندگی او بوده و همواره در پی یافتن تازه ها و حل معماهاست . هرگز به روزمرگی ها قانع نیست ، در برابر انسان های سطحی نگر شکیبایی و احساس تاسف و دلسوزی را جایگزین احساس خشم یا بی تفاوتی و یا خودبرتر بینی می کند. حسرت و اندوه گذشته و ترس و نگرانی از آینده برای او مفاهیمی بیگانه اند، در خدانگری خود چنان پیش می رود که در برابر پدیده های جهان پرهیاهویی که ساخته الگوهای متفاوت ذهنی انسان هاست بجز در مقولات عقلایی تاثیرپذیر نبوده ، بلکه تاثیرگذار خواهد بود. پرسش اصلی فرد مسوول از انسان ها این است که چرا زمانی باید برای بازگشت به خویش دست به تلاش بزنیم که سرمان به سنگ خورده و به بن بست رسیده باشیم؛ چرا آن زمان که تمامی راه ها مسدود و درها بسته شد باید به یاد بیاوریم که چه کسی هستیم و چه ها می توانستیم بکنیم و چه غفلت ها ما را از خویش دور و بیگانه کرد؛ چرا همانند کودکی نادان و لجباز، هستی خویش را بازیچه فریبندگی های کاذب قرار داده ایم؛ و چرا توهم نتوانستن را با حقیقت نخواستن اشتباه گرفته ایم . بیاموزیم و بیاموزانیم که انسانی مسوول باشیم.
شهلامحیی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها