در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
البته هنجاری که اینجا مطرح میشود، همان مفهوم ساده نورم است و نباید به عنوان یک ایدهآل و امری ایدئولوژیک شناخته شود. یعنی رفتاری که در متن خودش عادی و لازم تلقی شود. مثال ساده برای نورم ساختن در فضای بینالمللی موجودیت و ساز و کارهای متنوع شورای امنیت است.
موجودیتی که چه به لحاظ فلسفه سیاسی و چه به لحاظ حقوقی میتواند مورد سوال و چالشبرانگیز باشد؛ اما با توانایی بالای نورمسازی چنین موجود چهبسا فاقد مشروعیتی به عنوان یک منبع صدور مشروعیت عمل میکند.
مانند توانایی همان خیاط زیرک که یک پادشاه را به برهنگی در ملاعام وادار کرد. این شورا میتواند و توانسته است با توجه به 3 حوزه وظیفهاش حفظ صلح جلوگیری از تهدید و نقض صلح و مقابله با تجاوز علیه صلح مصادیق تهدید و نقض و تجاوز را به نوبه خودش تعریف و چنانچه لازم باشد باز تعریف کند.
شاید مدیا دیپلماسی یا دیپلماسی رسانهای نیز در راستای اهداف سازهانگارانه مطرح شده باشد. چراکه رسانه میتواند موثرترین ابزار نورمسازی و بنابراین اعمال قدرت باشد.
رسانه میتواند یک بحران را پررنگ و بحرانی دیگر را کمرنگ بنمایاند یا بپوشاند. رسانه میتواند در خدمت هدایتهای پوپولیستی همچون تهییج، بسیج و انقلاب باشد. رسانه میتواند یک رهبر را پست و حقیر و دیگری را شکوهمند و بزرگ بنمایاند. رسانه میتواند تمدن و توسعه، بد و خوب را به شکل مطلوب خودش تعریف کند.
رسانه میتواند موجب تکوین تدریجی یک اندیشه یا تزریق تدریجی یک ارزش باشد.
به همین دلیل، سولانا پیش از سفر به ایران درخصوص سخاوتمندانه بودن بسته پیشنهادی بسیار سخن گفت و افکار عمومی جهان را در راستای سیاستهای خاص غرب آماده کرد و با دیوانگی خواندن رد این پیشنهادها از سوی ایران عملا بسته تشویقی را به سازوکار مشروعیت بخشیدن به تحریمهای بیشتر تبدیل کرد.
همزمانی سخنان سولانا با صحبتهای جورج بوش در سفر خداحافظیاش به کشورهای اروپایی نیز بیانگر برنامهریزی شدگی این دیپلماسی نهچندان پیچیده غرب در برابر برنامه هستهای ایران است.
همان گونه که جورج بوش در سخنانی اظهار کرد قبول نکردن پیشنهادهای 1+5 توسط ایران میتواند عواقب وخیمی برای این کشور به دنبال داشته باشد.
کاندولیزا رایس و نیکلا سارکوزی نیز ایران را به تشدید تحریمها در صورت رد بسته مشوقها تهدید کردهاند.
طبق نظریهها و تئوریهای روابط بینالملل، رفع یک تهدید در نظام بینالملل با ایجاد یک تهدید دیگر ممکن نیست و ایجاد فضای تهدید به نوبه خود موجبات افزایش تهدید را پدید میآورد و فضای تهدید باعث ایجاد تهدیدات بیشمار دیگری میشود.
و به این گونه میتوان بسیاری از نزاعها و به اصطلاح شاخ و شانه کشیدنهای بینالمللی را تبیین کرد. اسرائیل از جانب ایران خود را تهدید شده تلقی میکند و از طریق آمریکا شروع به تهدید منافع و حتی تمامیت ارزی ایران میکند و ایران از موضع کنش غیرفعالانهاش در موضعی واکنشی و فعالانه تغییر حالت میدهد و این گونه میشود که افکار عمومی و جامعه بینالمللی تهدیدشدگی اسرائیل از جانب کشور متخاصم(!) ایران را تایید میکند و بازی به همین سادگی شروع میشود.
با این تفاسیر، «این بسته بازیهای غرب هم بسیار ساده به نظر میرسند. ما قصد تشویق داشتیم؛ اما شما یاغیگری کردید»، پس اقدامات بعدی مشروع است.
تبلیغات بسیار خاویر سولانا در تشویقهای ارائه شده و بزرگنمایی و اغراق درباره آنها نیز بیدلیل نیست. سولانا و هیات پیشنهاددهنده از ابتدا میدانستند بحث و مناقشه ایران بر سر تعلیق غنیسازی اورانیوم که آن را حق مسلم خود میداند، است و دقیقا همین مساله را پیششرط اعطای مشوقها قرار دادهاند و شروع به فضاسازی و ایجاد شرایطی کردهاند که ایران در آن به ناگزیر یک عامل ناسازگار و یاغی معرفی شود. از بحث بر سر این امر متناقض که بگذریم خود مشوقها و شیوه پیشبینی نشده ارائه و اعطای آنها بسیار درخور تامل و توجه است.
خود آقای سولانا در کنفرانس خبری که در ایران برگزار شد، تنها به سوال دو سه رسانه ایرانی به طور بسیار مجمل و کلی پاسخ داد؛ زیرا وی قطعا به این امر واقف بود که رسانهها براحتی و با سادهترین تحلیلها میتوانند مفاد این بسته را به چالش بکشند و آن را محکوم کنند. بنابراین بسیاری از رسانههای حاضر در این کنفرانس خبری اصلا اجازه و مجال پرسیدن پرسشهایشان را نیافتند.
از سویی خود پیششرط تعلیق غنیسازی در متن بسته پیشنهادی و با خواندن بندهای مربوط به تشویقها تلویحا به همان توقف غنیسازی و فعالیتهای بازفرآوری تبدیل میشود؛ چرا که در ابتدای مشوقها جملهای بسیار مهم و قابل تامل آورده شده و آن این است: «تا زمانی که ایران فعالیتهای غنیسازی و بازفرآوری را در تعلیق نگه دارد، موارد زیر به عنوان ایدههایی برای مذاکره ارائه میشوند».
به آن معنا که حتی اگر ایران فعالیتهای غنیسازی خود را به تعلیق در بیاورد و این مشوقها که به صورت بسیار مبهم و پر از روزنه و دریچه برای فرار مطرح شدهاند، به ما داده شوند، با آغاز هرگونه فعالیت غنیسازی در آینده باز هم روند ارائه مشوقها و ادامه همکاریها متوقف میشود.
مشوقهایی که از نظر حقوقی با جملههای پر مشکل و مبهم و نا دقیق درست مانند برخی معاهدهها، بیانیهها و منشورهای بینالمللی قابلیت تفسیر موسع دارند و میتوانند براحتی با کارشکنی و عدم انجام تعهدات مواجه شوند.
مثلا در رابطه با این موضوع: «تاکید میکنیم زمانی که جامعه جهانی درخصوص ماهیت صرفا صلحآمیز برنامههای هستهای ایران به نتیجه رسید، با ایران نیز همانند یکی از اعضای جامعه جهانی که بر اساس پیمان ان پی تی دارای فناوری صلحآمیز هستهای است، برخورد شود.» مبنی بر این که اگر اعتماد جامعه جهانی بتدریج بازگردد، از تحقیق و توسعه در حوزه انرژی هستهای در کشورمان حمایت و کمکهای پزوهشی اعطا میشود، چه کسی و یا چه کسانی میزان و بازگشتن این اعتماد جهانی را تعیین میکنند و اصلا اعتماد جهانی یعنی چه و این آقای جهان در چه صورتی اعتماد میکند؟
آیا اجازه دسترسی به علوم کشاورزی و این که در زمان وقوع حوادث طبیعی همچون سیل و زلزله از کمک جامعه جهانی برخوردار بشویم، یک مشوق است؟ آیا جامعه جهانی طبق قوانین اساسی شکلگیریاش و طبق حقوق قائله برای انسان و کرامت انسانی موظف به کمک رسانی در زمان وقوع بحران در تمام کشورها نیست؟ آیا اینها که به عنوان مشوق آورده شدهاند، حقوق حقه تمام ملل ازجمله ایران نیست؟
یا پیشنهاد حمایت از برپایی یک کنفرانس بینالمللی در ایران که در بخش مشوقهای امنیتی بیان شده، به تمام معنا یک فکاهه و طنز جدی است. آیا برگزاری یک کنفرانس درخصوص امنیت در ایران موجب تضمین امنیت ایران میشود؟ آیا خود ایران اکنون یک پایه مهم و استراتژیک برای تضمین امنیت منطقه نیست؟
یا به طور مثال در بخش مشوقهای سیاسی به این «تاکیدهای دوباره» توجه کنید:
تاکید دوباره بر این مساله که حل مسالمتآمیز پرونده هستهای ایران به تلاشهای عدم اشاعه و ایجاد خاورمیانهای عاری از سلاحهای کشتار جمعی کمک میکند.
تاکید دوباره بر تعهدات اعضای سازمان ملل و براساس منشور این سازمان مبنی بر عدم تهدید یا استفاده از زور علیه استقلال سیاسی یا جغرافیایی هر یک از کشورهای دنیا.
براستی که رد چنین مشوقهایی دیوانگی است!
کارکرد قابل توجه کلمه احتمال در بخش تشویقهای اقتصادی در بخش حمل و نقل هوایی غیرنظامی در جمله «همکاری در زمینه حمل و نقل هوایی غیرنظامی شامل احتمال برداشت محدودیت صادرات هواپیما به ایران»، مشهود و ناگفته جنبه بلاهت موضوع روشن است. این که اگر اعتماد ما جلب شود، احتمال دارد محدودیت صادرات هواپیما به ایران برداشته شود. دقت کنید، احتمال دارد!
به طور کلی این بسته همان بسته مشوقهای ارائه شده در خرداد 1385 است، با این تفاوت که این بار درخصوص آن بزرگنمایی و تبلیغ شده است و وزارت خارجه ایران میباید همانگونه که یک بسته مشابه در مقابل این بسته ارائه کرده است در این مسابقه تبلیغاتی به جد و با ابزارهای به مراتب کارا تر و قویتر وارد عمل شود و تناقضها و نکات قابل تامل این بسته غیرحرفهای را به گوش آقای جهان یا مجمع آقایان جهان که هر که اعتمادشان را جلب کند برنده است، برساند.
واکنش مجلس و دولت به بسته پیشنهادی
علی لاریجانی، رئیس مجلس شورای اسلامی گفت: مجلس در استیفای حقوق هستهای ملت با هوشیاری و نظارت کامل حضور دارد و بسته پیشنهادی کشورهای عضو گروه 1+5 را بررسی خواهد کرد. وی افزود: جمهوری اسلامی ایران از حل و فصل موضوع هستهای ایران از مسیر مذاکره استقبال میکند و خواسته ملت در این مساله، مطابق با نظامهای بینالمللی است.
غلامحسین الهام، سخنگوی دولت نیز در جمع خبرنگاران با بیان اینکه جمهوری اسلامی ایران بسته پیشنهادی را به صورت دقیق بررسی و نظر خود را اعلام خواهد کرد، گفته است: موضع ایران گفتگو و تعامل در خصوص مسائل جهانی است و پیشنهادهایی را که با حفظ حقوق مسلم توام باشد، بررسی خواهیم کرد. وی همچنین بار دیگر بر رد هرگونه پیشنهاد با پیش شرط تعلیق تاکید کرد.
منوچهر متکی ،وزیر خارجه جمهوری اسلامی ایران نیز در این خصوص گفت: نوع تعامل طرفهای مقابل با بسته پیشنهادی ما ، اساس تعامل جمهوری اسلامی ایران با بسته پیشنهادی طرف مقابل خواهد بود.
متکی تاکید کرد: ایران در مسیر تعامل سازنده خود طی ماههای اخیر، ابتکار جدیدی را به کار گرفته و با نگاه مسوولانه به تدوین بستهای اقدام کرده که سرفصلهای همه موضوعات و بحرانهای منطقهای و فرا منطقهای در آن فهرست شده است.
الهام حیدری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: