در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
روزهای اول که چند نفری در منزل در کنارم بودند، در انجام کارها و نگهداری از بچه حتی برای مدت یک ساعت که من حمامی کنم و کمی استراحت کنم، کمک میکردند اما بعد خانه خلوت شد، من ماندم و پسرم سامی.پس از یکی دو هفته، حال روحی من به قدری خراب شد که فکر میکردم دیگر نمیتوانم ادامه دهم تا این که یکی از دوستانم به دیدنم آمد و پس از ملاقات با او، دریچهای تازه نسبت به جهان جلوی چشمم گشوده شد.
او معتقد بود که نیاز به تهویه هوای احساسی دارم. من در تمام عمر، فردی بودم که دوست داشتم همگان از دیدن و بودن با من لذت ببرند. همکارانم با من راحت بودند و همه مرا تحسین میکردند. حالا از این که میدیدم خودم باید از خود بگذرم و تمام کارهای مختلفی که یک انسان کوچک و ناتوان نیاز دارد، برایش انجام دهم احساس کمبود میکردم. فکر میکردم بقیه مرا نادیده گرفته و تنهایم گذاشتهاند؛ اما متوجه شدم که مسوولیت مادری، مسوولیتی به مراتب سنگینتر و عمیقتر از انجام یک شغل و رسیدگی به کارهای خانه است.
برای این که بتوانم مادر خوبی باشم، باید از خودخواهیها و خودمحوریها دور باشم. وقتی بتوانم به جای توجه مداوم به نیازهای خود به نیازهای فردی دیگر توجه کنم، یک پله به این منظور نزدیک شدهام.
من تمام عمر، فردی احساسی بودم که رفتار، حرکات و گفتار اطرافیان مرا بشدت تحت تاثیر قرار میداد؛ اما بتدریج یاد گرفتم که حالا که مادر شدهام، تمام کارها و حرکات من، فرزندم را تحت تاثیر قرار میدهد. او کسی است که من به این دنیا آوردمش و مسوولیت زندگی و موفقیت او را دارم، پس باید بیشتر از کار و زندگی خودم در قبالش احساس مسوولیت کنم.
بدین ترتیب یاد گرفتم که آسیبپذیری و حساس بودن زیاد را کنار بگذارم تا بتوانم قویتر با مسائل برخورد کنم و با آرامش بیشتری به فرزندم احساس اطمینان و آرامش بدهم. دیگر اطرافیان نباید بتوانند مرا به قدری تحت تاثیر قرار دهند که من به هم بریزم و فرزندم ناراحت شود و احساس ناامنی کند.
مادر شدن درسهایی به من داد که هیچ کلاس و شغلی نمیتوانست بدهد. واکنشهای صادقانه کودک و این که او همه چیز و همه کس را دوست دارد، حتی اگر از چیزی بترسد یا ناراحت شود فقط در همان لحظه است و چند لحظه بعد دوباره زندگی و هر چیزی در آن است را دوست دارد.
من یاد گرفتم که مستقل باشم و برای نگهداری و تربیت فرزندم، آگاهی خود را افزایش دهم؛ زیرا وقتی افراد از چیزی اطلاع ندارند یا کماطلاع هستند، از آن فرار میکنند و وقتی من بدانم که چه میخواهم و چه میکنم، احساسی به مراتب بهتر دارم.
یاد گرفتم که چقدر مسائل جزئی برایم مهم بودهاند، در صورتی که مهمترین مسائل روی کره زمین، مهر و محبت انسانها به یکدیگر و جهان است. به طور کلی یاد گرفتم نباید در مسائل و مشکلات از کسی توقع داشت؛ زیرا هر کسی مسائل و مشغولیتهای زندگی خود را دارد.
حالا حس میکنم فردی بمراتب قویتر و آرامتر هستم و تمام اینها مواردی بود که وجودم به آن نیاز داشت؛ اما تا قبل از مادر شدن از آنها خبر نداشتم و نقاط ضعف خودم را نمیدیدم.
البته باید بگویم که مادر بودن به منظور گذر از مانع خود است؛ اما به معنی فدا کردن خود نیست. چون اگر بخواهیم مادری خوب و موفق و همراه باشیم باید ابتدا فردی سالم و خوشحال و آگاه باشیم. وقتی خوشحال و راضی نباشیم، نمیتوانیم احساس خوبی به فرزندمان بدهیم و اطمینان خاطر لازم را در او ایجاد کنیم.
برای خوشبخت کردن فرزند، اول باید خودمان احساس خوشبختی کنیم و برای این احساس خوشبختی و رضایت هم باید به خودمان توجه کرده و به نیازهای معقول به منظور برخورداری از سلامت جسمی و روحی پاسخ دهیم؛ زیرا بسیار مادرانی را دیدهام که عمری خودشان را فدای بچهها کردهاند؛ اما وقتی فرزندان بزرگ شده و دنبال زندگی خود رفتهاند، آنها احساس نارضایتی میکنند؛ زیرا در گذشته خودشان را وقف کردهاند تا امروز ثمره آن را ببینند؛ اما امروز تنها شدهاند و فکر میکنند قربانی شدهاند.
پس بهترین راه این است که در عین توجه و رسیدگی به نیازهای خود و احساس خوشحالی و لذت از بزرگ شدن و رشد بچهها نیز احساس لذت کنیم تا این که بعدها احساس نکنیم چیزی را از دست دادهایم.
همیشه و در هر کاری اول باید خودمان را متقاعد کنیم که راهمان درست است تا بعد بتوانیم دیگران را متقاعد کنیم. وقتی در عین سلامت و شادابی به فرزندان محبت کنیم، آنها هم همین پیام زندگی را از ما میگیرند و بدون ناهنجاریهای عاطفی، احساسی و رفتاری در آینده افرادی قوی، سالم و موفق خواهند بود. مگر آرزوی مادر غیر از این است؟
مترجم : سحر کمالینفر
منبع: guardian
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: