دیانا رحمتی‌

الهی من قربونت برم‌

کد خبر: ۱۸۲۱۰۳

همچنین او نیاز دارد احساس کند که مورد توجه و علاقه والدین و مورد تایید و حمایت آنهاست. محبت برای کودک یک نیاز مهم است از آن بابت که رشد جسمی و روانی او در سایه آن شکل می‌گیرد. طفلی که محبت نبیند، هرگز رشد نخواهد کرد.

فواید محبت به کودک‌

محروم کردن کودک از محبت والدین در دوره نوزادی تاثیر نامناسبی در رشد شخصیت وی بر جای می‌گذارد. کودک در سال‌های اولیه زندگی رفتار والدین را بررسی می‌کند و از طریق کوشش و خطا فرامی‌گیرد که کدام رفتارش موجب جلب توجه والدین می‌شود.

محبت نیاز اساسی و طبیعی کودک و هر انسان است و اساس رشد و سعادت او بدان بستگی دارد.

محبت در رشد قوه تکلم بچه‌ها و جنبه اجتماعی حیات آنها تاثیر فراوانی دارد. در برخی موارد دیده شده است بچه‌هایی که نسبت به والدین خود محبت دارند،‌ در زندگی شخصی بیشتر به اصول پایبند هستند. محبت به بچه‌ها باید به صورت احترام به آنها و رعایت استقلال و آزادی‌شان ابراز گردد.

به گفته روان‌شناسان، احتیاج به محبت امری دائمی است. در دوره بلوغ نیز بچه‌ها نیاز به محبت دارند. بچه‌هایی که از محبت والدین یا بزرگسالان محروم هستند، اغلب حالت طغیان، بی‌اعتنایی و خصومت نسبت به دیگران در آنها ظاهر می‌گردد. کودک باید محبت را درک و لمس کند. بنابراین محبت‌های قلبی پدر و مادر کافی نیست. وقتی که محبت قلبی در قالب رفتار محبت‌آمیز مثل تشکر، بوسیدن، نوازش، اهدای جایزه و امثال آن بروز و ظهور کند، برای کودک مفید است.

درک محبت از طرف کودکان در سنین مختلف متفاوت است. در 7 سال اول زندگی، محبت بیشتر تکیه بر لذات حسی دارد و در دوره‌های بعدی حفظ شخصیت از نظر نوجوانان و جوانان مهم است. بنابراین در 7 سال اول باید به صورت بوسیدن، نوازش کردن، اهدای خوراکی‌های خوشمزه و اسباب‌بازی‌های جالب ابراز گردد؛ ولی در نوجوانی محبت به صورت تشکر، تعظیم و تکریم شخصیت، حسن لباس، پذیرفته شدن از طرف دیگران و امثال آن موجبات رضایت آنان را فراهم می‌کند.

محبت به اندازه‌

اهمیت و ارزش اندازه‌گیری صحیح در کم و کیف محبت و طرز اعمال آن کمتر از اصل محبت نیست، همان طور که خودداری از غذا، زیاده‌روی در غذا و مسموم بودن غذا هریک عوارضی روی بدن می‌گذارد همچنین خودداری از محبت، زیاده‌روی محبت، محبت نابجا و منحرف‌کننده، هریک آثار شومی در روان کودک دارند و بدبختی‌هایی به بار می‌آورند.

هدف تربیت صحیح آن است که کودک برای زندگی توام با سعادت و خوشبختی ساخته شود. زندگی، سراسر مبارزه و مشکلات است. در راه زندگی پستی‌ها و بلندی‌ها، محرومیت‌ها و ناکامی‌ها، شکست‌ها و مصیبت‌ها بسیار است. مربی لایق کسی است که جسم و جان کودک را بخوبی پرورش دهد و او را برای مبارزه و مقاومت در صحنه پرفشار زندگی مجهز کند.

همان طور که بدن کودک بر اثر مراقبت‌های بهداشتی در غذا و خواب، حرکت و ورزش نیرومند می‌شود و در مقابل سرما و گرما، گرسنگی و تشنگی و بیماری بخوبی مقاومت می‌کند، روان طفل نیز در پرتو بهداشت روحی و تعالیم اخلاقی و اندازه‌گیری در اعمال مهر و محبت، تندی و خشونت، نیرومند بار می‌آید و در برابر مصائب و محرومیت‌ها، ناکامی و شکست‌های روحی در کمال قدرت مقاومت می‌کند.

کودکان نازپرورده‌

اطفالی که بیش از اندازه مهر و محبت می‌بینند، پدر و مادر بی‌قید و شرط تسلیم آنها می‌شوند و به تمام خواسته‌های خوب و بد آنان جامه عمل می‌پوشند و در نتیجه دیکتاتور و ازخودراضی بار می‌آیند؛ روحی ضعیف و روانی زودرنج دارند. از دوران کودکی تا پایان عمر در مقابل کوچک‌ترین ناملایمات و خفیف‌ترین ناکامی، آزرده‌خاطر و ناراحت می‌شوند و در نبردهای زندگی خیلی زود شکست می‌خورند. گروه نازپرورده‌ها در تمام دوران حیات ناکام و متاثرند و در مشکلات عادی زندگی با زبونی و ذلت عقب‌نشینی می‌کنند و در لحظات سخت دست به خودکشی می‌زنند. زیاده‌روی در محبت و لوس بارآوردن کودک از بزرگترین خطاهای تربیتی است؛ بدبختی‌هایی که از این راه دامنگیر فرزندان می‌شود بسیار مهم و خطرناک است؛ تمامی دانشمندان بر این نکته تاکید دارند.

مک براید، یکی از همین دانشمندان می‌گوید: عزیزدردانگی نشانه دیگری از عقده حقارت است. ریشه آن را در طرز تربیت غلط دوران کودکی باید جستجو کرد. کودکی که خود را چشم و چراغ والدین خود می‌دانسته است، وقتی هم که بزرگ می‌شود و به صورت زن یا مرد کامل درمی‌آید، در تمام جهات زندگی دلش می‌خواهد عزیز همگان باشد.
وقتی چنین آدمی می‌بیند که مورد توجه قرار نگرفته است، وضع روحی‌اش آشفته شده و آرامش فکرش مختل می‌گردد یا دست به انتحار می‌زند یا دیگران را بدنام می‌کند. عقده حقارتی که بدین صورت در مردم ظهور می‌کند، از مصائب بزرگ اجتماع است.

آیین مقدس اسلام نیز در برنامه تربیت کودک، اولیای اطفال را از زیاده‌روی در اعمال محبت برحذر داشته است. آنان که در مهر و نوازش فرزندان افراط می‌کنند و با روش ناپسند خویش آنان را به بیماری خودپسندی و ازخودرضایی مبتلا می‌کنند، مورد بدبینی پیشوایان اسلام هستند.

در همین زمینه امام باقر علیه‌السلام می‌فرماید: بدترین پدران کسانی هستند که در نیکی و محبت نسبت به فرزندان از حد تجاوز کنند و به زیاده‌روی و افراط بگرایند و بدترین فرزندان کسانی هستند که در اثر تقصیر و کوتاهی در انجام وظایف پدر را از خود ناراضی نمایند.

کودک فطرتا میل دارد آزاد باشد و هر چه می‌خواهد بکند، به هر چیز دست بزند و هیچ کس سد راه خواهش‌های او نشود، ولی این کار به صلاح کودک نیست؛ زیرا او نیک و بد را نمی‌شناسد و خیر و شر خود را نمی‌فهمد. مربی خوب کسی است که عاقلانه خواهش‌های طفل را تعدیل کند. هر جا خواسته کودک به مصلحت اوست، با مهربانی و عطوفت عمل کند و آنجا که خواهش کودک به صلاح وی نیست، در کمال اقتدار و با یک نگاه تند یا بی‌اعتنایی او را از خواسته ناروایش منع نماید.

ویژگی‌های یک محبت‌

محبت به کودک خواه از سوی والدین و خواه از طرف معلم یا دیگران باید راستین باشد. از طرفی محبت باید به گونه‌ای باشد که او مزه آن را بچشد و این هنگامی امکان‌پذیر است که ما عملا محبت خود را به او نشان دهیم. بدین سان فقط دوست داشتن فرزند در دل و علاقه‌مندی قلبی به او کافی نیست.

همچنین محبت به کودک نباید بستگی به موقعیت او داشته باشد. به عبارت دیگر نباید به طفل ابراز محبت کرد از آن بابت که او زیباست، چشم و موی قشنگی دارد، رشدش خوب است یا در منزل کارهایی انجام می‌دهد و...

محبتی که جان و تن انسان را شکوفا می‌کند، محبتی است معتدل و راستین به دور از تکلف و تصنع و متناسب با سن و سال و وضع و حال کودک. چنین محبتی نباید به تبعیض آلوده شود، زیرا تبعیض در محبت میان فرزندان مانند آن است که نسبت به برخی فرزندان افراط و نسبت به برخی تفریط در محبت شده باشد.

شیوه‌های محبت‌

به کودک سلام کنید، در میان جمع او را به بازی بگیرید، او را ببوسید، درباره خواسته‌هایش توجه نشان دهید، سخنان و شکایاتش را بشنوید، اگر داستانی نقل می‌کند گوش دهید، آنجا که او می‌خندد شما هم بخندید، به او نشان دهید که از تاثر او متاثر می‌شوید، با او آنچنان رفتار کنید که احساس ستم نکند و خود را مظلوم نپندارد، گمان نکند که مقررات فقط درباره او اجرا می‌شود، فکر نکند که والدین آزادند و او در بند است و...

گاهی مهرورزی به صورت رسیدن به او و به شکم اوست، زمانی خرید اسباب‌بازی و وسایلی که مورد علاقه اوست، گاهی دادن پول، خرج کردن در راه او، بیدار ماندن در بالای سرش به هنگام بیماری اوست و...

ارضای مهرطلبی کودک ضروری است ولی اگر با مراعات‌هایی انجام نشود، زیان‌هایی به همراه خواهد داشت. در زیر به اهم آنها اشاره می‌کنیم:

طفل به همان میزان که محبت می‌بیند باید وادار شود که محبت را ابراز کند.

اگر خواهان محبت والدین است، باید نسبت به خواهر یا برادر کوچکتر علاقه نشان دهد. این امر را والدین با زبان کودکانه می‌توانند به او تفهیم کنند و رعایت آن را خواستار شوند.

مهرورزی‌ها عملی باشد و کمتر زبانی و به همین طریق در جنبه مهرخواهی از کودک باید زمینه ملاطفت را ایجاد کنیم. کمتر بگوییم مهربان باش و بیشتر زمینه مهربان بودن او را فراهم سازیم.

ابراز محبت والدین نسبت به کودکان در حضورشان باید یکسان باشد، زیرا گاهی محبت بیشتر از حد والدین درباره یک طفل باعث رنجش دیگر کودکان خانواده می‌گردد.

مهروزی والدین به کودکی در خانواده به گونه‌ای نباشد که او را جیره‌خوار کودک بزرگتر سازد. چه بسیار والدینی که برای طفل کوچک خود هرگز اسباب‌بازی نو و تازه نمی‌خرند؛ بلکه او را وادار می‌سازند که با اسباب‌بازی کهنه و قراضه فرزند بزرگتر بازی کند و این موجب تاثر و کدورت‌هایی برای طفل خواهد بود و وضع به همین گونه است در زمینه لباس کودک خردسال.

هیچ‌یک از پدر یا مادر نکوشد که محبت و مهر کودک را انحصاری خود و طفل را به سوی خود جلب کند. این امر برای کودک بسیار خطرناک است بخصوص که اگر خطری متوجه فرد مورد علاقه انحصاری او شود، میزان مهر و محبت کودک و دلبستگی او به پدر و مادر باید به میزان مساوی و با توزیع متعادل باشد.

مهرورزی والدین نباید مانعی برای مصونیت کودک از امرها و نهی‌ها شود. آنجا که جای مهر است باید مهربان بود و آنجا که جای امر و نهی است، باید همان را انجام داد.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها