دکتر ابراهیمی در گفتگو با"جام جم ":

هدف بنیادازواگذاری کارخانه ها
کد خبر: ۱۸۲
کسب درآمدبیشتراست در راستای واگذاری های اخیر شرکتهای بنیاد مستضعفان و جانبازان به بخش خصوصی که بحثهای مختلفی را به وجود آورده است ، با دکتر امیرهوشنگ ابراهیمی کارشناس امور اقتصادی گفتگویی ترتیب دادیم که میخوانید:این روزها خبرهای گوناگونی در مورد واگذاری شرکتهای بنیاد می شنویم ، به نظر شما این واگذاری ها ناشی از چیست . آیا علت را می توان زیاندهی این شرکتها دانست؛علت این واگذاری ها را نمی توان زیاندهی شرکتهای مورد نظر دانست ؛ چراکه بسیاری از این شرکتها سودآور هم هستند. به عقیده من سیاست کلی بنیاد به این سمت رفته که تصدیگری خود را بر کارهای تولیدی کم کند و بر روی فعالیت های خدماتی متمرکز شود. اصولا خصوصی سازی بنیاد با خصوصی سازی مجموعه دولت دو فلسفه متفاوت دارد. هدف دولت از خصوصی سازی کارایی نظام اقتصادی است و اهداف کلان را دنبال می کند، ولی هدف بنیاد یک هدف ملی نیست و به دنبال کسب درآمد است.البته بنیاد تاکنون در مورد کارهای خود هیچ گونه برنامه خاصی را ارائه نکرده و در این واگذاری ها شفاف سازی نداشته است.یعنی بنیاد با واگذاری شرکتهای خود - حتی شرکتهای سودآور - نسبت به زمانی که آنها را در اختیار داشته است ،درآمد بیشتری به دست میآورد.- بله همین طور است . بنیاد برای تامین بخشی از منابع مالی و برپا داشتن واحدهای سودآور خود نیاز به این واگذاری ها پیدا کرده است.آیا این واگذاری ها می تواند تبعات مثبت اقتصادی به دنبال داشته باشد؛ چراکه شنیده می شود بسیاری از این شرکتها که به بخش خصوصی واگذار می شود، توسط همان بخش خصوصی تعطیل می شود و با فروش زمین و ساختمان و دستگاه ها، درآمد کلانی برای آن بخش خصوصی حاصل میشود.بنیاد به مجموعه منافع خودش توجه دارد و چون یک سازمان شبه دولتی است ، نمی توانیم به آن اعتراضی بکنیم . دولت که نیست بگوییم برای این واگذاری ها چه پاسخی دارید؛ زیرا این واگذاری ها پیامدهای منفی اقتصادی در پی دارد و دولت باید به کارایی نظام اقتصادی کشور توجه داشته باشید، در حالی که این واگذاری ها به کارایی سیستم لطمه وارد میکند.آثار کلان این گونه اقدامات چه می تواند باشد؛این بیشتر به شیوه و مکانیزم اجرای کار برمی گردد، این که چه تاثیریبر روی ارزش سهام خواهد گذاشت ، ما از آن اطلاعی نداریم و باید توسط بنیاد مطلع شویم ؛ چراکه آثار سو و مثبت به روش اجرای واگذاری ها ارتباط دارد. زمانی بنیاد این شرکتها را به بخشی که توان خوبی در چرخاندن آن دارد، واگذار می کند و حتی در اداره این شرکتها هم کمک می کند. این روش خوبی است و نتیجه مثبت هم دارد. زمانی هم این کار به کسی واگذار می شود که توجهی به آن ندارد و برایش مهم نیست که بعدها چگونه اداره می شود. فقط برایش درآمدی مهم است که از ناحیه فروش حاصل می شود. مسلما این هم آثار سواقتصادی نظیر بیکاری و تعطیلی واحدهای تولیدی به دنبال خواهد داشت.حال اگر زیاندهی یکی از دلایل دیگر این واگذاری ها باشد، ناشی از چیست؛به شیوه مدیریت صنایع برمی گردد. مدیریت شبه دولتی در اداره این شرکتها چندان موفق نیست . این شرکتها آنطور که باید و شاید از طرف بنیاد حمایت نمی شدند و نظارت ها و کنترل ها بر چگونگی مدیریت ها ضعیف بوده است . تشکیلات بنیاد در مجموع دارای اشکال است و چون این شرکتها غالبا مصادره ای بودند، نظارت و مدیریت دقیق و منظمی بر آنها اعمال نمیشده است.آقای رفیقدوست قائل به تشکیلات نبود و بیشتر هیاتی بنیاد را اداره می کرد و تصمیمات آنها فردی بود و کلام آخر این که سومدیریتبر مجموعه بنیاد حاکم بوده است .در حال حاضر بنیاد تا حدودی در حال ساماندهی و نظم یافتن است و در این راه موفق نیز بوده است . در واقع کارهای بنیاد به نوعی تخصصیتر میشود.
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها