قاب خوانندگان

توانایی‌های بالقوه‌

استفاده از برخی نام‌ها برای یک اثر سینمایی و یا بازی برخی از بازیگران، سبب می‌گردد تا وقتی کسی از کنار یک سالن سینما می‌گذرد، کمی توجه‌اش به سردر یک سینما جلب شود. این امر اگرچه نیاز به یک کالبدشکافی در حوزه سینمایی دارد، اما بیشتر سخن از توجه و دقت بیش از حد صاحب اثر به جذب تماشاچی و احتمالا گیشه دارد!! با این وجود چنین آثاری اکران و با استقبال نیز همراه می‌گردند. از این روی می‌بایست با کنار گذاشتن تمامی این حاشیه‌ها، به نقد خود اثر روی آورد تا شاید از نظرگاه فنی و هنری، ابعاد گوناگون چنین آثاری مشخص گردد.
کد خبر: ۱۸۱۶۱۹

این روزها فیلمی در حال اکران است که گویا فقط 90 دقیقه عادی است چرا که تاثیرگذاری آن روی تماشاچی گویا هدفی مفقود شده است. «زن‌ها فرشته‌اند» اثری است که مهمترین عامل ساخت یک فیلم یعنی هدف در آن به چشم نمی‌خورد و تماشاچی در دریای متلاطم داستانی بی‌هدف، رها می‌گردد و البته گویا قهرمان داستان نیز در اوج قصه مانند تماشاچیان رها می‌شود!!

«زن‌ها فرشته‌اند» قصه مرد چند زنه‌ای است که این روزها جزو داستان‌های فیلم‌های سینمایی شده، این فیلم هیچ‌گاه مسیری مشخص نداشته و در هر بخشش در جریان حوادث شکل می‌گیرد.

در نگاه ابتدایی شخصیت نازنین شکل می‌گیرد این شخصیت که به جهت احقاق حق زنی به نام لیلا وارد بازی پیچیده و خاص می‌گردد. او محور اصلی قصه می‌گردد و در پلان‌های نخستین، برخوردهای این زن وکیل با مرد به تصویر کشیده می‌شود.

نازنین قصد رهایی لیلا از مردی هوس‌باز را دارد، او مجبور می‌شود شخصیتی را از خود بروز دهد که مکرر در طول اثر مشخص می‌گردد علاقه‌ای به بروز آن ندارد، با این وجود فیلم، نازنین را شخصیت برجسته و خلاق معرفی می‌کند. اما باید دید این برجستگی در مواجهه با کدام وقایع شکل می‌گیرد.

آیا طرح وقایع سطحی و یا به عبارت دیگر گره‌زایی‌های بسیار آنی و غیرمنطقی توانسته تا نازنین را برجسته جلوه نماید؟! اتفاقا این سوال جدی در «زن‌ها فرشته‌اند» می‌باشد. «فرهاد» مردی که تمام این فتنه‌ها از او نشأت می‌گیرد، خود شخصیتی منفعل است. نازنین در برخورد با او، قطعا نیازی به طراحی از پیش تعیین شده‌ای ندارد. چرا که «فرهاد» خود بسیار انسان‌ساده و شکننده‌ای طرح می‌شود.

آنچه سبب می‌شود تا «زن‌ها فرشته‌اند» به اثری خارج از روند منطقی حرکت کند، علاوه بر شیوه برخوردهای نازنین و فرهاد، خود شخصیت لیلاست، طراحی که سیمین و فرهاد ایجاد می‌کنند علاوه بر سادگی محتوایی در کل اثر به نوعی رها می‌شود و تماشاچی از دیدن چنین وضعیتی مبهوت می‌شود. چرا که در بستر اصلی قصه این توطئه رها می‌گردد. توطئه‌ای که بعد از برملا شدن حداقل قادر خواهد بود، رنگ تازه‌ای به داستان دهد.

قطعا لو رفتن فرهاد در ارتباطش با سیمین و ورود لیلا به آن آنقدر کشش موضوعی داشت تا تماشاچی را تا پایان همراه سازد. «زن‌ها فرشته‌اند» این قابلیت را داشت تا تبدیل به یک اثر تاثیرگذار شود اما به جهت عدم پرداخت دقیق هم به موضوع و هم به شخصیت‌ها تا حدودی ناموفق ماند و به عبارت دیگر در جا زد. اگر کسی فقط چند بار به سینما رفته باشد و آثار گوناگونی را دیده باشد متوجه خواهد شد که شخصیت‌ها هیچ پردازشی نشده و همه در بستر مبهم داستان رها شده‌اند و انصافا اگر بازی بازیگران مطرح سینما همانند نیکی کریمی، امین حیایی و ... نبود، همین بخش نیز با نوسانات جدی روبرو می‌گشت. «زن‌ها فرشته‌اند» می‌توانست با کمی حوصله، تحقیق و بخصوص پردازش محتوایی، اثری خاص در چنین ژانرهایی گردد، اما متاسفانه چنین نشد.

محمد سلطان احمدی‌

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها