فضای مجازی

عصر، عصر پیام کوتاه است

غلامرضا طریقی، شاعر نام آشنای جوان و برگزیده چندین جشنواره مختلف کشوری در وبلاگی با نام «شعر امروز» می‌نویسد. بنا بر آنچه در وبلاگ آمده، او متولد زنجان است و کار شعر را با راهنمایی‌های زنده یاد حسین منزوی آغاز کرده است. شاید به همین دلیل جنس اشعارش بویژه در عاشقانه‌ها با جنس غزل‌های استاد منزوی قرابت‌هایی دارد.
کد خبر: ۱۸۱۱۱۱

طریقی، غزلسرای خوش قریحه‌ای است که عاشقانه‌های مضمون‌پرداز و تصویرگرایش بسیار قابل تامل‌اند و برخی غزل‌هایش در حافظه دوستداران غزل امروز ماندگار شده است؛ غزل‌هایی مثل «هرلبت یک کبوتر سرخ است» یا « با یاد شانه‌های تو سر آفریده است» و «سفید تو، سیاه من» و....

شعر طریقی ساده است؛ اما در عین حال چنان که گفته شد، بسیار تصویرگرا است. شاعر در این راه از ظرفیت‌های زبان معیار و نیز اصطلاحات زندگی روزمره بخوبی سود می‌برد. طنز زیرپوستی از دیگر مولفه‌های شعری اوست که در بیشتر آثارش خودنمایی می‌کند.

در عین حال، شعر طریقی از رویکردهای اجتماعی نیز بی بهره نیست و گاهی تلفیق مضامین عاشقانه و مفاهیم اجتماعی شعر او را به اوج‌های دلپذیری رهنمون می‌کند.

طریقی اخیرا مجموعه‌ای از غزل هایش را نیز در نشر سوره مهر و با عنوان «هر لبت یک کبوتر سرخ است» به چاپ رسانده است.

یکی از شعرهای جدید او را با هم زمزمه می‌کنیم، با تاکید بر این که می‌توان در همین غزل نیز ردپای تلفیق دنیای عاشقانه و دغدغه‌های اجتماعی را بروشنی دید و نیز به کارکردهای شاعرانه واژگان روزمره دقت کرد:

 تنهایی عمیق بشر

گفتن این‌که دوستت دارم اولین راه و آخرین راه است

ای فدای بلندی قدت، عصر عصرِ پیام کوتاه است

عصر تنهایی عمیق بشر بین صدها رفیق، عصری که

با وجود هزارها همراه، دوره انقراض همراه است

ما در این عصر بره‌ای هستیم که اسیر طلسم چوپانیم

بره‌ای که به محض آزادی اولین مقصدش چراگاه است

بره‌ای که هوا نمی‌خواهد هیچ چیز از خدا نمی‌خواهد

بره‌ای که نهایت هدفش گله از وضع نوبت کاه است‌

دوستت دارم این همان رازی است که جهان را نجات خواهد داد

دوستت دارم این همان اسبی است که سوارش همیشه در راه است‌

ای چراغ همیشه روشن عشق باش تا صبح دولتم بدمد

تو، در این عصر خوشتری زیرا ماه پیش ستاره‌ها ماه است‌

دام زبان‌

«من نیستم...» وبلاگی است که میثم امانی، شاعر و غزلسرای جوان در آن می‌نویسد. امانی به شهادت وب نوشتش، متولد 1359 بهبهان است و فلسفه خوانده است.

امانی در شعرش به آنچه می‌خواهد بگوید، توجه زیادی دارد و این شاید به برکت رشته تحصیلی اوست.

درست به همین دلیل در شعرهای او کمتر با تصاویر خارق العاده یا تکنیک‌ورزی‌های آن چنانی رو به رو می‌شویم و شاعر قصد دارد حرف خود را که معمولا گفتنی و شنیدنی نیز هست؛ در قالب ساده‌ترین  کلمات بریزد. این شیوه شک می‌تواند شعر را به سمت خالی شدن از شاعرانگی نیز سوق دهد. اما شعر وی با وجود سهل بودن، ممتنع نیز هست.

 امانی با استفاده از ظرایف بیانی و نیز دقیقه‌های معنایی از این دامچاله می‌گریزد و نمی‌گذارد شعرش صرفا به متنی منظوم بدل شود و شاعرانگی رنگ ببازد.

سلامت و فصاحت بیانی از نکات دیگر شعر امانی است. در بیشتر غزل‌ها با ردیف‌ها و قوافی فعلی رو به رو هستیم و این کمک می‌کند که شاعر بدون در هم ریختن نحو طبیعی جملات، حرف خود را به سرانجام برساند که این نکته، خود به ارتباط گیری بهتر مخاطب خواهد انجامید.

نکته دیگر، رویکرد شاعر به شعر آیینی است که از آن میان می‌توان به خلق غزل‌های زیبایی چون «آتش زدند خیمه آل رسول را » اشاره کرد که بسیاری از اهالی غزل امروز با آن آشنایند.

در همین راستا، حضور تداعی‌ها و تلمیحات دینی و آیینی در کلیت شعرهای امانی قابل بررسی است.

شاید تنها توصیه‌ای که می‌شود به شاعر کرد، پررنگ تر کردن تصاویر باشد. بی‌شک کشف‌های تصویری بزرگ‌تر می‌تواند در اعتلای هر چه بیشتر شعر امانی تاثیرگذار باشد.

با هم غزلی از او را زمزمه می‌کنیم:

یک سال دیگر آمد و دنیا عوض نشد

چیزی به غیر پیرهن از ما عوض نشد

مبل و اثاث خانه، یکایک، عوض شدند

رنگ و لعاب خانه دل‌ها عوض نشد

رویای برج‌های جهانی به باد رفت‌

انگیزه‌های قیصر و کسری عوض نشد

خود خواهی و گناه، زمین را گرفته است‌

با توبه، ذات آدم و حوا عوض نشد

امروز نیز مشکل ما مرگ و زندگی است‌

پاسخ عوض شده است، معما عوض نشد

مجنون گذشت، دوره لیلی به سررسید

قانون عشقبازی دنیا عوض نشد

در تنگنای دام زبان مانده ام هنوز

واژه عوض شده است، الفبا عوض نشد

سیامک بهرام پرور

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها