از این منظر، نمایشنامهخوانی مقاومت را به دلیل رویکردی که در معرفی و خوانش متنهای نمایشی دفاع مقدس دارد، میتوان اتفاقی مهم و ارزشمند در ساختار تئاتر کشور و بویژه در گستره تئاتر دفاع مقدس دانست.
نمایشنامهخوانی به صورت یک شکل اجرایی غیر صحنهای به واسطه فاصله زمانی کمتری که از نگارش متن تا اجرا (خوانش) دارد و به دلیل آنکه هزینه و زمان کمتری را از گروه میگیرد، به چند دلیل میتواند باعث رشد و تقویت پایههای هنر نمایش ادبیات دراماتیک بشود.
نخست آنکه گروه اجرایی و نویسنده را دچار شکست نمیکند. نمایشنامه خوانی البته با شیوهای که در تئاترها متداول است در فاصله میان نگارش متن و اجرای صحنهای قرار میگیرد. بنابراین میتواند به فرصتی برای اصلاح و تقویت نمایشنامهنویسی تبدیل شود.
خوانش متن و ارتباط نمایشنامه با مخاطب و منتقد این اجازه را به نمایشنامهنویس میدهد که آزادی و راحتی بیشتری برای دقت در بازخورد متن در فرایند انتقال داشته باشد و بهتر بتواند اثرش را تقویت و تکمیل کند.
از منظری دیگر، خوانش متن با بهرهگیری از امکانات و ابزارهای کمتر ضمن آنکه میتواند گستره و عرصه مطلوب و مناسبی برای معرفی نمایشنامهنویسان و متون نمایشی آنها باشد، ارزشها و تکنیکهای نمایشنامهنویسی را بدون آرایش صحنهای در ارتباط با مخاطبان قرار میدهد و از این منظر نیازمند ویژگیها و قوتهایی است که در صورت استمرار توجه به آن سبب تقویت و رشد کیفیت نگارش و تولید متن هم خواهد شد.
خوانش متون نمایشی بویژه در شرایطی که تئاتر ما دچار فقر نمایشنامه است در صورت تداوم و استمرار و قرار گرفتن در مسیر درست، مطمئنا ظرفیتها و استعدادهای قابلتوجهی را به حوزه ادبیات نمایشی خواهد افزود.
اما این همه مستلزم آن است که ساختار برنامه و اهداف آن در جهت مطلوب و مسیر درست آن قرار گرفته باشد.
نمایشنامهخوانی مقاومت ظاهرا در راستای چنین رویکردی قرار گرفته؛ اما متاسفانه با کاستیها و آسیبهایی هم در حوزه اجرای برنامهها و پیشبرد ساختارش مواجه است.
نمایشنامهخوانی همان طور که ذکر شد، در دوران فقر نمایشنامه میتواند بستری برای تولید و شناخت متون نمایشی و آزمونی برای توجه به آثار ناشناختهتر باشد. در این صورت است که هر دوره حداقل با معرفی یک نمایشنامهنویس میتواند به نتایج و خروجیهای دوره بعد امیدوار باشد.
مهدی نصیری