گفتگو با داستین هافمن که سر پیری به دنیای انیمیشن هم آمد

من هم اعتراض دارم‌

داستین هافمن با آن که بازیگری کهنه‌کار و کلاسیک است، ولی جوانان هم او را خیلی دوست دارند. وی که این روزها 71 ساله است (متولد هشتم آگوست 1937)‌ کار بازیگری را به طور جدی از سال 1967 با فیلم «فارغ‌التحصیل» شروع کرد. او خیلی سریع تبدیل به یکی از بهترین و بزرگ‌ترین بازیگران دنیای سینما شد و در کنار آل پاچینو و رابرت دنیرو لقب مطرح‌ترین بازیگران دهه 70 میلادی را گرفتند.
کد خبر: ۱۸۰۶۲۸

 از فیلم‌های مهم و مطرح این بازیگر می‌توان به «کاوبوی نیمه‌شب» (1969)‌، «بزرگمرد کوچک» (1970)‌، «سگ‌های پوشالی» (1971)‌، «پاپیون» (1973)‌، «ماراتن من» و «همه مردان رئیس‌جمهور» (1976)‌ و «کریمر علیه کریمر» (1979)‌ اشاره کرد. هافمن در طول 40 سال فعالیت سینمایی  و دریافت دو جایزه اسکار  بازیگری گزیده‌کار بوده و به همین دلیل در کارنامه‌اش فقط تعداد 50 فیلم به چشم می‌خورد. در انیمیشن «پاندای کونگ فویی» (که پیش‌بینی می‌شود هم فروش خیلی بالایی پیدا کند و هم نامزد دریافت جایزه اسکار شود)‌ وی به جای کاراکتر «شیفو» صحبت می‌کند. «شیفو» استاد رزمی‌کاری یک خرس پاندای تنبل به نام «پو» (با صدای جک بلک)‌ است که کاراته و هنرهای رزمی را یاد می‌گیرد تا دهکده محل زندگی‌اش را از خطر موجودات بد قصه نجات دهد. شیفو و پو رابطه‌ای متضاد با هم دارند و شیفو از ندانمکاری‌های پو در عذاب است.

خب، چطور برای همکاری در فیلم دعوت شدی؟

تهیه‌کنندگان فیلم از دوستان قدیمی‌ام هستند. یک روز یکی از آنها گفت: «راستی داستین! تو چرا در یک فیلم انیمیشن حرف نمی‌زنی؟» من که همیشه وسوسه صحبت کردن در یکی از این فیلم‌ها را داشته‌ام، خیلی ساده گفتم: «چون شماها وقتی انیمیشن تولید می‌کنید سراغ من نمی‌آیید!» مدتی بعد او تماس گرفت و گفت داریم یک انیمیشن می‌سازیم و تو هم در آن نقش مهمی داری.

از شنیدن این خبر خیلی خوشحال شدی؟

بله. شنیده بودم کار روی یک انیمیشن خیلی لذتبخش است و تجربه تازه‌ای در کارنامه هنری یک بازیگر است.
نمی‌‌خواستم خودم را از این تجربه محروم کنم.

تجربه خوبی بود؟

عالی! مرا به دوران کودکی‌ام برگرداند و خاطرات خیلی زیادی را برایم زنده کرد. با سینمای انیمیشن شما هیچ وقت پیر نمی‌شوید و گذر زمان را احساس نمی‌‌کنید.

کمی برایمان از خود فیلم بگو.

اگر منظورت قصه کامل است که متاسفم. باید پول بدهی و آن را در سالن سینما تماشا کنی!‌ اما باید این نکته را بگویم که باور امروزی‌‌ام این است که فیلم‌های انیمیشن این روزها هر چه می‌گذرد پیچیده‌تر می‌شوند. حال و هوای «پاندای کونگ فویی» هم به‌ گونه‌ای است که انگار هنر پاپ و مدرن را با هنر کلاسیک ادغام کنید. البته انیمیشن‌‌ها هیچ ‌وقت خیلی جدی گرفته نمی‌شوند و از آنها به عنوان کارهای سرگرم‌کننده اسم می‌برند. ولی این نوع سینما هم، شکل هنری خاص خودش را دارد.

تو در فیلم یک پاندای قرمز رنگ قوی و قد بلند هستی. بعضی جاها هم شبیه راکون هستی. چه‌طوری حال و هوای یک خرس را درک کردی تا بتوانی به جای او صحبت کنی؟

خب، من همیشه حیوانات را دوست داشته‌ام و خیلی وقت‌ها احساس می‌کنم یک راکون هستم. پس این سوال خوب و درستی نیست! اما باور نمی‌کنی،‌ اگر بگویم چقدر مردم عادی هم همین سوال را از من می‌پرسند. آنها می‌گویند در این نقش خیلی خوب حرف زده‌ام و سوال می‌کنند چطور توانسته‌ام اینقدر شبیه یک پاندا باشم. در وهله اول کار انیماتورهای فیلم خیلی خوب بوده است. من هم سعی کردم لحن خوبی به صدایم بدهم تا حال و هوای یک خرس پشمالوی قشنگ خلق شود. ولی اگر از خودم بپرسید می‌گویم؛‌ من یک پاندای سرخ کمیاب هستم.

تماشاگران تو را با کارها و نقش‌‌هایی جدی و غیرمتعارف در فیلم‌هایی مثل «فارغ‌التحصیل» و «مرگ یک دستفروش» می‌شناسند، اما فیلم‌های اخیرت «ملاقات والدین» و همین «پاندای کونگ فویی» کارهایی کمدی هستند. چه عاملی باعث شد تا تغییر مسیر بدهی؟

همیشه در فیلم‌ها و نقش‌هایم گم می‌شوم. «فارغ‌التحصیل» هم یک کار کمدی بود. در «کاوبوی نیمه‌شب» هم شوخ‌طبعی خیلی زیادی وجود داشت. «این من» هم بدون کمدی چیزی نیست. شاید منظورت از طرح این سوال این بود که چرا همیشه تا قبل از این در قالب کاراکترهای ضدقهرمان و ضد اجتماعی ظاهر می‌شدم. جوابم این است که ما همه آدم‌هایی ضد اجتماعی هستیم و نسبت به خیلی چیزها اعتراض داریم. هیچ یک از ما در زندگی عادی نرمال نیستیم و دست به کارهایی می‌زنیم که شاید موردپسند خیلی‌ها نباشد.

ظاهرا پیام «پاندای کونگ فویی» هم همین است؟

بله و من این پیام را باور دارم. اگر فیلم در برخورد با تماشاگران موفق باشد، به دلیل حرفی است که دارد مطرح می‌کند. این روزها این ایده در سطح وسیعی مطرح است که ما برای حل مشکلات خود نیازمند یک ابرقهرمان هستیم. قصه فیلم به شکلی ساده این نکته را پیش می‌کشد که ما خودمان باید مشکلاتمان را حل و فصل کنیم و منتظر یک ناجی خیالی نباشیم. کاراکتر پو که در فیلم هنرهای رزمی را یاد می‌گیرد و قرار است یک ابرقهرمان باشد، در عمل نشان می‌دهد که چیزی بهتر و فراتر از بقیه موجودات نیست.

فکر می‌کنی بچه‌ها که تماشاگران اصلی فیلم هستند، نیازی دارند این پیام را بشنوند؟

بله، زیرا آنها هم در همین جامعه زندگی می‌کنند. آنها باید با این واقعیت آشنا شوند که روی پای خودشان بایستند و برای یادگیری این مطلب، هیچ زمانی بهتر از سن کودکی و نوجوانی نیست.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها