چهره برنده هفته

خداحافظ امپراتور

وقتی از پله‌های هواپیما پایین آمد تا پس از سال‌ها قدم روی خاک سرزمینش بگذارد، هیچ کس حتی خوش‌بین‌ترین آدم‌ها هم فکر نمی‌کردند که او چندی بعد به یکی از محبوب‌ترین چهره‌های ورزش ایران تبدیل شود. افشین قطبی از زمانی که وارد ایران شد تا زمانی که ایران را به مقصد دبی ترک کرد، روز‌های تلخ و شیرین بسیاری را در سرزمین آباء و اجدادی‌اش پشت‌سر گذاشت، اما هیچ وقت از مردم کوچه و خیابان نه حرفی شنید که باعث رنجش‌اش شود و نه بی‌مهری دید که نمکی روی زخم‌هایش بپاشد.
کد خبر: ۱۸۰۶۱۹

 او به محض ورود به ایران از قهرمانی سخن گفت و گفت که آمده تا با پرسپولیس روی سکوی قهرمانی بایستد.
خیلی‌ها البته به این گفته قطبی خندیدند و چندان حرف‌هایش را جدی نگرفتند، اما حرف‌ها و رفتارش انگار طوری بود که بیش از کارشناسان ریز و درشت فوتبال ایران، مردم را جذب می‌کرد. خیلی‌ها که اصلا فوتبالی نبودند، پای تلویزیون می‌نشستند تا حرف‌هایش را گوش کنند و بعد به خودشان بگویند که بله این‌جوری هم می‌شود در مورد فوتبال و داور و بازیکن و مدیر عامل و زیر دست هایت حرف زد.

همه اینها در کنار هم بود که باعث شد افشین قطبی خیلی زود لقب امپراتور را از هواداران تیم قرمزپوش پایتخت بگیرد و بدون خون و خونریزی قلب‌های بسیاری را تسخیر کند.

اینها اما یک روی سکه بود، آن طرف سکه پشت پرده تیم پرسپولیس بود و خون‌دل‌هایی که قطبی می‌خورد، امپراتور داستان ما هر چقدر که در نزد مردم محبوب‌تر می‌شد، یواش‌یواش دشمنانش زیادتر می‌گردید. امپراتور با انبوهی از مسائل ریز و درشت مواجه بود، خیلی‌ها دوست داشتند که نسخه او و تیمش در همان هفته‌های اول پیچیده شود تا با خیال راحت بر صندلی او تکیه دهند و بر قلمرو قرمز‌ها فرمانروایی کنند، اما این اتفاق رخ نمی‌داد، پرسپولیس قطبی روی دور برد بود و اصلا خیال نداشت به این زودی‌ها نتیجه ضعیف بگیرد.

یک نیم فصل باید می‌گذشت تا تخم تفرقه‌ها در قلمرو قطبی جوانه بزند و تاج و تخت امپراتوری‌اش را تهدید کند. روز‌های بد قطبی هم از راه رسید، بعد از باخت به پاس همدان در جام حذفی، تیم قطبی به سپاهان هم باخت تا نیم فصل رویایی قرمز‌ها با 2 شکست تلخ پایان یابد. بعد از این باخت‌ها بود که حاشیه‌ها بر علیه قطبی شورش کردند، یاغی‌های پرسپولیس یکی بعد از دیگری رو در روی او ایستادند و برخی از اعضای کادر هم حرمت او را نگه نداشتند تا قطبی بماند و قلب شیر بازیکنان تیمی که دیگر مثل سابق نمی‌غرید. اما او همین طوری الکی امپراتور نشده بود، بلد بود چطوری از قلمرواش دفاع کند و چه طوری خودش را و تیمش را از باتلاق حاشیه‌ها به زمین سر سبز رویا‌ها بیاورد. یاغی‌ها یکی پس از دیگری سر جایشان نشستند، ورق آرام آرام به سود تیم پیروزی برگشت و امپراتور تیم پرسپولیس را بر شکوی قهرمانی نشاند و خیلی زود فهمید که در این فوتبال دیگر نباید بماند، چمدان‌هایش را بست و از راهی که آمده بود بازگشت تا همچنان در ذهن میلیون‌ها ایرانی امپراتور باقی بماند.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها