در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
در واقع هنگامی که در شرایط سخت و طاقتفرسایی قرار میگیریم، اگر ضعف نشان دهیم و گمان کنیم که هیچ کاری از ما ساخته نیست، قطعا بازنده خواهیم بود و توان جسمی و روحی ما نیز زایل خواهد شد؛ حتی اگر در مواردی هیچکاری هم از ما برنیاید، میتوانیم با قدرتمند ساختن ذهن خود، توانمان را مضاعف ساخته و شرایطی را فراهم آوریم که بتوانیم بر مشکلات فائق آییم؛ بنابراین برای رسیدن به چنین مرحلهای نیازمند ذهنی خلاق و توانمند هستیم؛ ذهنی که گاه بتواند فراتر از واقعیات رفته و ما را به سر منزل مقصود برساند.
در بسیاری از مواقع، هنگامی که ما صادقانه به مسائل مینگریم، در واقع دلتنگی و افسردگی خاموشی در آنها وجود دارد؛ ما همگی محکوم هستیم به یک زندگی پر رنج و آشوب همراه با رنج و محرومیت، اغلب ما پتانسیلهای بالقوه خود را بالفعل نمیسازیم و بیشترین امیدها و آرزوها و رویاهای ما هرگز شناخته نشده و به تحقق نخواهد پیوست. بیشتر ما نیز هرگز ثروتمند، مشهور یا موفق نخواهیم شد.
گاه درست زمانی که شما فکر میکنید مشکلتان حل شده است، یک مشکل پیچیدهتر و جانفرساتر جایگزین آن میشود.
چرخه افسردگی و ناراحتیهای ما آنقدر ادامه مییابد که تواناییهای ذهنی ما را زایل میسازد؛ ما زیبایی، توانایی و قدرت خودمان را از دست میدهیم. به این ترتیب، ما سرانجام به کالبدی از ناراحتیهای پیش روی خود تبدیل میشویم که عاقبت هم خواهیم مرد.
خوشبختانه، اندیشیدن به واقعیتهای زشت و ناخوشایند میتواند با مهارت خلق یک زندگی مجازی دفع شده و از بین برود.
اما چگونه؟! خوشبختانه این کار بسیار آسان است. اگر شما نسبتا شخص شادی هستید، حدس من این است که قبلا از آن بهرهبرده و آن را به کار گرفتهاید.
منظور از زندگی مجازی در واقع خلق داستانی است که ما خودمان برای خود میگوییم؛ داستانی که ما آن را درباره زندگیمان واقعا باور داریم و به ما اجازه میدهد حقایق تلخ را نادیده بگیریم و بر آیندهای درخشان و با شکوه تمرکز داشته باشیم.
برای روشنتر شدن موضوع، اجازه بدهید دورنما و پیشزمینهای از این داستان را برایتان شرح بدهم.
من اولین بار خلق زندگی مجازی ساختگی را از خواندن یک نمایشنامه نروژی آموختم. شخصیت اصلی مردی به نام «هجالمار» (Hjalmar) بود. با وجود این فرضیات، این را هم بدانید هجالمار شخصی احساساتی بود که زندگی پدرش به وسیله تجارت غیر آبرومندی ویران شده بود؛ بنابراین زندگی او را نیز تحتالشعاع قرار داده و باعث شده بود او در شرم و خجالت کامل زندگی کند.
خانواده بیچارهاش با کار کردن در یک آتلیه عکسبرداری امرار معاش میکردند.
باوجود این، هجالمار درآمد خوبی نداشت و به نظر میرسید بدبخت میشود، اما کاملا برعکس؛ زندگی رقتانگیز هجالمار [با خواست خودش] کاملا شاد است، زیرا او برای خود یک زندگی مجازی خلق کرده که بر مبنای آن زندگی میکند.
او حقیقتا باور دارد که قادر خواهد بود اختراع باور نکردنیای داشته باشد؛ ماشینی که ثروت خانوادهاش را تامین کرده و شرم و خجالت آنها را نیز کاملا از بین خواهد برد.
او این دروغ ساختگی را فقط به خودش نمیگفت، بلکه در واقعیت و در زندگی واقعی نیز طبق وجود آن، زندگی میکرد. هجالمار هر روز چند ساعت برایش وقت میگذاشت و به طور فرضی روی اختراع خود کار میکرد [و در نتیجه تواناییای حاصل میکرد که در زندگی واقعی او نیز موثر بود].
واقعا او داشت چه کار میکرد؟ هیچ کس نمیداند. او هر روز به روح قدرتمندش اجازه میداد تا گوشهای از باورهای (اختراع) خود را کامل کرده و باعث سرافرازی خانوادهاش شود.
در واقع این کلید بزرگ یک زندگی مجازی است. شما میتوانید فقط یک داستان زیبا برای خودتان بیافرینید و سپس واقعا آن را باور داشته و مطابق آن زندگی کنید. بعد از یاد گرفتن درباره خلق زندگیای مجازی، فورا مفهوم واقعی آن را شناسایی کرده و کاملا آن را [از سایر دروغهای دیگر] تشخیص میدهیم.
ابتدا سعی کنیم هرگونه احساس گناه، ناراحتی و بیحرمتی به خود را انکار کنیم. من حالا کاملا عوض شدهام، متفاوت میاندیشم و معتقدم تمام امیدها و رویاهایم به واقعیت خواهد پیوست یا من اینگونه فکر میکنم.
سرانجام من تشخیص دادم که هیچ چیز واقعا مهم نیست؛ همه موضوعات با [خلق] زندگی مجازی شیرین، لذتبخش و با عظمت میشود.
زندگی من واقعا با زندگی هجالمار خیلی فرق ندارد. من باور دارم اگر کار کردن سخت را ادامه بدهم، در مخمصهای گرفتار خواهم شد که مشکلات به طور باور نکردنیای به من هجوم خواهند آورد ولی با توجه به این ایده مهم و موثر میتوانیم به طور مستقیم به ثروت و پول بیشتری دسترسی داشته باشیم.
حالا من به خود میگویم که این عقیده و روش موثر تنها متعلق به من نیست؛ هر روز بعد از کار، من به خانه میروم و از طریق کامپیوترم آن را به دیگران نیز منتقل کرده و بیشتر مورد بررسیاش قرار میدهم.
حالا بیایید واقعبین باشیم. آیا براستی این زندگی مجازی و دروغینی که من در ذهن خود خلق کردهام، در زندگی واقعی من نیز به وقوع میپیوندد؟! شاید. این غیرممکن نیست. مردم دیگری نیز بارها آن را به کار بستهاند، اما موقعیت (گاهی) دور از یقین به نظر میرسد و این شاید به دلیل وجود واقعیات تلخی است که در مقابل ما قرار میگیرند.
اما این مهم نیست. باور داشتن یک زندگی مجازی [ساخته و پرداخته شده در ذهن ما] به من چیزهایی را میبخشد و در من قدرتی را به وجود میآورد که میتوانم کاملا بر آنها تمرکز کنم.
اکنون میتوانم در راه رسیدن به هدف، رنجها و ناامنیهای مربوط به کار را نیز در زندگی نادیده بگیرم.
من حالا شبها بهتر میخوابم چون میدانم که من کار (سهم) خودم را انجام میدهم، حالا اگر آنچه میخواهم اتفاق نمیافتد، سرنوشت این گونه رقم زده است. گاهی اوقات که من زندگی مجازی خود را فراموش میکنم، احساسی ناشی از کوچکی، ضعف و عدم کنترل بر امورات زندگیام را دارم؛ این احساس تقریبا غیرقابل تحمل است. اما خوشبختانه، من همیشه با خلق زندگی مجازی به خوبی پیش میروم.
اگر شما هم میخواهید شادتر باشید، میتوانید یک زندگی خیالی برای خودتان ایجاد کنید. نگران نباشید که مردم در مورد شما چه فکر میکنند. خودتان را ملزم کنید که این گونه زندگی کردن را آغاز کنید و اگر میبینید از قبل شادتر شدهاید، سعی کنید که این گونه زندگی کردن را ادامه دهید.
اگر شما در زندگی خود ایمانتان را از دست دادهاید، نترسید. فکر کنید چه چیزی واقعا شما را شاد میکند، نقشهای خلق کنید در آن شادیهایتان به تحقق پیوستهاند.
یک زندگی مجازی صرفا یک توصیف صحیح و فراتر از رویاهای زندگی است.
یک دانشمند میگوید علت بیشتر رنجها و شادیهای ما، رنجها یا لذتهای فیزیکی نیست؛ بلکه عامل اصلی آن امیدها، آرزوها و ترسهای ماست. با دریافتن این موضوع، شما میتوانید اسباب شادمانی خود را فراهم آورید یا از رنج و درد پرهیز کنید.
به وسیله خلق یک زندگی دروغین شما میتوانید زندگیتان را با امید و هدف توام ساخته و واقعیات غیرمسلم تلخ و گزنده را خنثی و بیاثر سازید.
شما میتوانید زندگیای سرشار از بیخبری و بیتوجهی [ نسبت به مشکلات و سختیهای اطراف] توام با سعادت و خوشبختی داشته باشید؛ حتی اگر زندگی مجازی شما به واقعیت نپیوست، حداقل باعث خواهد شد شما لحظات شادی داشته و شاد باشید.
یکتا فراهانی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: