در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
حتی پیروزی 3 بر صفر تیم ملی والیبال ایران بر استرالیا در آخرین دیدار مقدماتی المپیک 2008 نیز بارقههای امید را به اردوی والیبال کشورمان بازنگرداند.
ایران پس از باخت به تیمهای الجزایر، ژاپن، آرژانتین، ایتالیا و کره جنوبی و پیروزی بر تیمهای تایلند و استرالیا نتوانست راهی المپیک شود و صعود ایتالیا و ژاپن میزبان را در حالی به نظاره نشست که از ابتدا هم برخلاف بیشتر تیمهای حاضر در مقدماتی المپیک، مدعی صعود نبود و زوران گائیچ، هدف خود را تدارک برای کسب طلای بازیهای آسیایی سال 2010 برشمرده بود.
سیدجواد محتشمیان، مدرس دانشگاه و مربی والیبال بشدت عملکرد گائیچ و فدراسیون را مورد انتقاد قرار میدهد و میگوید: آیا فقط هدف ما موفقیت در بازیهای آسیایی 2010 است و کشورهایی نظیر ژاپن، چین و کره چنین هدفی را دنبال نمیکنند؟
اگر پاسخ منفی است؛ چرا آنها با تمام قوا برای المپیک تلاش کردند؟ آیا آنها واقعیتهای والیبال را نمیفهمند و مربی ما میفهمد؟ واقعیت این است که گائیچ صرفا به فکر منافع شخصی خویش است و دادن قول موفقیت در سال 2010 صرفا تمهیدی است که برای تمدید قرارداد خود مطرح کرده است.
او حتی در کنار تیم ملی مینشست و ایستاده با بازیکنان صحبت هم نمیکرد تا بگوید تمام توان ایران در همین حد است و کار بیشتری از تیم برنمیآید. پرسش دیگر این است که آیا او در کنار تیم ملی صربستان هم همین طور بود یا با تمام توان انرژی میگذاشت؟
در حالی که این مربی مرتبا از بازیهای تدارکاتی قبلی تیم ملی ابراز رضایت میکرد، مسابقههای مقدماتی المپیک نشان داد که نهتنها ما به سوی اهداف از پیش تعیین شده حرکت نمیکنیم، بلکه ضعفهایمان نمود بیشتری پیدا کرد؛ چراکه تعدادی بازیکن باشگاهی را در قالب تیم ملی تست کردیم و در بسیاری موارد به نتیجه منفی رسیدیم.
ما با گذشت این همه زمان تازه متوجه شدیم افشار بازیکنی صرفا حملهای است که در دفاع روی تور و توپگیری ضعفهای زیادی دارد و دریافتی عالی نیز ندارد، چقدر باید هزینه کنیم تا به چنین نتیجهای درباره برخی بازیکنان برسیم؟ به نظر من گائیچ در این زمینه هیچ تقصیری نداشت و اشکال در فدراسیون بود که در نخستین گام یعنی گزینش سرمربی دچار اشتباه شد و فردی که دارای شناخت از تیم ما بود را برنگزید.
وقتی در ردههای سنی نوجوانان و جوانان با استفاده از ترفند صغر سنی بازیکنان، مقامهای کاذب به دست میآوریم، برای سرپوش گذاشتن روی این قضیه مربی مطرحی مثل گائیچ را به خدمت میگیریم.
شما میتوانید بررسی کنید و متوجه شوید بازیکنانیمثل سوسن آبادی، بهمن جهاندیده، سیدعلی سجادی، رحمان داوودی، عبدالرضا علیزاده و صابر نریمان واقعا چند ساله هستند؟ آنها به سقف سی والیبال رسیدهاند و به همین دلیل از آنها نمیتوان برای کمک به تیم ملی بزرگسالان دعوت کرد.
اما جوانان آمادهای چون شهرام محمودی و آرش کشاورزی واقعا میتوانند به تیم کمک کنند. در حالی که نمیفهمم اگر واقعا هدف ما موفقیت در 4 سال بعد است، در آن زمان بازیکنان پا به سن گذاشتهای مثل پیمان اکبری، عطار و صادقیان چه کاربردی برای ما خواهند داشت؟
واقعیت این است که ما در شناخت جایگاه واقعی خود در والیبال آسیا و جهان در ردههای مختلف سنی دچار اشکال شدهایم. اگر ما قهرمان واقعی جهان در ردههای نوجوانان و جهان هستیم، در رده بزرگسالان حداقل باید قهرمان آسیا باشیم. اما اکنون چنین نیست و تیمهایی مثل کره، ژاپن و چین بالاتر از ما قرار دارند که خود در میان 15 تیم نخست دنیا نیستند و اگر قرار نبود قهرمان هر قارهای به المپیک برسد، هیچگاه آسیاییها، المپیکی نمیشدند.
مسوولان سازمان تربیت بدنی و کمیته ملی المپیک باید مسائل والیبال را کاملا دریابند و همانطور که برخوردی جدی با پدیده دوپینگ میکنند از ترفند صغر سنی هم بسادگی عبور نکنند.
باید گائیچ تمام وقت شود
علی شاکری، کارشناس و نویسنده والیبال نیز باوجود اتخاذ موضعی انتقادی، برخورد معتدلتری نسبت به نتایج تیمملی در دیدارهای مقدماتی المپیک میگیرد و شرایط را اینگونه تحلیل میکند: این چهارمین حضور تیم ملی در بازیهای انتخابی المپیک بود، در حالی که بیشتر تیمها با هدف کسب سهمیه با همه توان شرکت کرده بودند، متاسفانه ایران جزو معدود تیمهایی بود که با هدف کسب سهمیه نرفت و در این مسیر با تیمی دگرگون شده و پوست انداخته، فرآیند آمادهسازی مناسبی را طی نکرد و به دلیل نبود برنامهریزی مناسب و در اختیار نداشتن کامل و تمام وقت مربی صاحب نام خود در ایران نتوانست انتظارات را برآورده کند.
با توجه به حضور مقتدرانه 4 سال پیش ایران در رقابتهای مقدماتی المپیک و این که آن سال تیم ما با بد اقبالی از صعود به المپیک بازماند، این تیم حضوری بسیار ضعیف حداقل در بازیهای ابتدایی خود داشت.
تیم ملی طی یکسال گذشته چند دیدار را به تیمهایی واگذار کرد که هیچگاه در تاریخ خود به آنها نباخته بود. از جمله باخت به الجزایر در شرایطی که ایران با قرعه مناسبی در شروع مسابقههای مقدماتی المپیک مواجه بود. شکست از الجزایر موجب فروکش کردن تمام انگیزههای تیم شد.
شکست از ژاپن و دیگر شکستها نشانگر این بود که تدارکی متناسب با شان این مسابقهها ندیده بودیم. پیروزی بر استرالیا نیز بر خلاف دوره پیشین، ارزش بالایی نداشت؛ چرا که این تیم پس از باخت به کره و ژاپن و از دست دادن امیدها و انگیزههایش در گیمهای اول و دوم بازی با ایران، با ذخیرههای خود به میدان آمد و وقتی نفرات اصلی خود را آورد که کار از کار گذشته بود و ایران در گیم سوم که رویارویی حقیقی 2 تیم بود، با پیروزی 25 بر 23 مرهمی روی زخمهای خود گذاشت.
در مجموع برای اینکه تنها نیمه خالی را ندیده باشیم، به این نکته هم اشاره میکنیم که تیم دگرگون شده ایران در برخی پستها توانست جایگزینان مناسبی برای بازیکنان پرتجربه خود به دست آورد و مهمترین دستاورد این مسابقهها، تثبیت جوانانی چون سعید معروف، سیدمحمد موسوی و محمد محمدکاظم بود؛ 3 بازیکنی که با قرار گرفتن در میان برترینهای مسابقهها نشان دادند میتوانند ستونهای جدیدی برای تیمملی در رویدادهای پیش رو مثل جام ملتهای آسیا 2009 و بازیهای آسیایی 2010 باشند.
این مسابقهها واقعیت دیگری را نیز برای مسوولان والیبال کشورمان به همراه داشت و آن اینکه اگر قرار است مثل سالهای اخیر والیبال ایران مدعی قهرمانی آسیا باقی بماند، نیازمند حضور یک مربی تمام وقت است.
حالا بر مسوولان فدراسیون است که با توجه به رسیدن به این نتیجه، راهکار جدیدی را برای دستیابی به موفقیت پیدا کنند. بر همین اساس؛ 1 به گائیچ حضور تمام وقت در ایران را به عنوان یک مربی حرفهای بقبولانند 2 برنامهریزی مناسبتری بر اساس برنامه تعریف شده برای دستیابی به اهداف معینی همچون حضور در لیگ جهانی، کسب طلای گوانگ ژو و حضور در المپیک 2012 لندن به عمل آید.
فقط در سایه جمعبندی و ارزیابی کارشناسانه، فدراسیون والیبال کشورمان قادر خواهد بود خلا موجود میان کسب موفقیت در نوجوانان و جوانان را با تشکیل یک تیم مقتدر در رده بزرگسالان پر کند.
ما از برنامهریزی فعلی جواب عکس گرفتهایم و بهترین راهکار اصلاحی در تیم ملی استفاده از بخشی از سرمایههای ذخیره شده در تیمهای نوجوانان و جوانان است.
ایران نشان داده است از لحاظ استعداد از دیگر آسیاییها برتر است، ولی حضور مستمر دیگر رقبا در رویدادهای بینالمللی، به همراه استفاده از مربیان تمام وقت با دانش و ورود و خروج منطقی بازیکنان بین تیمهای ملی ردههای مختلف سنی، امتیازات آنها نسبت به ماست.
مجید عباسقلی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: