در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
به دنبال این تماس، کارآگاهان جنایی اداره آگاهی استان تهران به همراه بازپرس کشیک ویژه قتل دادسرای امور جنایی کرج به محل حادثه اعزام و با اجساد مقتولان به نامهای یاور و کورش (23 و 15 ساله) که با ضربههای جسمی سخت به قتل رسیده بودند، روبهرو شدند. به این ترتیب، اجساد مقتولان برای بررسی علت مرگ به پزشکی قانونی منتقل و جستجو برای یافتن قاتل فراری آغاز شد و ماموران به تحقیق از برادر مقتولان پرداختند.
ردپای پدر در قتل 2 فرزند
پسر جوان در اظهاراتش به پلیس گفت: چند ساعت پیش از محل کارم خارج شدم و به منزلمان رفتم؛ اما از افراد خانوادهام خبری نبود، نگران شدم و پس از جستجوی فراوان، در حمام منزل با اجساد 2 برادرم روبهرو شدم و با داد و فریاد همسایهها را خبر کردم و ماجرا را به مادرم که منزل را ترک کرده و در منزل یکی از اقوام به سر میبرد اطلاع دادم.
پدرم هم ناپدید شده است و گمان میبرم او قاتل برادرانم است.
با به دست آمدن این اطلاعات، سیفالله 52 ساله به عنوان مظنون به قتل تحت تعقیب قرار گرفت و جستجو برای یافتن متهم فراری آغاز شد.
ماموران در ادامه تحقیقات پی بردند که سیفالله متهم فراری بارها با همسرش مشاجره داشته و چند بار او را کتک زده است و 4 ماه پیش هم به اتهام کتک زدن و آسیب رساندن به همسرش دستگیر و زندانی شده بود تا این که 10 روز پیش با سپردن وثیقه از زندان آزاد شده؛ اما چند روز پس از آزادی باز هم با همسرش درگیر شده که او هم منزل را ترک کرده و به منزل یکی از اقوامش رفته و سیفالله هم با 3 فرزندش در منزل مانده است.
تحقیقات پلیسی ادامه داشت تا این که ماموران پی بردند، قاتل فراری به شهر میانه گریخته و در منزل یکی از آشنایانش به سر میبرد.
ماموران با کسب نیابت قضایی از سوی بازپرس حسینی رازلیقی رئیس شعبه یکم دادسرای امور جنایی کرج، به شهر میانه عزیمت کردند و شامگاه 18 خرداد امسال، مخفیگاه متهم فراری سیفالله را شناسایی و او را در پی عملیات ضربتی دستگیر و برای ادامه تحقیقات به اداره جنایی آگاهی استان تهران منتقل کردند.
متهم به قتل در بازجوییهای پلیسی، بصراحت به قتل 2 فرزندش اعتراف کرد و روز گذشته برای ادامه تحقیقات به شعبه یکم بازپرسی دادسرای امور جنایی کرج انتقال یافت.
اعتراف پدر به قتل 2 پسرش
سیفالله متهم به قتل در اظهاراتش به بازپرس حسینی رازلیقی گفت: من و همسرم بر سر مسائل مختلف باهم اختلاف داشتیم و درگیریمان به کتککاری منجر میشد تا این که 4 ماه قبل، پس از مشاجره با همسرم، او را بشدت کتک زدم که او و فرزندانم از من شکایت کردند که دستگیر و زندانی شدم تا این که 10 روز پیش با سپردن وثیقه از زندان آزاد شدم و به منزلم رفتم، مشاجره میان من و همسرم بازهم شروع شد و او منزل را ترک کرد و به خانه یکی از اقوامش رفت و من و فرزندانم در منزل ماندیم.
شب حادثه، پسرم یاور شروع به مشاجره با من کرد و مدام از من میخواست سند منزل را به نام مادرش به ثبت برسانم و پس از عذرخواهی از وی، او را به خانه بیاورم تا شرایط زندگیمان بهتر شود.
پدر سنگدل ادامه داد: اما من حرفهایش را قبول نمیکردم. مشاجرهمان بالا گرفت و در اوج عصبانیت کلنگی را برداشتم و برای ترساندن پسرم، به سمت وی گرفتم که نفهمیدم چطور شد، ضربهای به سرش زدم، قصد فرار داشتم که پسر کوچکم کوروش (15 ساله) از اتاق خوابش بیرون آمد و با مشاهده جسد برادرش، شروع به داد و فریاد کرد و با من درگیر شد که دیوانهوار به سمت وی هم حملهور شدم و با همان کلنگ ضربهای به سرش زدم و او هم روی زمین افتاد. بالای سر اجساد فرزندانم گریه کردم و هرچه آنها را صدا زدم، جوابی ندادند، از ترس نمیدانستم چکار کنم.
بنابراین، اجساد آنها را داخل حمام منزل انداختم و فرار کردم که خون فرزندان بیگناهم دامان مرا گرفت و دستگیر شدم. از قتل آنها پشیمان هستم.
بنا بر این گزارش، پدر فرزندکش با قرار قانونی بازداشت و برای ادامه تحقیقات به اداره جنایی آگاهی استان تهران منتقل شد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: