سناریوی‌امریکا برای تغییر نظام‌اسلامی

حامیان سناریوی تغییر نظام اسلامی در ساختار تصمیم‌گیری سیاست خارجی امریکا به 2 جبهه اصلی حامیان تغییر قهری و حامیان تغییر دموکراتیک نظام اسلامی تقسیم می‌شوند. در حقیقت، تفاوت میان این دو گروه نه در اصل و لزوم تغییر ماهیت نظام اسلامی بلکه در راهکارهای اجرایی موثر است که برای رسیدن به این هدف ترسیم و تصویر می‌شود.
کد خبر: ۱۷۹۸۱۳
در ادامه تلاش خواهد شد به طور مختصر به طیف‌بندی درونی حامیان سناریوی تغییر نظام اسلامی در امریکا اشاره شود:

 الف -‌  تغییر قهری (تغییر از راه حمله نظامی)

براساس این طرز تفکر، حمله نظامی راه‌حل غیردموکراتیک، خشن و سخت‌افزارانه‌ای است که مقدمه‌‌ای لازم و گریزناپذیر برای رسیدن به شرایط ثبات و دموکراسی در ساختار جمهوری اسلامی است. در حقیقت حامیان این ایده می‌پذیرند که راه‌حل آنها در قبال تهران در تعارض با طرح خاورمیانه بزرگ قرار می‌گیرد، ولی صرف تاکید و توجه به تغییر از پایین را به طور قاطعی رد می‌کنند و در عوض به تعبیر خود راهکار موثرتر و کوتاه‌تر یعنی تغییر از بالا را در دستور کار قرار می‌دهند. این مساله دقیقا نشاندهنده همان پارادوکسی است که هم‌اینک بوش و تیم نو‌محافظه‌کاران وی در رفتار خاورمیانه‌ای از خود نشان می‌دهند.

نومحافظه‌کاران کاخ سفید از یکسو پس از واقعه 11 سپتامبر 2001، ایده و طرح امریکایی خاورمیانه بزرگ را مطرح کرده‌‌‌اند که براساس آن زیرساخت‌های اطلاعاتی، ارتباطی، چرخش آزاد اطلاعات و دموکراسی در این منطقه تقویت پیدا می‌کند و از سوی دیگر به جنگ با کشورهای موسوم به محور شرارت(Axis of Evil)  می‌رود.

براساس این رویکرد بوش، ارزش‌های امریکایی (که در قالب اندیشه‌های ویلسون، رئیس‌جمهور وقت امریکا تجلی پیدا کرده است) باید با به کارگیری ابزارهای سخت (نظامی) به دیگر مناطق جهان (از جمله خاورمیانه به عنوان یکی از راهبردی‌ترین مناطق فعلی جهان) انتقال پیدا کند.

حامیان تفکر تغییر قهری نظام اسلامی، نو‌محافظه‌کاران رادیکالی هستند که سرخوش از تغییر رژیم در افغانستان و عراق پس از واقعه یازدهم سپتامبر2001 ایده مشابهی را در قبال ایران در سر می‌پرورانند.

براساس ایده نظریه‌‌پردازان: تغییر قهری نظام اسلامی که افرادی مانند ریچارد پرل، پاتریک کلاوسون، مایکل روبین و روئل گرشت از آن بشدت حمایت می‌کنند مذاکره و دیپلماسی نمی‌تواند راهکار موثری برای حل و فصل مسائل فی‌مابین ایران و امریکا به شمار رود و تنها باید از طریق حمله نظامی و تغییر نظام اسلامی این مشکلات را میان ایران و غرب حل و فصل کرد.

ریچارد پرل از چهره‌های سرشناس نو‌محافظه‌کار امریکا، دستیار وزارت دفاع امریکا در دوره ریاست جمهوری ریگان و رئیس هیات مشاوران وزیر دفاع امریکا در دوره دونالد رامسفلد است که از او به عنوان یکی از معماران و مشوقان اصلی جنگ عراق یاد می‌شود.

وی در یکی از مصاحبه‌هایش با رادیو فردا نیت خود را مبنی بر لزوم تغییر قهری حکومت دینی ایران آشکارا بیان کرده است: «به نظر من حکومت فعلی ایران نه می‌تواند خود را اصلاح کند و نه می‌خواهد اصلاح شود. تنها تغییر رژیم از طریق حمله نظامی می‌تواند ضامن دموکراسی و احیای حقوق فردی در ایران باشد.»

مایکل روبین و روئل گرشت از کارشناسان موسسه اینترپرایز نیز از جمله چهره‌های نو‌محافظه‌کاری هستند که مذاکره با جمهوری اسلامی را به منزله مشروعیت بخشیدن به ماهیت ضدامریکایی و ضداسرائیلی جمهوری اسلامی قلمداد می‌کنند.

پاتریک کلاوسون نیز معاون پژوهشی موسسه واشنگتن و از مسوولان موسسه پژوهشی وینپ معتقد است که شکست تجربه گفتگو با ایران در دوره اصلاحات (دوران ریاست جمهوری خاتمی) و روی کار آمدن دولت ضد غربی نشان داد که نه از راه همکاری بلکه از راه جدال باید با جمهوری اسلامی برخورد کرد.

ب - تغییر نظام از درون‌

همزمان با ظهور و تقویت گفتمان و جریان تقابل‌گرای خشونت محور با محوریت حمله نظامی به ایران، یک جریان دیگر که در هدف  یعنی براندازی نظام جمهوری اسلامی  با جریان خشونت‌گرا موافق است، در عرصه سیاسی امریکا بروز کرده ولی ایده دیگری را برای این کار ارائه کرده است.

نظریه‌پردازان این جریان در درجه اول معتقدند هر گونه اقدام خشونت‌آمیز بخصوص عملیات نظامی، نفرت در میان ایرانیان از امریکا و دولت آن را برای سالیان دراز ریشه‌دار خواهد کرد و امکان روی کار آمدن یک دولت هوادار امریکا را در این کشور با مشکلات زیادی روبه‌رو می‌کند.

تت ‌گلن ‌کارپنتر، معاون مطالعات دفاعی و سیاست خارجی موسسه کیتو واشنگتن در سخنرانی خود با عنوان بررسی راهکارهای برخورد با برنامه هسته‌ای ایران در این موسسه، تغییر جمهوری اسلامی از طریق مداخله خارجی را زمینه‌ساز افزایش حمایت مردم ایران از حکومت داخلی در مقابل دخالت‌های خارجی ارزیابی کرده است.

بعلاوه پیگیری تز تغییر قهری نظام اسلامی به گونه‌ای به عنوان عاملی جدید در تشدید بی‌ثباتی و ناآرامی در نظر گرفته می‌شود که منطق درونی تغییر نظام از طریق حمله نظامی را با تردید و تشکیک مواجه می‌‌کند.

توماس فریدمن در مقاله‌ای در نیویورک تایمز در این خصوص نوشته است: «اقدام نظامی علیه ایران منجر به اضافه شدن یک حکومت بی‌ثبات دیگر به مجموع حکومت‌های بی‌ثبات در خاورمیانه خواهد شد.»

به اعتقاد حامیان سناریوی براندازی غیر‌قهری، ایران به علت برخورداری از سوابق دموکراسی و وجود نهادهای مردم‌سالار و همچنین پتانسیل‌های موجود برای حرکت‌های مردمی و غیر‌دولتی از استعداد و ظرفیت بالایی برای تغییر نظام سیاسی به روش‌های غیر‌خشونت‌آمیز برخوردار است.

منبع: سایت بصیرت‌

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها