در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
این فیلم در آن سال به رکوردی افسانهای به لحاظ جذب بیننده دست یافت. اکنون سالهاست که از عروسکهای این فیلم خبری نیست. سالهاست «پسرخاله» گوشهای از آرشیو عروسکها در کنار کپل، زیزیگولو و هادی و هدی زندگی میکند. به سراغ «پسر خاله» رفتیم تا او را از تنهایی درآوریم.
همه شما «پسر خاله» را میشناسید. او یک زمانی یکی از شخصیتهای معروف تلویزیونی بود. او الان در آرشیو عروسکها زندگی میکند. کمی رنگش زرد شده. حوصله هیچکاری را ندارد. گوشهای نشسته و با خودش حرف میزند.
آقای پسرخاله حالت چطوره؟
مگه چیه؟ حالمم خیلی خوبه.
اینجا خیلی تنهایی؟
تنها؟ مگه چیه؟ این همه عروسک رو اینجا نمیبینی؟
چند ساله توی آرشیو زندگی میکنی؟
بیشتر از 10 ساله مگه چیه؟
هیچ میدونی بچهها شما را خیلی دوست داشتند؟
خب من هم دوستشون داشتم مگه چیه.
تا حالا کسی بتو سرزده؟
خیلیها میان یه نگاهی بمن میکنن و میخندن و میرن. مگه چیه خنده داره؟
بالاخره موفق شدی کلاه قرمزی، پسرخالهات را ببینی؟
خب بله. آنجا نشسته. مگه نمیبینی؟
چرا میبینم انگار از چیزی ناراحته؟
ناراحت باشه مگه چیه؟ پسرخاله.
توی این انبار همه کارهایتان را خودتان انجام میدهید؟
بله. نون میگیریم، نفت میگیریم، جارو میکنیم، پارو میکنیم مگه چیه؟
این گنجشک که کنارت نشسته اسمش چیه؟
گنجشکک اشی مشی یه دیگه مگه چیه؟
اینها دیگه کی اند؟
کپله. اونم که پشت میز خوابیده خوشخوابه.
تا حالا با هم دعوایتان شده؟
دعوا چیه؟ دعوا بده. من اگه کپل رو بزنم میمیره. گناه داره. دوستش دارم. یه زمانی ما با هم همکار بودیم. هر دو معروف بودیم، مشهور بودیم، محبوب بودیم. همه ما رو نگاه میکردن. با ما عکس میانداختند.
الان چی؟ معروف و محبوب و مشهور نیستید؟
چه میدونم مگه چیه شایدم باشیم.
تصمیم ندارید کلاهتان را از سرتان بردارید؟ تابستان نزدیک است؟
با کلاه من چیکار داری؟ دوستش داری؟ بیا بگیر، مال تو.
ممنونم. میخواستم بپرسم....
نپرس دیگه. خسته شدم. میخوام برم نون بگیرم. نفت بگیرم. زمین رو جارو کنم. برای پسرخالم که مریضه آش بگیرم مگه چیه؟
معصومه پارسامهر
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: